X
تبلیغات

طراحی سایت

قالب وبلاگ

صاعقه

طراحی سایت


صاعقه
 
یک وبلاگ برای جنگنده
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه
موشک زمین به هوای MIM-23 موسوم به HAWK

تعداد لانچرها : 150
تعداد موشكها : بيش از هزار فروند
ستون فقرات پدافند موشکی ضدهوائی ایران را سیستمهای پیشرفته HAWK تشکیل می دهند که تقریبا قادر به رهگیری و انهدام هر نوع هواپیمائی می باشد. طراحی و ساخت این موشک در دهه ۱۹۵۰ میلادی آغاز شد و در سال ۱۹۶۲ آزمایش شد و بعدا به تولید انبوه رسید و چندین بار در آن تغییراتی ایجاد شد تا آنجا که در سالهای کنونی تبدیل به یک سیستم ضد موشکی شده است. این سیستم در جنگ ۱۹۶۷ میان اعراب و اسرائیل و در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به خوبی عمل کرد و تعداد زیادی هواپیمای عراقی توسط این موشک سرنگون شد. ایران دارای تعداد زیادی موشک هاوک است که با چنین پدافندی در کنار توپهای قدرتمند ضدهوائی تقریبا هر نوع هواپیمای مهاجم محکوم به نابودی هست.
لازم به ذکر است که این موشکها در ردیف موشکهای برد متوسط ضدهوائی قرار داشته و در صورت ارتقا و نصب سیستمهای پیشرفته قابلیت رهگیری و انهدام موشکهای كروز و بالستیک را نیز دارد.
مشخصات این موشک عبارتند از :
كشور سازنده : ايالات متحده آمريكا
نوع ماموریت : انهدام انواع هواپیما در ارتفاع متوسط + انهدام موشكهاي كروز
طول : ۳.۸۱m قطر : ۳۸.۴cm
وزن : 635kg
حداكثر برد : ۲۴ الی ۴۰ کیلومتر
حداكثر ارتفاع اثر : ۹.۱۴km
سرعت : ۲۶۵۰ کیلومتر در ساعت
نوع سیستم هدایتی : Radar directed semi-active homing
نوع سیستم هدایتی درون موشک : Semi-active homing
وزن کلاهک : ۱۳۶.۲ کیلوگرم
بازه زمانی شلیک : ۳ ثانیه
حسگرها : High power continuous wave radar (HIPIR)
Continuous wave acquisition radar (CWAR)
Pulse Acquisition Radar (PAR) and passive optical scan
قیمت هر موشک : ۲۵۰۰۰۰ دلار
هزینه ایجاد یک سایت موشکی هاوک با توجه به منابع اطلاعاتي آمريكا( هزینه موشکها در نظر گرفته نشده است) : ۴۵۰۰۰۰۰۰ دلار
موشك زمين به هواي سام-6 موسوم به گينفول
تعداد لانچرها : 50؟
تعداد موشك : ؟؟؟

موشك سام-6 را مي توان رقيب روسي هاوك دانست كه يك سر و گردن از آن قويتر است. پروژه ساخت اين موشك در دهه 1950 آغاز شد. اولين تست آن در سال 1961 انجام گرفت كه مشكلاتي از جمله نقص موتور آن آزمايش را ناموفق كرد. ولي سرانجام پس از رفع نواقص در سال 1966 با موفقيت آزمايش شده و سپس به توليد انبوه رسيد. در سال 1977 هم نوع ارتقا يافته اين موشك با موفقيت آزمايش شد كه تواناييهاي بيشتري نسبت به نوع قبلي دارا بود. در ضمن نوع مخصوص نيروي دريايي اين موشك با كد سام-ان-3 شناخته مي شود. به هر حال اين موشك هم اكنون نيز جزو خطرناكترين سيستمهاي پدافند ضد هوايي محسوب مي شود كه در صورت استفاده صحيح دقت آن تقريبا 80 - 95 ٪ است. لازم به ذكر است كه در جنگ 1973 بين اعراب و اسراييل ، مصر با استفاده تقريبا حرفه اي از اين موشك 64 فروند جنگنده اسراييل را تنها با شليك 95 موشك سرنگون ساخت!
مشخصات اين سام-6 عبارتند از :
كشور سازنده : شوروي سابق
نوع ماموريت : انهدام انواع هواپيما در ارتفاع متوسط + انهدام موشكهاي كروز
طول : 5.8 متر قطر : 33.5 سانتيمتر
وزن : 599 كيلو گرم
حداكثر برد : 24 الي 28 كيلومتر
حداكثر ارتفاع اثر : 12 الي 14 كيلومتر
سرعت : 2.8 ماخ
وزن كلاهك : 59 كيلوگرم
بازه زماني شليك : 20 ثانيه
نوع سيستم هدايتي : semi-active radar homing
(on recently upgraded complexes TV/optical seeker introduced)
For protection aganst anti-radar missiles seeker of SAM can lock on target mid-air, after launch

موشك پيشرفته اس-200

تعداد لانچرها : 15
تعداد موشك : ؟؟

طراحی و ساخت این موشک به دهه 1960 مربوط میشود (سام- 5 نوع پیشرفته تر سام- 2 میباشد) که بعد از گذشت 4 دهه هنوز هم جزو خطرناکترین سلاحهای جهان میباشد. در ابتدا سام- 5 یک پدافند ضد بالستیک بود که بعدا برای رهگیری هواپیماهای پرسرعت نیز از آن استفاده شد. برد این موشک در مدلهای پیشرفته 300 کیلومتر میباشد ولی نوع فروخته شده به ایران دارای بردی 200 کیلومتری است که باز هم فوق العاده هست! ایران از این سیستم میتواند برای انهدام بمب افکنها و موشکهای بالستیک استفاده کند.
مشخصات این موشک عبارتند از :
کشور سازنده : شوروی سابق
نوع ماموریت : انهدام تمام هواپیماها در تمام ارتفاعات + انهدام موشکهای بالستیک
طول : 10.72 متر قطر : 85 سانتیمتر
حداکثر برد : 300 کیلومتر
حداقل برد : 17 الی 60 کیلومتر
حداکثر ارتفاع اثر : 41 کیلومتر
سرعت : 4 ماخ
نوع كلاهك : متعارف در مدلهاي دفاع هوايي و هسته اي در نوع ضد بالستيك
وزن کلاهک : 215 کیلوگرم
زمان لازم براي شارژ مجدد لانچر : 50 دقيقه
نوع سیستم هدایتی :
Each missile battalion has one 320 km range P-35M BARLOCK-B E/F-band target search and acquisition radar with an integral D-band IFF system, one 270 km range SQUARE PAIR H-band missile guidance radar, and six trainable semi-fixed single rail launchers.
رادارهای مورد استفاده هم عبارتند از :
http://www.fas.org/nuke/guide/russia/airdef/s-200.htm
موشك زمين به هواي سام-2 موسوم به گايدلاين

تعداد لانچرها : 50
تعداد موشك : ؟؟؟

اين موشك كابوس خلبانان آمريكايي در جنگ ويتنام بود كه هواپيماهاي زيادي را سرنگون ساخت. طراحي و ساخت اين موشك به دهه 1950 باز ميگردد (نوع ارتقا يافته سام-2) و هدف از آن ايجاد يك پدافند چندگانه دفاع هوايي و هم ضد بالستيك بود كه در آن زمان حريفي نداشت. اولين آزمايش موفقيت آميز اين موشك در سال 1959 صورت گرفت كه بعدا تغييراتي در آن ايجاد شد. در سال 1964 كه آمريكا به ويتنام حمله كرد روسها كه مايل به جنگ رو در رو با آمريكا نبودند تصميم جالبي گرفتند و آن آموزش و تجهيز نيروهاي ويتنامي عليه آمريكا بود يا به عبارتي ديگر ميدان جنگ مبدل به يك مكان براي آزمايش سلاحهاي روسي و آمريكايي شده بود و در اين ميان ويتناميها از همه بيشتر آسيب مي ديدند. روسها با اين تصميم بجا و درست توانستند به مدت 10 سال اصليترين رقيب خود را آنچنان زمينگير كنند كه در صورت ادامه جنگ احتمال فروپاشي اقتصادي آمريكا قابل پيش بيني بود (هزينه جنگ ويتنام براي آمريكا بيش از 530 ميليارد دلار بود كه با توجه به اقتصاد آن زمان غير قابل تحمل ميباشد). اين موشك هم مانند ديگر موشكهاي قديمي روسي هنوز هم با گذشت 4 دهه جزو خطرناكترين موشكها برای بمب افکنها محسوب ميشود و در صورت استفاده صحيح مي تواند خیلی موثر باشد.

مشخصات سام-2 عبارتند از :
كشور سازنده : شوروي سابق
نوع ماموريت : رهگيري هواپيما در تمام ارتفاعات + رهگيري موشكهاي بالستيك
طول : 10.6 متر قطر‌ : 70 سانتيمتر
وزن‌: 2300 كيلوگرم
حداكثر برد : 50 كيلومتر
حداقل برد‌ : 7 كيلومتر
حداكثر ارتفاع اثر : 40 كيلومتر
سرعت : 4.5 ماخ
شعاع تخريب پس از انفجار : 65 متر در نوع متعارف
نوع كلاهك : متعارف در نوع دفاع هوايي و هسته اي در نوع ضد بالستيك
وزن كلاهك : حداكثر 300 كيلوگرم
زمان لازم براي شارژ مجدد لانچر : 10 دقيقه
نوع سيستمهاي هدايتي :
Command
FAN SONG radar
KNIFE REST radar
SIDE NET radar
SPOON REST radar
براي آشنايي با رادارهاي ذكر شده در بالا به آدرس http://www.globalsecurity.org/military/world/russia/v-75.htm مراجعه كنيد.
موشك زمين به هواي RAPIER
تعداد لانچرها : 30
تعداد موشك : ؟؟؟

موشك RAPIER براي دفاع هوايي در ارتفاع پايين بكار ميرود و ساخت انگليس ميباشد. با وجود اينكه اين موشك تقريبا قديمي شده و در مقابل هواپيماهاي مدرن امروزي كارايي زيادي ندارد ولي باز هم با استفاده اصولي ميتواند حداقل تا سال 2010 در خدمت باشد. هر يك واحد موشكي RAPIER ميتواند محدوده اي با 100 كيلومتر مربع وسعت را پوشش دهد و وسيله خوبي براي مقابله با بمب افكنها و هواپيماهاي شناسايي و كند پرواز ميباشد.
مشخصات RAPIER عبارتند از :
كشور سازنده : انگليس
نوع ماموريت : انهدام هواپيما در ارتفاع پايين
طول : 2.35 متر قطر : 13.3 سانتيمتر
وزن : 42 كيلوگرم
حداكثر ارتفاع اثر : 3 كيلومتر
حداكثر برد : 8 كيلومتر
سرعت : +2 ماخ
نوع سيستم هدايتي : Semi Automatic to line Sight
موشك زمين به هواي Tigercat
تعداد لانچرها : 25
تعداد موشك : ؟؟؟

براي دفاع سبك هوايي در ارتفاع پايين بكار ميرود. در ضمن اين موشك قديمي شده و در جنگهاي مدرن امروزي بدرد نميخورد.
مشخصات Tigercat :
كشور سازنده : انگليس
نوع ماموريت : انهدام هواپيما در ارتفاع پايين
طول : 1.48 متر قطر : 19 سانتيمتر
وزن : 65 كيلوگرم
حداكثر برد : 6.5 كيلومتر
سرعت : 0.8 ماخ
موشك زمين به هواي شهاب ثاقب (HQ-7 / FM-80)
تعداد لانچرها : +10
تعداد موشك : ؟؟؟

اين سيستم دفاعي اصولا براي انهدام هواپيما در ارتفاع پايين طراحي شده و وسيله دفاعي خوبي ميباشد. در كل يك موشك مناسب و قدرتمند مخصوصا براي نيروي دريايي ميباشد. طراحي و ساخت اين موشك مربوط به دهه 1980 و 1990 ميلادي است و نوع پيشرفته تر آن FM-90 ميباشد كه در سال 1998 با موفقيت آزمايش شد. اين موشك ميتواند در هر موقعيت و در هر شرايط آب و هوايي اهداف خود را منهدم كند و رقيب سرسختي براي سيستمهاي Chaparrel آمريكا - Rapier انگليس - Roland آلمان و فرانسه ميباشد. ايران از روي نسخه FM-80 موشك پيشرفته شهاب ثاقب را طراحي و توليد كرد كه از آن قويتر و بهتر ميباشد و دقت آن 96 ٪ ميباشد.
مشخصات موشك FM-80 عبارتند از :
كشور سازنده : جمهوري خلق چين
نوع ماموريت : انهدام هواپيما در ارتفاع پايين
طول : 3 متر قطر : 15 سانتيمتر
وزن : 85 كيلوگرم
حداقل و حداكثر برد مفيد : 8-12 كيلومتر
حداكثر ارتفاع اثر : 5.5 كيلومتر
سرعت : 2.3 ماخ
وزن كلاهك : 14 كيلوگرم
نوع سيستم هدايتي : Radar, IR & optical

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه

First Russian Anti Aircraft Missile 217/I

این راکت اولین موشک ضد هوایی است که در روسیه ساخته و مشاهده شد و از طرحی شبیه یک هواپیمای معمولی با کمی بالهای بزرگتر و سیستم هدایت آیرودینامیکی آن بوسیله سطوح هدایتی نصب شده بر دم هواپیما انجام میپذیرد.

از این راکت در خلال جنگ جهانی اول هم بصورت آزمایشی استفاده شد. آزمایشات در سالهای 1909 الی 1912 بدون موفقیت در شهر سسترورتسکا (Sestroretska) به دلیل ضعف در ترکیب سوختی بکار رفته در راکت بود. در این آزمایشات افرادی از جمله N V Gerasimov در سالهای 1909-1912 و N A Sytenko در سالهای 1909-1910 و I V Volovskiy در 1912 و ... حضور داشتند.

با وجود عدم موفقیت در آزمایشات از این این موشک در جنگ جهانی اول علیه بالنهای هیدروژنی آلمانی استفاده شد!

ارنست لهمان که بعدها در هیندنبرگ کشته شد از حمله موشکی روسها به بالن زیپلن LZ-90 وی در سال 1916 چنین شرح میدهد که 3000 کیلوگرم بمب بر خط آهن Bar-le-Dieu در فرانسه رها کرده بود که مورد هجوم راکت قرار گرفت و اجبارا زیپلین را تا ارتفاع 3260 متر بالا برد.


کورولوف (سازنده راکت) 217 راکت را برای آزمایشات شلیک کرد و در خیال ساخت یک سیستم ضد هوایی بود!


مشخصات
سازنده: کورولوف
تراست: 18.14 کیلو نیوتن
وزن: 120 کیلوگرم
طول: 2.27 متر
طول بال: 2.2 متر
برد: 6.8 کیلومتر
موتور سوخت جامد با 17.5 کیلوگرم پیشران PTP و زمان سوزش 3.5 ثانیه
سرعت: 300 کیلومتر بر ساعت
ارتفاع درگیری: 3000 متر


Second Russian SAM Missile , 217/II

دومین موشک ضد هوایی است که قبل از جنگ جهانی دوم در روسیه به پرواز در آمد. 217/2 همانند موشک قبلی 217/1 از طرح راکتی استفاده میکرد و دارای چهار بال کوچک و متحرک بود.

موشک از یک پرتابگر با طول 10 متر شلیک میشد که پرتابگر امکان جابجایی و تغییر جهت را داشت. موتور سوخت جامد میتوانست موشک را تا ارتفاع 1000 متری بالا برده و بعد از آن سرعت موشک کاسته میشد. آزمایشات با استفاده در مقیاس کوچک و با سوخت باروت ثابت کرد که استفاده از بالهای به شکل صلیب بهترین کارایی را خواهد داشت. این پروژه توسط فردی به نام دریازکوف (M P Dryazgov) هدایت میشد.

مشخصات
سازنده: کورولوف
وزن: 140 کیلوگرم
طول: 1.84 متر
طول بال: 0.79 متر
برد: 6.84 کیلومتر
موتور: سوخت جامد با پیشران PTP به وزن 17.5 کیلوگرم
سرعت: 300 کیلومتر بر ساعت
ارتفاع اثر: 3270 متر

منبع سایت میلیتاری


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه

نیروی هوایی پاکستان                                                            اشاره: بحث نوسازی و تجهیز نیروی هوایی کشورمان، بحثی است که پس از پایان جنگ تحمیلی، همواره مطرح بوده است. اما در عمل، به دلیل مشکلات سیاسی و ... و تا حدودی نیز کم توجهی مسولان، این مساله هنوز به درستی پیاده نشده است. در این راستا، نگاهی به وضعیت نیروهای هوایی کشورهای منطقه و همچنین بررسیبرنامه های آتی این نیروهای هوایی، می تواند مسایل مختلفی را در مورد جایگاه نیروی هوایی کشورمان و وضعیت فعلی آن روشن سازد. به علاوه، داشتن اطلاعات کافی از ساختار نیروهای هوایی مختلف و نحوه آرایش این نیروها مساله ای است که می تواند بسیار مفید واقع شود.

نيروي هوايي پاكستان (PAF) از روز 15 اوت 1947 با تعدادي خلبان و هواپيما كار خود را آغاز كرده و در حال حاضر PAF دارای حدود 330 هواپيماي جنگنده و 45000 پرسنل است. استخوان بندی نیروی هوایی پاکستان از پنج معاونت عملیات، مهندسی، پرسنل، برنامه ریزی و آموزش تشکیل شده است.

1- نيروي هوايي پاكستان - ساختار فرماندهی

از لحاظ جغرافيايي، PAF به سه مرکز فرماندهي تقسيم مي‌شود. اين مراکز عبارتند از بخش شمالي (واقع در پیشاور)، بخش مركزي (واقع در سرگودا) و بخش جنوبي (واقع در مسرور كراچي). این مراکز فرماندهي داراي 4 مركز عملياتي واقع در شمال (پیشاور)، غرب(کویته)، مركز (سرگودا) و جنوب (كراچي) و هفت مركز گزارش و كنترل فرعي است.

PAF داراي نه پايگاه عملياتي اصلي است كه تحت هر شرايطي (در زمان جنگ يا صلح) به طور كامل فعال مي‌باشند. اين نه پايگاه مجهز به 11 پايگاه تهاجمي هستند كه در زمان جنگ به طور كامل فعال مي‌شوند.

نيروي هوايي پاکستان- انواع هواپيماها و هليکوپترها

اين نيروي هوايي داراي 22 اسكادران رزمي است. شش عدد از اين اسكادران‌ها با استفاده از Aerospatial Alouette III عمليات نجات و جستجو را انجام مي‌دهند و يك واحد نيز عمليات حمل و نقل را برعهده دارد.

بخش هوانوردي نيروي دريايي پاكستان (Pakistan Naval Aviation) با استفاده از هواپيماهاي P-3C Orion، Berguet Atlantic ، فوكر F-27، MK45، westland lynx HAS.3 و Alouette III عمليات گشت هوايي خود را به انجام مي‌رساند.

ميراژهاي فرانسوي نيز از سال 1967 به خدمت نيروي هوايي پاكستان در آمده اند. هواپيماهاي ميراژ III داراي سرعت بالایی بوده و در هر شرایط آب و هوایی قابل استفاده هستند. مجهز به حسگرهای دمایی با برد بالایی نیز هستند و در عين حال هم به عنوان جنگنده و هم به عنوان بمب افكن به کار می روند. در حالي كه ميراژ 5 داراي نوع جنگنده زميني (Ground attack) نيز هست. در سال 1990، PAF، 43 فروند ميراژ III دسته دوم را از استراليا تحويل گرفت و در سال 1996 نيز 40 فروند ميراژ III نوسازي شده و ميراژ 5 را از فرانسه دريافت كرد. 40 فروند جنگنده فالكن F16 A/B نيز توسط آمريكا در 1980 به ناوگان نيروي هوايي پاكستان پيوست که البته PAF 10 سال بعد دسته ديگري از اين هواپيماها نيز سفارش داد.

با تحريك اقتصادي غرب، پاكستان به چين به عنوان اصلي ترين بازوهاي تامين كننده نيازهاي خود روي آورد و تاكنون از اين كشور جنگنده‌هاي چنزو اف- 7 پي و اف – 7جی چند منظوره و هواپيماهاي پشتيبانی A-5III را دريافت كرده است.

اف 7، نوعي از ميگ 21 است كه تحت ليسانس چين ساخته شده است. نيروي هوايي پاكستان از سال 2002 در حال دريافت 55 فروند از آخرين نوع اف 7 پي / جي با تكنولوژي متوسط است تا بدين وسيله خلبانان و خدمه پرواز خود را با سيستم‌هاي تسليحات نيرومندتر آشنا سازد.

در سال 1999 چين و پاكستان همكاري مشتركي با سهم %50 براي ساخت FC- Super7 امضا كردند. اين هواپيما بعدها به JF-17 Thunder مشهور گرديد. انتظار مي‌رود در اواخر دهه جاري JF-17 به توليد انبوه برسد.

PAF علاقه‌مند است كه تا سال 2020، 150 فروند از اين جنگنده سبك وزن چند منظوره را جايگزين هواپيماهاي F-7 ميراژ و A-5III خود نمايد. تاكنون پنج مدل اوليه از JF-17 ساخته شده است . ماكزيمم سرعت اين هواپيما 8/1 ماخ بوده با وجود اين كه برد آن كمتر از F-16 است، JF-17 توانايي ناوبري و هدايت و حمله در هر شرايط آب و هوايي، حمل طيف وسيعي از مهمات و درگيري با هدف در هر سرعت و ارتفاعي را داراست. Fairing هاي نوك بال اين هواپيما محل قراردادن تجهيزات جنگ الكترونيكي است. اين هواپيما مجهز به تسليحات چيني مانند رادار نيمه فعال هدايت كننده و موشك هوا به هوا است كه از توانايي‌هاي كمتري برخوردار هستند.

پاكستان همچنين 6 فروند هليكوپتر HAI Z-9C را از چين خريداري نموده.

هوانوردي پاكستان نيز با جايگزين كردن هواپيماهاي آتلانتيكس خود توسط 8 فروند هواپيماهاي گشت دريايي دوربرد P3C Orion قدرت بيشتري يافت.

در 25 اوت 2005 يك فروند ميراژ به دليل عمر بالا (در حدود 30 سال) و به دليل ساييدگي برخي قطعات آن سقوط كرد. در اين شرايط نيروي هوايي پاكستان در تهيه قطعات اضافي براي اين هواپيما با مشكلاتي مواجه گرديد، زيرا شركت Dassault توليد برخي از قطعات را متوقف ساخته بود. با اين وجود نيروي هوايي پاكستان نمي‌توانست اين هواپيما را به دليل نقش آنها در بازدارندگي هسته‌اي بازنشسته كند. براي رفع اين مشكل، PAF در سال 2004 از نيروي هوايي ليبي، كه به دليل تحريم اقتصادي هواپیماهای میراژ خود را باز نشسته کرده بود ، 150 موتور ،پنجاه فروند ميراژ و مقدار زيادي قطعات يدكي خريداري نمود.

نيروي هوايي پاکستان- هواپيماها و سيستم آموزشي

شركت گروه هوانوردي پاكستان با همكاري چين هواپيماي (k-8) karakoram 8 و Super Mushshak را از روي هواپيماي سوئدي Saab MFI-17 توليد كرده است که خود نيز اين هواپيماهاي آموزشي را به خدمت گرفته است.

در عين حال K-8 که يک جت آموزشي دو نفره‌ است، كه تاكنون به 8 كشور در خاورميانه فروخته شده است، در حالي كه هواپيماي آموزش مقدماتي سبك وزن Super Mushshak كه داراي موتور پيستوني با قدرت 1940 كيلووات است توسط عربستان سعودي و عمان خريداري شده است.

به تازگي نيروي هوايي پاكستان قراردادي را براي دريافت 27 فروند k-8 امضا نموده‌اند. PAF، داراي 16 فروند از اين هواپيماها مي‌باشد.

در آينده، نيروي هوايي پاكستان به MFI-mushshak براي آموزش ابتدايي، k-8 براي آموزش پايه‌اي نوع دو صندلي و JF-17 براي آموزش جنگنده مجهز خواهد شد.

ارتش‌هاي خارجي از تبحر پرسنل زميني و هوايي پاكستان در شگفت هستند. در اين سيستم همواره پس از دادن آموزش‌ها حداقل دو زن براي گذراندن آموزش‌هاي پرواز انتخاب مي‌شوند که ‌اين موضوع نشانگر تمايل مقامات PAF بر حضور مؤثر زنان در صحنه نظامي اين کشور است.

نیروی هوایی پاکستان - تجهيزات موشکي

پاكستان از ميان همسايگان، بيشترين خطر را از جانب هند احساس مي‌كند. البته تعداد پرسنل نيروي هوايي هند (IAF) 4 برابر PAF مي‌باشد. بعلاوه IAF ذخاير بيشتر، توانايي برد بالاتر، تعداد متخصصين بيشتر و توانايي انجام عمليات شناسايي قويتر را دارا بوده و همچنين داراي تعداد هليكوپترهاي جنگي معادل سه برابر PAF، قابليت برتر حمل و نقل هوايي، امكانات ماهواره‌اي و تكنولوژي پنهان شدن از رادار (Stealth) مي‌باشد.

هركدام از كشورهاي پاكستان و هند داراي 40 كلاهك هسته‌اي بوده و هر دو مليت پابه پاي يكديگر براي توسعه سيستم‌هاي پرتاب موشك‌هاي بالستيك خود تلاش مي‌كنند. تا زماني كه موشك شاهين II با 1080 مايل دريايي برد وارد خدمت گردد و هواپيماهاي F-16 و ميراژ 5 نيروي هوايي پاکستان تسليحات دور برد هسته‌اي اين كشور را تشكيل مي‌دهند.

به طور كلي پاكستان، به عنوان كشوري كوچك، نمي‌تواند با هند وارد جنگ شود. برخلاف هند، پاكستان داراي امکان فرماندهي سه گانه نيروهاي استراتژيك tri-service strategic forces) command) نمي‌باشد.

بدین معنی که كلاهك‌هاي جنگي پاكستان و سيستم‌هاي پرتاب ارتش يا نيروي هوايي به صورت مجزا مستقر هستند.

از آنجا كه نيروي هوايي پاكستان توانمندي واكنش سريع را ندارد، نيروهاي متعارف بايد تا رسيدن كلاهك‌هاي هسته‌اي، وظيفه حفظ خط مقدم را برعهده داشته باشند.

جنگنده‌هاي F-16 و ميراژ 5 نيروي هوايي پاكستان به اندازه MIG27، ميراژ 2000 اچ و Su30M نيروي هوايي هند، توانمند نيستند. لذا اين کشور سعي در بهبود وضعيت كيفي هواپيماهاي موجود از لحاظ قابليت بقاپذيري نموده‌ است.

تكنيسين‌هاي پاكستاني موشك تي وارتر متعلق به آفريقاي جنوبي كه يك موشك هوا به هوا با برد متوسط بوده و توسط رادار كنترل مي‌شود را به موشك H-4 BVR با برد 65 مايل دريايي تغيير دادند. نوع سبكتر اين موشك H-2 است كه مجهز به اشعه مادون قرمز مي‌باشد و تا 32 مايل دريايي برد دارد، اين دو موشك قابليت حمل شدن توسط ميراژ را دارند. موشك H-2 با Pytho4 و H-4 با AA-12 در نيروي هوايي هند قابل مقايسه هستند.

پاكستان در حال توليد سيستم موشك كروزي به نام ببور است. اين نام با زيركي تمام بعد از اين كه امپراطوري مغولستان 5 بار به هند حمله كرد انتخاب شده است، گفته می شود كه در ساخت اين موشك مهندسان چيني و اوكرايني نيز همكاري داشته‌اند. اين موشك داراي سرعت بالايي بوده توانمندي پرواز در سطح پايين و بردي برابر 70 مايل دريايي داشته و نوع كلاهك جنگي آن، هم از نوع معمولي و هم از نوع هسته‌اي است. موشك ببور در ابتدا براي پرتاب از سطح زمين و زیر دريا ساخته شد ولي قدم بعدي تبديل اين موشك به يك موشك هوا به زمين است.

نیروی هوایی پاکستان - برنامه‌هاي آتي

پس از واقعه 11 سپتامبر، پاكستان حمايت خود را از آمريكا براي مقابله با تروريسم اعلام كرد. به اين ترتيب از شدت تحريم‌هاي وارده بر اين كشور توسط جهان غرب كاسته شد. از طرفي آمريكا نيز از ترس اين موضوع كه پاكستان با دسترسي به انرژي هسته‌اي به منطقه‌اي براي پرورش تروريسم تبديل شده و سبب ايجاد ناامني‌هاي منطقه‌اي شود، توجه بيشتري به اين كشور نمود.

به اين ترتيب پاكستان كمك‌هاي اقتصادي دريافت كرده، زمان‌بندي پرداخت وام‌هاي اين كشور دوباره تنظيم گرديده و شرايط تجاري نيز براي پاكستان مساعد گرديد. دولت پاكستان نيز كمك‌هاي دريافتي را براي توسعه‌هاي برنامه‌ريزي شده نيروهاي ارتش و PAF به كار بردند.

نكته مهم براي اسلام آباد دسترسي به شبكه‌‌اي براي در اختيار داشتن آخرين تكنولوژي جنگي است و اين به معني حمايت غرب است.

پاكستان تصميم دارد ميراژهاي قديمي خود را مجهز به رادارها و سيستم‌هاي اويونيكي كند. كار مدرنيزه كردن سيستم‌هاي اويونيكي 14 فروند ميراژ 5 نوع F, E توسط شركت ساژم فرانسه انجام مي‌گيرد. در سپتامبر 2004 آمريكا با فروش 7 فروند C-130E به PAF موافقت نمود.

اما نيروي هوايي پاكستان همچنين قراردادي را با اندونزي براي دريافت 4 فروند هواپيماي ترابري CASA CN-235 امضا كرده است. در پي شكل‌گيري همكاري‌هاي جهاني جديد، جنگنده‌هاي F-16 پاكستان در اکتبر 2004 براي آموزش هاي جنگي به پايگاه Kanya در تركيه منتقل گرديد.

نيروي هوايي آمريكا قراردادي 89 ميليون دلاري با لاكهيد مارتين جهت توليد شش سيستم رادار قابل حمل و دوربرد ASTPS-77 براي پاكستان بست. اين رادارهاي تاكتيكي دائماً تصاوير سه بعدي از اهداف هوايي تا برد 243 مايل دريايي تا ارتفاع 100000 پا را فراهم مي‌كند.

اين هواپيماها همچنين مجهز به موشك‌هاي Block-II نيز هستند، PAF تا اواخر سال جاري، دو فروند P3C خود را كه زمين گير شده‌اند راه‌اندازي خواهد كرد. اين کشور همچنين تصميم دارد از ترس اعمال دوباره تحريم ترکیبی از تجهيزات چيني و غربي را خريداري كند.

سيستم هشدار پيش‌هنگام هوايي (AEW) يكي از سيستم‌هاي حياتي براي حفظ موقعيت نيروي هوايي پاكستان به شمار مي‌آيد. سيستم سوئدي Evieye كه داراي AEW بوده و بر روي Saab 2000 نصب خواهد شد، قابل رقابت با سيستم فالکن اسرائيل است كه بر روي Il-76S نصب شده و هند تمايل به خريد آن‌ها را دارد.

سيستم Evieye در مناطق مرتفع كوهستاني پاكستان مورد آزمايش قرار گرفته است.البته فروش برخي از تجهيزات به پاكستان منوط به اجازه از جانب آمريكاست.

در مارس 2005 به پاس كمك‌ها و حمايت‌هاي پاكستان از آمريكا در جنگ بر عليه تروريسم، بوش اجازه فروش جنگنده‌هاي F-16 به پاكستان را صادر كرد.

PAF تمايل به تجهيز ناوگان خود را داشته و تصميمات اوليه نيز براساس خريد 79 فروند F-16 از لاكهيد مارتين مي‌باشد. 55 فروند از اين جنگنده‌ها، F-16 نوع C/Dوخواهند بود و مابقي دستِ دوم مي‌باشند.

به طور كلي پاكستان 60 سال را در حفظ حريم هوايي خود و ترساندن متجاوزان گذرانده و همواره تلاش خود را براي بدست آوردن آخرين تكنولوژي نموده است. استراتژي پاكستان به طور طبيعي بر دفاع استوار است و همواره تلاش نموده بر سر ميز مذاكره، رهبران سياسي را بر روي لبه تيغ قرار دهد. نيروي هوايي پاكستان تنها مي‌تواند دشمنان خود را وادار كند قبل از حمله بيشتر فكر كنند.

PAF با كمك چين و تلاش بي‌وقفه متخصين خود تسليحات موردنياز را به صورت داخلي توليد كرده است. همكاري نزديك پاكستان در جنگ بر عليه تروريسم، PAF را در زمينه انجام عمليات ضد شورشي در مرزهاي افغانستان متبحر نموده است.

تلاش براي مدرنيزه نمودن پايگاه‌هاي زميني دفاع هوايي پاكستان نياز به سرمايه‌گذاري خارجي بيشتر دارد تا PAF را به دوران اوج خود بازگرداند. اما اين كشور براي آماده نمودن پرسنل خود هنوز به سيستم‌هاي آموزشي پيشرفته‌تري نيازمند است.

در اين ميان بزرگترين رقيب نیروی هوایی پاکستان، یعنی نیروی هوایی هند نيز داراي ضعف‌هايي است. كمبود زيرساخت‌ها براي حمايت از تلاش‌هاي هوايي به خصوص در بخش جنوبي، گسترش ترکیب هواپيماي غربي و روسي و قابل اطمينان نبودن برخي از جنگنده‌هاي ,MIG سبب افزايش نرخ تصادف‌هاي هوايي در نيروي هوايي هند شده است.

آمريكا همواره تلاش مي‌كند با فروش تجهيزات و هواپيما به دو كشور پاكستان و هند، نيروهاي اين دو كشور را در حالت تعادل قرار دهد. در این راستا، در كنار فروش جنگنده‌هاي F-16 به پاكستان، به لاكهيد مارتين و بويينگ اجازه داده تا جنگنده‌هاي F-16 و F/A-18 را به هند بفروشد.

در عين حال آمريکا با همکاري مشترک با اين دو کشور قصد افزايش همكاري‌هاي استراتژيك و افزايش امنيت ملي و بهبود سياست خارحي آمريكا را دارد.

از آن‌جا که به دست آوردن مداوم سيستم‌هاي پيچيده نياز به سرمايه‌ها و منابع عظيم انساني و مالي دارد، پاكستان در حال حاضر برای دريافت تكنولوژي‌هاي برتر با مشكلات مالي رو‌به‌رو است. نيروي هوايي پاكستان تجهيزات كافي ندارد اما با توجه به بودجه و تشكيلات موجود، PAF يكي از نيروهاي هوايي متبحر و آماده به حساب مي‌آيد. به هر شكل و در هر وضعيت ممكن، نیروی هوایی پاکستان به عنوان سپر بلاي این کشور عمل خواهد کرد.

ترکیب ناوگان نيروي هوايي پاکستان

مرکز

نوع هواپيما

ستاد فرماندهي هوايي شمالي

مرکز فرماندهي هوايي شمالي

مشتاق

واحد33 ( چند منظوره )

اسکادران 14

F-7P

اسکادران 15

ميراژ SPA

اسکادران 25

ميراژ SPA

36 ( حمله تاکتيکي) Wing

اسکادران 16

A-5III

اسکادران 26

A-5III

اسکادران 81

Alouette III

واحد37 ( آموزش جنگي)

اسکادران 1 ( مرکز تعويض جنگنده)

FT-5

اسکادران 18

F-7P

اسکادران 19

F-7p

اسکادران 86

Alouette III

ستاد فرماندهي جنوبي

مرکز فرماندهي هوایی جنوبي

Mushshak

واحد37(آموزش رزمی)

اسکادران 17

F-7PG

اسکادران 23

F-7PG

اسکادران 85

Alouette III

واحد32(شکاری- بمب افکن)

اسکادران 2

F-7P

اسکادران 7

ميراژ سه EA/DP

اسکادران 8 ( حمله آبي)

ميراژ 5 PA3/PA2

اسکادران 22(مرکز تعويض عملکرد)

ميراژ 5 PA3/PA2 و ميراژ سه DP

اسکادران 84

Alouette III

ستاد فرماندهي مرکزي

پرواز مرکز فرماندهي مرکزي

Mushshak

واحد 34( جنگنده)

اسکادران 5

ميراژ سه EP/RP/DP

اسکادران 20

F-7PG

اسکادران 83

Alouette III

واحد 38( چند منظوره)

اسکادران 9

F-16A

اسکادران 11

F-16A/B

اسکادران 24

فالکن 20F/G

اسکادران 82

Alouette III

مراکزی که مستقیما به سر فرماندهی نیروی هوایی پاکستان گزارش می دهند.

اسکادران 6

C-130B/E

اسکادران 12

بويينگ 707، فالکن 20 ، فوکر F27

اسکادران 41

سسنا 172، Pa-34 سنکا، Y-12-II

آکادمي نيروي هوايي پاکستان، کالج تمرينات پرواز

آموزش مقدماتي پرواز

Mushshak/ Super Mushshak

واحد آموزش های پایه پروازی

T-37B/C

آموزشگاه اساتید خلبان

Mushshak

پرواز ارزیابی

K-8


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه
این روزها زمزمه های زیادی در خصوص حمله به ایران شنیده می شود. کارشناسان مسایل سیاسی, دفاعی و نظامی در گفتگوهای رسمی و غیر رسمی خود به بررسی این مسئله می پردازند, تحرکات مقامات سیاسی و نظامی آمریکا و اسرائیل در کشورهای همسایه ایران (ترکیه, آذربایجان, گرجستان و...) زیاده شده و حتی سران کشورهای دنیا در مذاکرات و بازدیدهای معمول خود قسمتی از وقت خود را به بررسی و صحبت در خصوص فعالیت های هسته ای ایران اختصاص می دهند. این مسئله آنقدر شیوع پیدا کرده که حتی مردم ایران در کنار مطبوعات و سایر رسانه های داخلی در قبال آن واکنش نشان داده و در وبلاگها و سایت های اینترنتی خود مطالبی را در خصوص حمله احتمالی اسرائیل و آمریکا به ایران و تاسیسات هسته ای منتشر کرده اند. این مسائل در روزها و ماههای اخیر اذهان زیادی را به خود مشغول کرده, چه خبر شده؟ آیا قرار است جنگ جدیدی در منطقه خلیج فارس رخ دهد؟
هنوز هیچ کسی نمی داند که در آینده چه اتفاقی می افتد. آیا آمریکا و اسرائیل واقعا در صدد حمله به ایران و بمباران مراکز اتمی ایران می باشند؟
چنین حمله ای بطور حتم پیامدهای بدی خواهد داشت و تمامی معادلات سیاسی, نظامی وامنیتی خاورمیانه, حساس ترین منطقه جهان را بر هم می زند. تحلیلگران خارجی بر این باورند که آمریکا و اسرائیل به احتمال زیاد پیش از آنکه فرصت از دست برود تعدادی از مراکز هسته ای ایران را مورد حمله قرار می دهند!
اما شک و شبهه در این خصوص زیاد است و این اخبار در حالی منتشر می شود که هنوز گفتگوهای مقامات ایرانی برای حل مسالمت آمیز پرونده فعالیت های هسته ای ایران در جریان است و نتایج گفتگوهای اخیر انجام شده در مسکو حاکی از آن است که پرونده ایران از کانال گفتگوهای دیپلماتیک خارج نمی شود و به جبهه جنگ نمی رسد.
اما سوالی که وجود دارد این است که اگر هنوز امید به مذاکره از بین نرفته اسرائیل از کوبیدن بر طبل جنگ و قطعی جلوه دادن حمله غافلگیرانه به تاسیسات هسته ای ایران چه هدفی را دنبال می کند؟
در واقع می توان گفت سران اسرائیل قصد دارند با استفاده از سیاست تزریق ترس و نگرانی به افکار عمومی ایران ضعف نظامی و سیاسی خود را پنهان کنند چرا که از توان لازم برای حمله به ایران برخوردار نیستند و می دانند که در صورت بروز هرگونه حرکت نسنجیده ای در پیشدستی برای حمله نظامی به ایران خود بازنده جنگ با ایران می شوند.
در واقع می توان اینطور پیش بینی نمود که اصلا حمله غافلگیرانه وجود ندارد و سران اسرائیل فقط قصد دارند از این طریق فشارهای روانی در درون ایران را افزایش داده تا بلکه به این امید بتوانند خللی در اراده دولت و ملت ایران در خصوص ادامه فعالیت های هسته ای بوجود آورند.
همه می دانند که اسرائیل در آرزوی تضعیف قدرت ایران است و در این راستا سعی می کند به هر طریقی که شده (حتی جنگ) اهداف خود را عملی نماید. اما می توان گفت که آرزوی اسرائیل برای حمله به ایران و بمباران مراکز هسته ای ایران نظیر آنچه که در سال 1981 و در عراق انجام داد تنها یک آرزوی واهی و بدون پشتوانه است که اسرائیل هیچوقت نمی تواند آنرا عملی نماید. پنج دلیل وجود دارد که هر گونه حمله ای به ایران از سوی اسرائیل شکست می خورد. این دلایل عبارتند از :

1: اسرائیل نمی تواند از بمب اتم استفاده کند
هر چند که تسلیحات پیشرفته در دنیای امروز می تواند نقش یک فاکتور کلیدی را در بدست آوردن برتری های نظامی در جنگ بازی نماید اما آنچه مسلم است این است که نحوه واکنش طرف مقابل سرنوشت نهایی جنگ را مشخص می کند.
برای مثال بررسی تجربه جنگ ویتنام نشان می دهد که با وجودی که ارتش ایالات متحده با یک ماشین نظامی حرفه ای و مجهز به این کشور حمله نمود نتوانست به هدف مورد نظر خود دست یابد و نهایتا مجبور به عقب نشینی از ویتنام شد.
در واقع هیچ کسی فکر نمی کرد که آمریکا در نبرد با کشوری مثل ویتنام که از ارتش قدرتمندی برخوردار نبود و حتی از تجهیزات نظامی پیشرفته ای برخوردار نبود شکست برخورد اما به هر حال آمریکا با وجود تمام برتریهای نظامی که داشت شکست خورد.
این مسئله در مورد اسرائیل نیز صادق است. هر چند که اسرائیل از کلاهک اتمی برخوردار است و تجهیزات نظامی پیشرفته ای را از سوی آمریکا و سایر کشورهای غربی دریافت نموده ولی داشتن بمب اتم به تنهائی نمی تواند باعث پیروزی اسرائیل در جنگ احتمالی با ایران شود.
اسرائیل با دارا بودن 100 الی 200 کلاهک هسته ای تنها کشوری در منطقه خاورمیانه می باشد که از سلاح اتمی برخوردار است ولی بسیاری از کارشناسان مسایل دفاعی و نظامی بر این باورند که داشتن سلاح هسته ای به تنهایی کارت برنده اسرائیل برای پیروزی در جنگ با ایران محسوب نمی شود.
آنچه مانع از حمله اتمی اسرائیل به ایران می شود این است که ایران در واکنش به حملات اسرائیلی از سلاح های بیولوژیکی و شیمیایی برای حمله به مناطق حساسی از اسرائیل استفاده می نماید که بررسی عوارض حملات تلافی جویانه ایران باعث می شود که اسرائیل از حمله اتمی به ایران منصرف شود.
انصراف اسرائیل از حمله اتمی به ایران به این علت است که این کشور بسیار کوچک بوده و بخش عظیمی از جمعیت آن در محدوده کوچکی در اطراف تل آویو متمرکز شده است, به همین علت این منطقه بسیار آسیب پذیر شده چرا که بیش از هفتاد درصد از کل جمعیت اسرائیل و هشتاد درصداز ساختار زیر بنایی اسرائیل در این منطقه متمرکز شده است.
در اینجاست که زندگی میلیون ها یهودی ساکن در اسراییل در معرض تهدید جدی قرار می گیرد و اسراییل پیش از آن که به فکر حمله پیشگیرانه به ایران باشد، باید به فکر جان آنهایی باشد که تمام جمعیت این کشور یهودی نشین را تشکیل داده اند.
به همین علت هر چند که اسرائیل از سلاح اتمی برخوردار است اما تمرکز اقتصادی و جمعیتی آن در یک نقطه چنان ضعفی را به ارتش اسرائیل تحمیل نموده است که هیچگاه نتواند در برابر ایران از سلاح هسته ای استفاده نماید چون در صورتی که ایران این مناطق را مورد حملات شیمیایی یا بیولوژیکی قرار دهد دیگر از اسرائیل چیزی باقی نمی ماند و همین مسئله سبب شده که سلاح های شیمیایی ایران بتوانند به تنهایی عامل بازدارندگی مستحکمی در برابر کلاهک های هسته ای اسرائیل ایجاد نمایند.

2: حمله هوایی به ایران در تئوری ممکن ولی در عمل غیر ممکن است
نیروی هوایی اسرائیل برای حمله به تاسیسات هسته ای عراق (اوسیراک) از 16 جت که ترکیبی از بمب افکن های F-15 و جنگنده های F-16 بود استفاده کرد.
یکی از علل موفقیت نیروی هوایی اسرائیل در آن عملیات فاصله پروازی مناسب میان اسرائیل و عراق بود که به جنگنده های اسرائیلی این امکان را می داد که بدون نیاز به سوختگیری هوایی بتوانند در زیر خط رادار پرواز کرده و خود را به اهداف مورد نظر برسانند ولی فاصله پروازی طولانی میان تهران و تل آویو مشکلات فنی بسیاری را بر سر حمله هوایی به ایران بوجود آورده که در حالیکه خطرات زیادی را برای هواپیماهای اسرائیلی بوجود می آورد بلکه موفقیت آمیز بودن آنرا نیز در پرده ای از ابهام قرار دهد.
وقتی که تمامی این موارد در کنار یکدیگر قرار می گیرند حمله به ایران بسیار مشکل و خطر ناک و به عبارتی غیر ممکن به نظر می رسد.
افسران نیروی هوایی اسرائیل و تحلیلگران مسایل دفاعی دانشگاه تل آویو و سایر تحلیلگران غربی که راههای حمله هوایی به ایران را بررسی کرده اند در بررسی های خود به این نتیجه رسیده اند که هیچ تضمینی برای موفقیت حمله هوایی موفقیت آمیز به مراکز هسته ای ایران وجود ندارد.
اگر اسرائیل بخواهد مجددا اقدام مشابهی نظیر عملیاتی که در اوسیراک را انجام داد در ایران نیز انجام دهد باید از ترکیبی از جنگنده های F-16I و F-16D استفاده نماید. این هواپیماها دارای برد کافی برای رسیدن به هدف های مورد نظر در ایران و بازگشت هستند، اما به خاطر سوخت گیری هوایی که در مسافت های طولانی لازم است، این هواپیماها نیز از کارآیی چندانی برخوردار نیستند چرا که ضعف نیروی هوایی اسرائیل در امکانات سوختگیری هوایی (اسرائیل از تانکرهای قدیمی – بوینگ 707 – استفاده می نماید) مانع از موفقیت آمیز بودن حملات هوایی به ایران می گردد.


3: توان موشکی ایران قویتر از توان موشکی اسرائیل است
اگر اسرائیل بخواهد با موشک به مراکز هسته ای ایران حمله نماید همانطور که قبلا گفته شد بعید به نظر می رسد که از موشک های با کلاهک های هسته ای استفاده نماید بنابراین یکی از موشکهای که اسرائیل در صورت یک حمله موشکی احتمالی از آن استفاده می نماید موشک جریکو-2 است.
این موشک قابلیت رسیدن به ایران را دارد ولی با در نظر گرفتن احتمال خطای موشکها بر فراز چنین مسافت طولانی این موشک ها کاربرد کمی بر ضد تاسیسات هسته ای ایران خواهند داشت, مگر اینکه مقدار کافی از مواد منفجره را پخش نمایند که از آنجایی که در ساخت مراکز هسته ای ایران از مصالح ساختمانی مخصوص و منحصر به فردی استفاده شده و از آنجایی که بیشتر این مراکز در عمق زمین ساخته شده اند این موشک ها قابلیت چندانی برای نابودی مراکز هسته ای ایران ندارند.
از سوی دیگر ایران در سالهای اخیر موفق به طراحی و تولید نسل جدیدی از موشک های بالستیک شده و در زمینه طراحی و ساخت موشک از اسرائیل سبقت گرفته است. در حال حاضر موشک های شهاب -3 ایران می توانند اهداف دور دستی در خاک اسرائیل را مورد حملات دقیق قرار دهند. موشک های شهاب - 3 ایران با موفقیت آزمایش شده و کاملا قابل اطمینان هستند.
از سوی دیگر ایران انواع گوناگونی از موشک های پیشرفته و طولانی پرواز دیگری مثل موشک های کروز را نیز در اختیار دارد که ایران را در برتری موشکی منحصر به فردی نسبت به اسرائیل قرار داده است. این موشک ها هر چند از موشک های شهاب کندتر هستند اما مسیر پرواز آنها قابل پیش بینی نیست.
ارتش اسرائیل در سالهای اخیر سعی کرده است با خرید یا طراحی موشک های ضد موشک بتواند یک سیستم موشکی برای مقابله با موشک شهاب -3 تولید نماید ولی طبق اظهاراتی که از سوی مقامات ارشد وزارت دفاع این کشور بیان شده اسرائیل هنوز موفق نشده است که ضعف های موشکی خود را در مقابله با ایران جبران نماید و در صورت بروز یک جنگ احتمالی از این ناحیه متحمل خسارات های فراوانی خواهد گردید.

4: اسرائیل توانایی غافلگیری نظامی ایران را ندارد
پدافند عراق در ساعت 35/5 دقیقه بعد از ظهر یکی از روزهای گرم ژوئن در سال 1981 توسط شانزده جت نیروی هوایی اسرائیل که در زیر خط رادار و در موازت صحرا پرواز می کردند غافلگیر شد.
هواپیماهای اسرائیلی در یک سکوت رادیویی و زیر خط رادار طبق یک برنامه ریزی کاملا حساب شده به اهداف خود در جنوب بغداد رسیدند و در کمتر از 90 ثانیه تمامی تاسیسات هسته ای عراق را نابود کردند. آنها قبل از آنکه پدافند هوایی عراق بتواند واکنش موثری از خود نشان دهد اهداف خود را نابود کرده و بدون اینکه حتی کوچکترین صدمه ای ببینند به سوی تل آویو باز گشتند.
یکی از دلایل موفقیت آمیز بودن آن حمله مخفیانه بودن آن بود. وزارت دفاع اسرائیل خبر برنامه ریزی چنین حمله ای را حتی از سران کاخ سفید پنهان نگه داشته بودند و بدون اینکه از آنها اجازه بگیرند تصمیم به حمله به تاسیسات هسته ای عراق گرفتند.
اما مشکل فعلی اسرائیل این است که آنها دیگر نمی توانند یک حمله غافلگیرانه نظیر آنچه که در اوسیراک انجام دادند را در ایران عملی کنند زیرا در حال حاضر نیروهای آمریکایی مستقر در خلیج فارس حریم هوایی عراق و منطقه خلیج فارس را کنترل می کنند و اگر هواپیماهای اسراییلی بخواهند اقدامی علیه ایران انجام دهند باید از آمریکایی های اجازه بگیرند که آمریکا به راحتی با آن موافقت نمی کند
زیرا در حال حاضر آمریکا در عراق به گل نشسته است و همراهی با اسرائیل در یک جنگ جدید دیگر کابوسی برای ارتش آمریکا ایجاد می کند که اقتدار آمریکا در جهان را زیر سوال می برد, از طرفی اسرائیل به سختی می تواند بر فراز کشورهای عربی پرواز کند زیرا آنها دارای روابط سیاسی و اقتصادی گسترده ای با ایران می باشند و بعلت عقاید دینی و مذهبی نزدیکی که با ایرانیان دارند اجازه پرواز به هواپیماهای اسرائیلی برای حمله به ایران را نمی دهند.
در تئوری اسرائیل می تواند از پایگاه هایی در ترکیه به سوی اهداف مورد نظر در ایران پرواز کند. اما اجازه گرفتن از این کشور بسیار غیرمحتمل است. زیرا ترکیه در عین حال که در مورد برنامه تسلیحات هسته ای ایران نگران است ولی مخالف عمل بازدارنده علیه برنامه هسته ای ایران می باشد و از سوی دیگر اردوغان مجبور است پیش از هر نوع تصمیمی بازتاب های آنرا بر امنیت ترکیه و تمامی منطقه خاورمیانه بررسی نماید.
به هر حال اگر اسرائیل نهایتا موفق به کسب رضایت ترکیه برای استفاده از حریم هوایی این کشور برای حمله به ایران گردد باز نمی تواند یک حمله هوایی غافلگیرانه را اجرا نماید زیرا از طرفی سیاستمداران و فرماندهان عالی رتبه نظامی ایران از حمله اسراییل به تاسیسات هسته ای عراق درس گرفتند و تمامی مراکز و تاسیسات هسته ای خود را در سراسر ایران و در اعماق زمین پخش کرده اند که حتی موفقیت به حمله به آن مراکز نمی تواند خسارات جدی بر آنها وارد آورد، و از سوی دیگر در صورت مخابره حمله هوایی به یکی از تاسیسات هسته ای ایران تمام پدافند هوایی ایران به حالت آماده باش در می آید و نیروی هوایی ایران با کمک پدافند هوایی ایران که در مناطق مذکور به شدت مجهز بوده و از آموزش های خاصی برخوردار شده است ابتکار عمل را از دست نیروی هوایی اسرائیل خارج کرده و ضربات سختی را بر هواپیماهای متهاجم وارد می آورد.
در حقیقت باید گفت که هواپیماهایی اسرائیلی که بتوانند وارد آسمان ایران شوند دیگر نمی توانند از حریم هوایی ایران خارج گردند و توسط پدافند هوایی ایران شکار می شوند.
بنابراین اگر اسراییل بخواهد به تاسیسات هسته ای ایران حمله کند باید چندین بار اقدام به یک حمله هوایی گسترده نماید که موفقیت آمیز بودن چنین حملاتی بعید به نظر می رسد چون ایران از توان دفاعی بالا و یک پدافند هوایی مجهز و آموزش دیده برخوردار است.
بنابراین برای منهدم کردن موفقیت آمیز تاسیسات هسته ای ایران، اسرائیل باید اطلاعات کاملی در مورد مکان دقیق تاسیسات هسته ای ایران داشته باشد. برای اینکار نه تنها عکس برداری هوایی از مناطقی که تاسیسات هسته ای ایران مثل بوشهر و نطنز قرار گرفته است، لازم است بلکه باید سایر تاسیسات ایران شامل کارگاه های تولید سانتریفوژ و غیره نیز نابود گردند که این مسأله با توجه به قابلیت های بسیار بالای نیروی هوایی و توانایی پدافند هوایی ایران غیرممکن می نماید.
ضمن اینکه باید به این نکته توجه داشت که اسرائیل از چنین امکاناتی برخوردار نیست و این می تواند موانع جدی برای بمب افکن های اسرائیل که بر فراز مسافت طولانی پرواز می کنند به وجود آورد. با توجه به موارد فوق به نظر می رسد که احتمال حمله نظامی اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران علاوه بر آنکه با ریسک بالای توام خواهد بود، برای این کشور مخاطراتی نیز به همراه خواهد داشت.

5: اسرائیل توان مالی لازم برای حمله به ایران را ندارد
هر چند که سران اسرائیل در اظهارات خود بارها تهران را تهدید به حمله نظامی کرده اند ولی هنگامی که صحبت از حمله به ایران جدی می شود آنها ترجیح می دهند که آمریکا و سایر متحدانش سکاندار حمله به ایران گردند.
در حال حاضر فضای سیاسی اسرائیل به علت پیروزی حماس در انتخابات فلسطین و مرگ مغزی آریل شارون چنان شرایط را سخت و دشوار کرده است که هر چند سران سیاسی و نظامی اسرائیل در اظهارات خود تهدید به حمله نظامی به ایران می کنند ولی در عمل نه توان نظامی برای عملی کردن تهدیدات خود را دارند و نه از توان مالی لازم برای حمله به ایران برخوردارند.
بنابراین آنها تلاش می کنند که از آمریکا و متحدانش برای حمله به ایران کمک بگیرند که در این مورد نیز نتوانسته اند موفقیتی بدست آورند زیرا اقتصاد آمریکا در حال حاضر در شرایط بسیار نابسامانی به سر می برد و هر گونه حمله نظامی به ایران باعث بالا رفتن قیمت نفت می گردد که آمریکا را از حمله به ایران پشیمان می کند, چرا که این کشور در حال حاضر هزینه های گزافی بالغ بر 300 میلیارد دلار در جنگ عراق هزینه کرده است و نه از توان مالی برای حمله به ایران و نه از حمایت مردمی لازم برخوردار است.
تمامی این دلایل می تواند دولت بوش را از ورود به یک ماجراجویی نظامی علیه ایران منصرف کرده که این موضوع نهایتا شکست دیگری برای تل آویو برای ایجاد یک جبهه جهانی برای تحت فشار قرار دادن ایران محسوب می شود.
تنها امیدی که در حال حاضر برای اسرائیل باقی مانده مشخص شدن نتیجه مذاکرات تهران – مسکو و تلاش برای تحریم اقتصادی ایران می باشد که بعلت حجم گسترده معاملات ایران با اکثر کشورهای جهان مخصوصا چین و روسیه بعید به نظر می رسد که اسرائیل بتواند در این عرصه نیز فشار چندانی را بر ایران تحمیل نماید.
هنگامی که 5 دلیل فوق را در کنار همدیگر قرار می دهیم می توان نتیجه گرفت که احتمال حمله نظامی از سوی اسرائیل و آمریکا به مراکز هسته ای ایران روز به روز کم رنگ تر می شود چرا که اسرائیل می داند فناوری های دفاعی ایران در حال گسترش است و موشک های شهاب 3 و 4 قادر به حمل کلاهک های هسته ای می باشند و حتی می توانند پایتخت های اروپایی را هم هدف قرار دهند.
پیچیدگی تاکتیکی و نظامی ارتش و سپاه ایران و حمایت گسترده مردمی در هنگام بروز تهدیدات خارجی سبب شده که ایران از قابلیت دفاع ملی گسترده ای برخوردار باشد و عملا تبدیل به یکی از ارتش های قدرتمند منطقه خاورمیانه گردد.
در حال حاضر بزرگترین نگرانی اسراییل از آن است که اگر ایران همچنان به توسعه و پیشرفت در عرصه های اقتصادی، علمی و نظامی ادامه بدهد در آینده ای نه چندان دور به قدرتمندترین کشور خاورمیانه تبدیل شده و منافع غرب در این منطقه حساس و نفت خیز جهان را با خطر مواجه سازد.
نکته ای که نباید فراموش کرد این است که از سال 1960 اسرائیل تنها رژیمی در میان کشورهای منطقه بوده است که از فناوری هسته ای برخوردار بوده و بنابراین تلاش این کشور برای انحصاری نگه داشتن این فناوری برای خود و جلوگیری از دستیابی سایر کشورهای منطقه به آن از ستون های ثابت سیاست دفاعی اسرائیل می باشد.
لذا غرب و مخصوصا اسرائیل برای جلوگیری از تبدیل شدن ایران به کشوری قدرتمند سعی می کنند با بزرگ نمایی و نظامی جلوه دادن فعالیت های صلح آمیز هسته ای این کشور موانعی بر سر راه پیشرفت های علمی این کشور ایجاد کنند تا از این طریق بتوانند همچنان سلطه خود را در منطقه خاورمیانه حفظ کنند.


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه
پهبادحزب الله بالگرد نتانیاهورانشاند                                               پهباد حزب‌الله، بالگرد نتانیاهو را نشاند در پی نفوذ بالگردی به سواحل نزدیک سواحل حیفا،‌ بالگرد نخست وزیر رژیم صهیونیستی که در حال پرواز به شمال سرزمین اشغالی بود فرود اضطراری کرد. به گزارش مشرق به نقل از فارس، «دانی دانون» معاون وزیر جنگ اسرائیل در گفت‌وگو با رادیو ارتش رژیم صهیونیستی گفت ارسال هواپیمای بدون سرنشین از لبنان به داخل سرزمین اشغالی اقدام حزب‌الله بوده است. وی گفت: ما درباره تلاش دیگری توسط حزب‌الله برای ارسال هواپیمای بدون سرنشین دیگری به داخل قلمروی اسرائیل صحبت می‌کنیم. «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر اسرائیل نیز این اقدام را «حمله» و حادثه «بسیار مهم» توصیف کرد. نتانیاهو در حالی که با بالگرد در حال سفر به شمال سرزمین اشغالی بود از نفوذ پهپاد به حریم هوایی اسرائیل مطلع شد و بالگرد وی بلافاصله فرود آمد تا آنکه عملیات ارتش اسرائیل برای سرنگون کردن این پهپاد به کمک جنگنده‌های اف-16 به پایان برسد و پس از آن به سفر خود ادامه داد. نخست وزیر اسرائیل گفت در پاسخ به این حادثه، اسرائیل هر آنچه را که برای مقابله با هرگونه تهدیدی که وارد مرزهایش شود آماده می‌کند. وی گفت:من هرگونه تلاش برای نفوذ به مرزها با هواپیمای بدون سرنشین را بسیار جدی می‌گیرم. ما هر آنچه را که برای محافظت از امنیت ما ضروری است انجام می‌دهیم.
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه

نا گفته های RQ 170، پهپاد دیده بان

روزنامه نیویورک تایمز در تحلیل به قلم ویلیام براد و دیوید سانجر که روز دوشنبه 14 آذر 1390 منتشر شده، درباره توانایی رادار گریزی هواپیمای RQ170 نوشته است: «به گفته مقامات امریکایی، یک نمونه رادار گریز این هواپیمای بدون سرنشین اوایل امسال ساعت ها در ‏موارد مکرر بر فراز مخفیگاه اسامه بن لادن در ابت آباد پاکستان پرواز کرد بدون آنکه بوسیله ‏سامانه های دفاع هوایی پاکستان مورد شناسایی قرار گیرد». این روزنامه ادامه داده است: «ماه ها گزارش هایی، همگی تایید نشده، ‏منتشر شده است که از همان هواپیما مرتبا بر فراز ایران و احتمالا با هدف شناسایی مراکز هسته ای یا ‏موشکی مخفی استفاده می شده است». همچنین لولیتا سی بالدور، در گزارشی برای آسوشیتدپرس از واشینگتن در روز سه شنبه 15 آذر 1390 نیز او قول لورن تامپسون، تحلیلگر دفاعی موسسه لکسینگتون در ویرجینیا در این باره می نویسد: «این هواپیماها طوری طراحی شده اند که بتوانند به مکان هایی بروند که دیگر ‏هواپیمای باسرنشین یا بدون سرنشین نمی توانند به آنجا بروند. این هواپیما به ویژه طوری طراحی شده ‏است که ردیابی و هدف قرار دادن آن توسط دشمنان بسیار دشوار باشد». می توان گفت عامل اصلی رادارگریزی این هواپیما رنگ مخصوص بدنه آن است.


دومین ویژگ این هواپیما که انتقال آن به ایران نگرانی بسیار جدی امریکایی ها را برانگیخته آن است که این فناوری RQ170 شباهتی جدی به فناوری بمب افکن های B-2 و همچنین جنگنده بمب افکن F-35 دارد که جزو پیشرفته ترین و در عین حال محرمانه ترین فناوری های نظامی امریکا محسوب می شود.


3- سومین ویژگی هواپیمای بدون سرنشین امریکایی که در اختیار ایران است، مربوط به موتورهای بسیار پیشرفته آن است که عملا به آن امکان می دهد به جای چند ساعت، چند روز در در هوا باقی بماند. جان پایک از اندیشکده گلوبال سکیوریتی در این باره به لولیتا سی بالدور گزارشگر آسوشیتدپرس از واشینگتن رد روز 15 آذر 1390 گفته است: «کلید موفقیت آمریکا در مورد هواپیماهای رادارگریز، موتورهای کم مصرف آنها است که به آنها ‏امکان می دهد به جای چندین ساعت، روزها در هوا بمانند».‏

4- ویژگی چهارم هواپیمای RQ170 مربوط به توانایی های جنگ الکترونیک آن بویژه در دو حوزه خاص است. نخست اینکه این هواپیما می تواند مجموعه ارتباط رادیویی با سیم و بی سیم در اطراف منطقه پروازی خود را تا شعاعی بزرگ شنود کند و دوم اینکه قادر است در منطقه پروازی خود در صورت لزوم اختلالات الکترونیکی وسیع ایجاد نماید.

5- ویژگی پنجم هواپیمای بدون سرنشین RQ170 استقرار رادارهای فوق پیشرفته «سار» بر روی آن است که هیچ نمونه مشابهی در جهان ندارد. منابع غربی نام این رادار را AESA ذکر کرده اند.

6- ششمین ویژگی این هواپیما مربوط به دوربین ها، لنزها و سنسورهای نصب شده بر روی آن است که به آن یک توانایی منحصر بفرد تصویر برداری جاسوسی می دهد. این دوربین ها دارای توان تصویر برداری با وضوح بسیار بالا در هر شرایط جوی و همچنین دارای قدرت تفکیک منحصر بفرد هستند.

شبکه خبری «کریستین ساینس مانیتور» برپایه مصاحبه‌ای اختصاصی با یک مهندس ایرانی که در یکی از تیم‌های نظامی ایران سرگرم کشف رمزهای هواپیمای شناسایی بدون سرنشین آمریکا است می‌نویسد که کارشناسان ایرانی با بهره‌برداری از یک نقطه ضعف شناخته شده این نوع هواپیماها، این فروند هواپیمای مدل سنتینل آرکیو-۱۷۰ را فریب داده‌اند تا در خاک ایران فرود بیاید.

به گفته این مهندس ایرانی جنگ الکترونیک، نیروهای مسلح ایران توانستند ارتباط این هواپیما را با مرکز هدایت آن قطع کنند. آنها با استفاده از اطلاعات به‌دست آمده از پهپهادهای دیگر آمریکا که پیش از این در خاک ایران سقوط کرده‌اند و فناوری‌هایی که فرماندهان نیروهای مسلح ایران در ماه سپتامبر با افتخار آن را اعلام کردند توانسته‌اند سامانه جهت‌یاب و هدایت‌کننده این هواپیما را تغییر داده و آن را به شکلی هدایت کنند که به جای آشیانه خود در خاک افغانستان در ایران فرود بیاید
.

این مهندس ایرانی که به خاطر امنیت خود و حساسیت حرفه‌ای‌اش حاضر نشده هویت وی برملا شود در مصاحبه اختصاصی خود با شبکه خبری «کریستین ساینس مانیتور» برای اولین بار جزئیات دقیق نحوه کمین‌گذاری و ربودن این هواپیمای پیشرفته و حساس آمریکایی را تشریح کرده‌است
.

وی می‌گوید: «با انتشار امواج صوتی مزاحم روی سیستم ارتباطی آن می‌توان دستگاه‌های جهت‌یاب این هواپیما را مختل کرده و آن را وادار کرد که به سیستم خودهدایتی متوسل شود. در این حالت شئی پرنده عملا مغز هدایتگر خود را از دست می‌دهد


به گفته وی، کارشناسان ایرانی با استفاده از سامانه فریب‌دهنده‌ای که به جای جهت‌یاب این هواپیما به آن فرمان می‌داد و با تعیین دقیق رقم مسافت، ارتفاع و شعاع پرواز، کاری کردند که این هواپیما در نقطه‌ای که آنها می‌خواهند به زمین بنشیند، بدون آنکه لازم باشد رمز امواج هدایت از راه دور را که از پایگاه آمریکا مخابره می‌شده کشف کنند
.

توانایی‌های ایران در جنگ الکترونیک در شرایطی برملا می‌شود که دولت‌های غربی و اسرائیل برای مقابله با برنامه‌های هسته‌ای و تسلیحاتی ایران از مدتی پیش یک کارزار گسترده برای عملیات پنهانی و خرابکارانه در تاسیسات حساس آن کشور را آغاز کرده‌اند. نمونه‌هایی از این کارزار پنهان و رو به گسترش، تزریق بدافزار «استاکس‌نت» در مراکز کنترل برنامه‌های هسته‌ای، ترور دانشمندان هسته‌ای ایران و احتمالا انفجاری بود که چند هفته پیش در یکی از مراکز موشکی در حومه شهر تهران روی داد
.

شبکه خبری «کریستین ساینس مانتیور» می‌افزاید که اگر ادعاهای این مهندس ایرانی حقیقت داشته باشد می‌توان به این نتیجه رسید که نیروهای مسلح آن کشور نیز راه‌هایی را برای مقابله با عملیات پنهانی، جاسوسی و خرابکارانه کشورهای دیگر پیدا کرده‌اند
.

اظهار نظرهای کارشناسان امور نظامی در غرب و مطالعات و تحقیقاتی که در مورد فریب دادن سامانه جهت‌یاب منتشر شده نشان می‌دهد که ادعاهای این مهندس ایرانی چندان هم بعید به نظر نمی‌آید
.

در سال ۲۰۰۹ نیروهای امنیتی آمریکا متوجه شدند که گروه‌های شیعه مورد حمایت ایران در عراق با استفاده از نرم‌افزارهای بسیار ساده و قابل خرید در بازار توانسته‌اند فیلم‌هایی که توسط هواپیماهای شناسایی آمریکا از مدل «پردتر» تهیه می‌شوند را روی رایانه‌های خود پیاده کنند
.

اما توانایی ایران برای به دست گرفتن کنترل و هدایت پرواز یک هواپیمای شناسایی و حساس آمریکا موضوع بسیار جدی‌تری است
.
مسئولان جنگ الکترونیک ایران در ماه سپتامبر اعلام کردند که کارشناسان این واحد، از توانایی لازم برای زیر نظر گرفتن پرواز پهپادهای آمریکا برخوردارند و ممانعت از ماموریت‌ها و جلوگیری از ورود آنان به حریم هوایی ایران از وظایف دائمی این یگان است
.

شبکه خبری «کریستین ساینس مانیتور» سپس می‌افزاید که وزیر دفاع آمریکا روز سیزدهم ماه دسامبر تاکید کرد که کارزار شناسایی و پرواز هواپیماهای بدون سرنشین بر فراز خاک ایران بدون هیچ تعدیلی ادامه خواهد یافت. اما با توجه به توانایی ایران در شکار و یا ربودن این هواپیماها مسلماً از این به بعد هزینه این نوع عملیات برای آمریکا بیشتر خواهد شد
.

مقامات دولت آمریکا که به توانایی ایران برای ربودن این مدل هواپیماها باور ندارند دلیل فرود آن را در خاک ایران نقص فنی اعلام کرده‌اند ولی تاکنون نتوانسته‌اند در این خصوص توضیح قانع‌کننده‌ای بدهند که چطور این هواپیما بدون هیچ آسیب و یا لطمه‌ای به دست ایران افتاده‌است
.

مقام‌های دولت ایران مدعی‌اند که نیروهای مسلح این کشور از کادر زبده و متخصصی در عرصه جنگ الکترونیک و سایبری برخوردارند. برخی از کارشناسان غربی نیز یادآوری می‌کنند که در گذشته هم ایران با نشان دادن توانایی‌های خود در این زمینه تعجب همه را برانگیخت.

لئون پانه‌تا، وزیر دفاع آمریکا، می‌گوید که با وجود از دست رفتن یک پهپاد، هواپیمای بدون سرنشین، پیشرفته این کشور در خاک ایران، ایالات متحده «قطعاً» به عملیات تجسسی خود با این گونه هواپیماها در مناطق مرزی افغانستان با ایران ادامه خواهد داد.

وزیر دفاع آمریکا که روز سه‌شنبه با شبکه خبری آمریکایی «فاکس‌نیوز» مصاحبه می‌کرد در پاسخ به این پرسش که آیا مأموریت‌های این گونه هواپیماها از خاک افغانستان ادامه خواهد یافت گفت که «قطعاً همین‌طور است
».

وی در این مورد افزود: «این عملیات‌ها باید ادامه یابد تا کار و مأموریتی که این پهپادها انجام می‌دهند به سرانجام برسد


رسانه‌های ایران می‌گویند یک‌شنبه هفته گذشته نیروهای مسلح این کشور توانسته‌اند «یک فروند پرنده هدایت‌پذیر از دور، پَهپاد، متعلق به آمریکا» را که در حوالی شهر کاشمر، در عمق ۲۲۵ کیلومتری خاک ایران، در حال پرواز بوده با «اندکی خسارت» در اختیار بگیرند
.

ایران می‌گوید که این هواپیما «در کمین‌گاه الکترونیکی نیروهای مسلح قرار گرفته» و با «غلبه فناورانه» در کنترل نیروهای ایرانی آمده ‌است
.

این در حالی است که مقام‌های آمریکایی می‌گویند ارزیابی‌های اطلاعاتی نشان می‌دهد که این هواپیمای بی‌سرنشین به خاطر مشکل فنی سقوط کرده و ایران از فناوری‌های الکترونیکی و رایانه‌ای برای سقوط آن استفاده نکرده‌ است
.

لئون پانه‌تا در مصاحبه روز سه‌شنبه از گمانه‌زنی در این مورد که آیا این پهپاد توسط یک حمله رایانه‌ای یا با دستگاه پیشرفته ارسال پارازیت رهگیری شده خودداری کرد
.

وی در این باره گفت: «فعلاً همه‌گونه حدس می‌شود زد و ظاهراً در حال حاضر هیچ چیز را نمی‌شود منتفی دانست


باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا، روز دوشنبه از اظهارنظر در این مورد خودداری کرد و تنها
خبر داد که آمریکا از ایرانیان خواسته تا این پهپاد را بازگردانند.

احمد وحیدی، وزیر دفاع ایران، در واکنش به این درخواست باراک اوباما
گفت: «این هواپیما مایملک جمهوری اسلامی ایران است و ما تصمیم می‌گیریم که باید درباره آن چه اقدامی انجام دهیم

حسین سلامی، جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران، نیز روز یک‌شنبه در تلویزیون ایران
گفت که جمهوری اسلامی این هواپیما را به آمریکا پس نمی‌دهد و تهدید کرد که «دشمنان آثار پاسخ‌های ایران را خواهند دید».

به گزارش خبرگزاری فرانسه، روز سه‌شنبه مایک راجر، رئیس کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان آمریکا، ادعای ایران مبنی بر دخیل بودن نیروهای مسلح ایران در سقوط این هواپیما را رد کرد و گفت که این پهپاد پیشرفته به خاطر «مشکلات فنی» سقوط کرده ‌است
.

مایک راجر، از حزب جمهوری‌خواه، که در یک همایش بررسی سیاست خارجی آمریکا سخن می‌گفت اظهار داشت: «بدون هیچ شکی می‌گویم که هیچ‌کس در این امر دخالتی نداشته و تنها یک اشکال فنی بوده‌ است


وی افزود: «یک مشکل فنی پیش آمد که مشکل خود ماست و مشکل هیچ کس دیگر نیست. به نظر من فعلاً آن چه در مورد این حادثه گفته می‌شود یک موج تبلیغاتی است


پهپاد نوع «آرکیو ۱۷۰ سنتینل» با بال‌های مدل خفاشی یک هواپیمای بی‌سرنشین رادارگریز است که برای پروازهای تجسسی طراحی شده ‌است
.

به گفته جیسون کمپبل، تحلیل‌گر نظامی در موسسه رند، در گفت‌وگو با رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی، پهپاد آرکیو ۱۷۰ قابلیت‌هایی چنان جدید و منحصربه‌فرد دارد که هیچ هواپیمایی در عملیات شناسایی و جمع‌آوری مخفی اطلاعات به پای آن نمی‌رسد
.

به گفته مقام‌های آمریکایی، یکی از اهداف تاسیس پایگاه هوایی «شیندند» در افغانستان فراهم کردن امکانات لازم برای انجام این نوع پرواز‌ها در آسمان ایران بوده‌ است و هواپیماهای بی‌سرنشین آمریکا «سال‌هاست» بر فراز ایران جاسوسی می‌کنند

نتیجه گیری

در آخر می توان نتیجه گرفت که دو طرف ( ایران - آمریکا ) در این مسئله همه حقایق را برای روشن کردن افکار عمومی بیان نمی کنند و هر دو درگیر یک جنگ روانی علیه دولت های همدیگر هستند

مقامات ایرانی علی رغم اینکه نمی توانند خوشحالی خود را از این قضیه کتمان کنند و در مجامع عمومی مانند نماز جمعه این پهباد را هدیه ای از جانب خدا در قبال شهادت سردار تهرانی بنیان گذار صنایع موشکی ایران عنوان می کنند در روابط دیپلماتیک با احضار سفیر سویس نهایت خشم و ناخرسندی خود را نسبت به مقامات آمریکایی ابراز می کنند

مسئله دیگری که در این بین قابل توجه است این است که پهباد های جاسوسی آمریکا و اسراییل مانند پریدیتور و گلوبال هاوک و ... سال هاست که بر فراز مناطق مهم و استراتژیک ایران مانند نیروگاه اتمی بوشهر و سایت های مهم دیگر مانند فردو قم به طور مکرر در حال پرواز و جاسوسی می باشند و ایران تا کنون تنها نظاره گر این امر بوده و فقط در طی سال چند نمونه از این پهباد ها را مورد هدف قرار می دهد و می اندازد . حال این سوال پیش می آید که اگر به گفته مقامات کشورمان متخصصان صنایع دفاعی تکنولوژی در اختیار گرفتن کنترل یک پهباد متخاصم با این سطح از تکنولوژی را در اختیار دارند چرا تا کنون که پهباد های رده پایین تری نسبت به این پهباد مانند پریدیتور که بر هر نقطه از کشورمان حتی تهران اشراف اطلاعاتی و عملیاتی دارند را در اختیار نمی گرفتند ؟! و چندین و چند سوال بی پاسخ دیگر

در آخر می توان گفت که در این زمینه دو گزینه باقی می ماند :

یک : این پهباد بر اساس نقص فنی و به دلیل شباهت های زیاد بین مسیر های موجود در مناطق مرزی ایران با مسیر های موجود در کشور افغانستان دچار اشتباه در سیستم مسیر یابی خود شده و در خاک ایران فرود آمده است . به طبع این پهباد به دلیل سایز بزرگ آن ( 27.4 متر عرض ) با چشم غیر مسلح دیده شده است و پس از فرود اشتباهی در شنزار های کشور توسط کشورمان به غنیمت گرفته شده است و مقامات کشورمان از ضعف سیستم های این پهباد پیشرفته در جهت خار و خفیف کردن مقامات آمریکایی نهایت استفاده را بردند . البته این گزینه نیز قابل تامل است زیرا همانطور که در گذشنه نقص فنی در سیستم ناوبری هواپیماهای غول پیکر مسافربری که بسیار پیشرفته تر از سیستم ناوبری در این پهباد ها است باعث وقوع حادثه شده این گزینه نیز دور از دسترس نیست

دو : متخصصان کشورمان با توجه به پهباد های قبلی آمریکایی ها که در گذشته ساقط کردند توانسته اند به سیستم رمز گذاری در لینک های ارتباطی آنها دست یابند و در روز مورد نظر به کمک کار های اطلاعاتی خود دریافته اند که این پهباد در حال پرواز بر فراز کشور است و به طور نا محسوس آنرا زیر نظر گرفته اند و در این بین کد های کنترلی آنرا رمز گشایی کرده و در زمان دلخواه با کور کردن ماهواره ارتباطی با این پهباد و قطع کردن ارتباط پهباد و سیستم ماهواره خود دیتا جعلی به پهباد داده و کنترل انرا به دست گرفته و در منطقه مورد نظر در کشور فرود آورده اند ولی چون این پهباد در طول مسیر خود از کد مربوط به فرود و باز شدن چرخ ها استفاده نکرده " ایرانی ها نیز موفق به باز کردن چرخ های این پهباد نشدند و پهباد با خسارت به زمین نشسته است . در این گزینه بعید نیست که ایرانی ها از کمک کشورهایی چون روسیه و چین استفاده کرده باشند .


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه

نیروی هوایی عربستان


هواپيماي جنگنده F-15 كه براي كشور عربستان ساخته شده با لقب خورشيد صلح (Peace Sun) شناخته مي شوند كه تعدادشان به ۷۲ فروند مي رسدقبل از آن نيز عربستان۶۲ فروند از هواپيماهاي F-15 مدل E و F در اختيار داشته است


كشور پادشاهي عربستان از دهه ۱۹۵۰ به بعد همواره در زمينه نظامي وابسته به كشور ايالات متحده آمريكا بوده است. سربازان، خلبانان و اكثر نظاميان كشور عربستان در آمريكا آموزش مي بينند يا زير نظر مربيان آمريكايي دوره هاي نظامي را در عربستان مي گذرانند و اين امر از دهه ۱۹۵۰ به بعد آنچنان دنبال مي شود كه اگر روزي آمريكا حمايتش را از عربستان قطع كند، نيروهاي نظامي عربستان شايد ديگر قادر به ادامه فعاليت نباشند. اين داستان (وابستگي عربستان به آمريكا) از دهه ۱۹۷۰ به بعد پررنگ تر شد. هنگامي كه نيروهاي هوايي سلطنتي عربستان اقدام به خريد صد فروند هواپيماي Tiger)F-5) كرد در حالي كه هم اكنون عربستان به دنبال جايگزيني براي F-5ها مي گردد. بهترين جايگزيني كه اعراب توانستند انتخاب كنند هواپيماي جنگنده F-16 بوده است كه قرار بوده ۸۰ تا ۱۰۰ فروند از آن خريداري شود. در اين راستا عربستان چندين فروند هواپيماي جنگنده F-15 نيز خريداري كرد و قراردادي مجزا به مبلغ ۶/۱ ميليارد دلار (۳ ساله) با آمريكا مبتني بر شبيه سازي هاي پروازي، سرويس هاي تكنيكي جنگنده هاي F-15 آموزش خلبانان و يك سري تجهيزات اضافي براي هواپيماهاي جنگنده بست. در ماه مارس سال ۱۹۹۹ دولت بيل كلينتون با فروش ۶۴ عدد موشك پيشرفته هوابه هواي ميان برد AIM-120B به عربستان براي تجهيز هواپيماهاي FE-15 موافقت كرد كه ارزش اين قرارداد ۲۸ ميليون دلار برآورد شد.
البته عربستان به غير از آمريكا از كشورهاي ديگر نيز خريد مي كند به عنوان مثال نيروي هوايي سلطنتي عربستان (RSAF) درخواست خريد ۱۱۰ فروند هواپيماي تورنادو نيز كرده است كه تعداد آنها را به صورت مشروح برايتان مي گوييم.
هواپيماي جنگنده F-15 كه براي كشور عربستان ساخته شده با لقب خورشيد صلح (Peace Sun) شناخته مي شوند كه تعدادشان به ۷۲ فروند مي رسد قبل از آن نيز عربستان ۶۲ فروند از هواپيماهاي F-15 مدل E و F در اختيار داشته است.


اما هواپيماي ديگر عربستان، تورنادوست. اين جنگنده پيشرفته كه ۲۹۰ فروند آن در دست نيروي هوايي آلمان، ۹۰ فروند آن در اختيار نيروي هوايي ايتاليا، ۱۸۶ فروند آن نزد نيروي هوايي سلطنتي انگلستان است و ۹۶ فروند ديگر آن نيز در اختيار نيروي هوايي عربستان است. اين هواپيماي جنگنده كه قادر به انجام عمليات در روز و شب و انواع مختلف آب و هواست جزو جنگنده هاي پيشرفته حال حاضر دنيا به حساب مي آيد.
تورنادوها براساس قراردادي به نام اليمامه (۹ فوريه سال ۱۹۸۶) كه بين انگلستان و عربستان بسته شد به اعراب فروخته شد. هم اكنون در كل ۷۲ فروند آنها آماده پرواز هستند كه ۲۴ فروند آنها رهگير - شكاري و ۴۸ فروند ديگر نيز ضربتي اند. طبق قرارداد تجهيزات سخت افزاري آنها توسط انگلستان تامين خواهد شد. بعد از آن در تاريخ ۵ جولاي سال ۱۹۸۸ پادشاه بن عبدالعزيز قراردادي به نام اليمامه ۲ با انگلستان براي خريد ۴۰ تا ۵۰ فروند ديگر به امضا رساند ولي در كل ۹۰ فروند تورنادو مي توانند بر فراز آسمان عربستان پرواز كنند.
همان گونه كه گفتيم عربستان هواپيمايF-5A-21 كه با مشخصه ۱۵-FE شناخته مي شود نيز از آمريكا خريداري كرده است (كشورمان ايران نيز چندين فروند F-5 در اختيار دارد). عربستان در رده هواپيماهاي جنگنده چندين فروند MK-65 نيز دارد.
اعراب به فكر حمل و نقل نيز بوده اند و در اين زمينه داراي هواپيماهايي چون CN-235 هستند. اين هواپيماي دوموتوره (توربوپراپ) مي تواند ۶۰۰۰۰ كيلوگرم بار حمل كند و بردش حدود ۲۲۵۰ مايل دريايي است. CN-235 بيشتر براي حمل و نقل هاي نظامي مورد استفاده قرار مي گيرد. اين هواپيما ساخت شركت كاسا (CASA) از كشور اندونزي است. CN-235 از پركارترين هواپيماهاي نيروي هوايي عربستان بوده است زيرا تاكنون ۵۰۰ هزار ساعت پرواز بر فراز آسمان عربستان داشته است. البته عربستان ۲۲۰ فروند CN-235 دارد كه به نسبت تعداد زيادي به نظر مي رسد.
هواپيماهاي CE-130 وCF-130 نيز جزو هواپيماهاي ترابري كشور عربستان هستند. ۹ فروند CE-13 بين سال هاي ۱۹۶۵ تا ۱۹۶۸ تحويل عربستان شد و ۲۴ فروند CH-130 نيز در سال هاي ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۷ به RSAF واگذار شد. مدل هاي E و H هواپيماهاي C-130 تفاوت هاي زيادي با هم ندارند. در مدل H موتورها و ايونيك (الكترونيك هواپيما) پيشرفته تر از مدل E است. چندين سال پيش نيز عربستان قراردادي مبني بر بهينه سازي (update) هواپيماهاي C-130 با بخش خدمات خاورميانه شركت لاكهيد مارتين (Lockheed Martin) به امضا رساند.

در زمينه پشتيباني و حمايت هوايي عربستان از دو نوع هواپيماي KC-130 AWACS (آواكس) بهره مي برد.
KC-130 يك هواپيماي چندمنظوره سوخت رسان است كه هدف اصلي آن سوخت رساني هوايي است كه در مواقع ضروري به عنوان هواپيماي باربري نيز استفاده مي شود. اين هواپيما سرعت بسيار زيادي در سوخت رساني دارد و مي تواند عمليات سوخت رساني اش را به سرعت سوخت رسان هاي زميني و حتي سريع تر انجام دهد. در هر پرواز مي تواند ۳۶۰۰ گالن سوخت با خود حمل كند. دستگاه هاي تزريق سوخت به هواپيماهاي ديگر با سرعت ۳۰۰ گالن در دقيقه مي توانند هواپيماهاي ديگر را تغذيه كنند. KC-130 مي تواند در يك زمان حداكثر به ۴ فروند هواپيما يا هلي كوپتر سوخت برساند. عربستان از اين نوع هواپيماي سوخت رسان ۶ فروند دارد.
هواپيماي شناخته شده ديگري به نام آواكس (AWACS) نيز از آمريكا گرفته است كه جزو دارايي هاي منحصربه فرد هوايي كشور عربستان به حساب مي آيد.
اين بخش از دارايي هاي هوايي كشور عربستان بدون حساب وسايلي چون هلي كوپترها و ... بود.
كشور عزيز ما ايران نيز در چندين سال گذشته جزو مقتدران اين عرصه بوده است ولي به دليل تحريم ها و مشكلات متعدد افت واضحي داشته است و هم اكنون ما بايد خودمان بدون تكيه بر ديگران اين عقب ماندگي را جبران كنيم و از طرف ديگر بدانيم كه كشور همسايه و مسلمان ما يعني عربستان سعودي داراي نيروي هوايي قدرتمندي است. با اين كه تمامي آن تقليدي است، اما احتياط واجب است

اما برنامه های پیش روی نیروی هوایی عربستان این نیرو قصد سفرش تعداد زیاد تایفون برای جایگزینی تورنادو و تایگر های خود است همچنین بشکلی گسترده دست به بازسازی سیستم دفاع هوایی و پوشش راداری خود نموده که تقریبا کاملترین پوشش راداری را در خاور میانه دارد


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه

210mm K12 (E) gun

براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید


توپ K12 یکی از طراحیهای بلند پروازانه آلمان در خلال جنگ جهانی اول بود که بمنظور کوبیدن شهر پاریس از مواضع خودی و بیش 100 کیلومتر دورتر طراحی و ساخته شده بود. این توپ به همراه چند مدل دیگر با کالیبرهای متفاوت در جنگ جهانی استفاده شد. برد باور نکردنی این توپ بیشتر از همه در سایه سرعت حیرت آور گلوله آن است (1500 متر بر ثانیه) و همچنین طول زیاد لوله 30 متری آن بود. کشنده این توپ بر روی ریل قطار نصب میشد و دارای 18 چرخ و 45 متر درازا بود. نشانه روی توپ بوسیله حرکت کشنده انجام میشد چون توپ بر روی آن ثابت بود و قابلیت جابجایی نداشت! دو عراده پیش نمونه ساخته شده از این توپ در میدان نبرد Gris-Nez علیه نیروهای انگلیسی بکار گرفته شد. در تمام طول جنگ این توپها بیش از 83 شلیک به سوی مواضع دشمن کردند. سلاحی بود بسیار مناسب که بعد از شکل گیری نیروی هوایی میتوانست هزینه ها را کاهش دهد.
این توپ تحت عنوان گلوله پاریس شناخته میشد که به آن لقب Big Bertha را داده بودند و در ابتدا آنرا با هاویتزری 420 میلیمتری که در سال 1914 علیه استحکامات بلژیک و در 1916 علیه وردن بکار رفت اشتباه گرفتند!

مشخصات

کالیبر: 211 mm L/158
وزن کلی: 308000 کیلوگرم
طول با احتساب کشنده: 45.05 متر
طول توپ: 33.3 متر
میزان شلیک: 6 گلوله در ساعت

وزن گلوله: 107.5 کیلوگرم
سرعت گلوله در حین خروج از لوله توپ: 1625 متر بر ثانیه
برد نهایی: 115000 متر

تعداد ساخته شده: 3 عدد پیش نمونه

توجه: این توپ در سالهای 1939 و 1940 در اوایل جنگ جهانی دوم بکار گرفته شد.


 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه

تقسیم بندی موشک ها و انواع ایرانی آنها

 

موشک های هوا به هوا یا AAM ( Air to Air Missile )
توسط هواپیما حمل می شود و بر علیه هواپیماهای دشمن یا یک هدف پرنده به کار گرفته می شود . این نوع از موشک ها عموما از لحاظ ابعاد نسبت به سایر موشک ها کوچکتر هستند زیرا ظرفیت هواپیماهایی که آنها را حمل می کنند محدود است و این موشک ها با توجه به ماموریتشان دارای برد نسبتا کوتاهی می باشند و به این علت به آنها Boost Glide می گویند یعنی به محض روشن شدن موتور یک سرعت اولیه به موشک داده می شود و بعد از این مرحله به سمت هدف گلاید می کند . از موتور راکت با سوخت جامد در این نوع موشک ها استفاده می شود . زیرا ماهیتی ساده دارند و قابل اعتماد هستند . در بعضی موارد جهت اصلاح خصوصیات عملکردی موشک از موتور با کار کرد مدوام در طول پرواز استفاده می کنند .
بعلت اینکه این موشک ها مستقیما در زیر هواپیما حمل می شوند مشکلات آیرودینامیکی نسبتا ساده ای ایجاد می شود که شامل اثرات تداخل جریان بین موشک و هواپیما می باشد . این مسایل تداخلی بویژه در سرعت های بالا در بالهای به عقب بر گشته جنگنده هایی که موشک حمل می کنند بحرانی است . بعنوان یک قانون خاص برای هواپیمای جنگنده بمب افکن هر موشکی که شلیک می گردد خواه عمود بر مسیر حرکت و خواه به سمت عقب باید آنالیز همان وضعیت خاص انجام پذیرد . قابلیت مانور پذیری موشک های AAM به دلایل زیر در مقایسه با سایر موشک ها بیشتر می باشد :
1- سرعت های زیاد پرتاب
2- سرعت زیاد هدف و مانور پذیری بالای آن
3- زمان کوتاه پرواز جهت اصلاح مسیر .
محبوب ترين موشك هوا به هواي ايراني:

مجبوب ترين موشك ايراني كه از طرفدارن زيادي برخوردار است موشك AIM-54 فینیکس است كه توسط جنگنده اف-14 نيروي هوايي حمل مي شود.

ليستي از موشك هاي هوا به هواي ايراني:

● AIM-7

● AIM-9

● AIM-54

● AA-8

● AA-10

● AA-11

● PL-2A

● PL-7

●سجيل

●فاطر

نكته مهم:

به دليل حفاظت اطلاعات شديد در مورد تسليحات هوايي در ايران اطلاعات دقيقي از موشك هاي موجود و تعداد انها در دسترس نيست.در سال هاي گذشته گزارشاتي در مورد ساخت موشك فاطر به دست ايران كه از بدنه AIM-9 و سيستم ايونيك جديدي بهره ميبرد شنيده شد كه اطلاعاتی از ان در دسترس نيست.همچنين اخرين پروژه موشكي هوا به هواي ايران موشك سجيل است كه نمونه هوا به هوا شده موشك هاوك ميباشد كه بر روي جنگنده اف-14 مورد استفاده قرار ميگيرد.

                                                                                               موشک زمین به هوا یا SAM ( Surace to Air Missile )
معمولا از این نوع موشک ها برای پدافند زمینی در برابر حمله هواپیماهای دشمن استفاده می شود . طراحی آیرودینامیکی این نوع موشک ها بستگی به برد آنها دارد که این برد از چند کیلو متر تا چند صد کیلو متر می تواند باشد . معمولا برای برد های کوتاه از موشک های یک مرحله ای با موتور سوخت جامد یا مایع استفاده می شود و همچنین به منظور به منظور کاهش وزن در برد های بلند از سیستم های چند مرحله ای استفاده می کنند . اثبات شده است که موتور های رم جت و سایر موتور های مکنده هوا از نظر اقتصادی و از دیدگاه وزنی با صرفه تر می باشد . همچنین یکی از معایب استفاده از موتور رم جت این است که برای استارت این موتور ها نیازمند به یک موتور کمکی قوی دارد . سیستم هدایت این نوع موشک ها نیز متنوع است . برای برد های کوتاه سیستم هدایت با اشعه راداری و یا حتی ملدون قرمز دقت بالایی را برای انجام ماموریت موشک ها به همراه دارد .
برای برد های بلند از سیستم های هدایتی هدف یاب و یا ترمینال استفاده می کنند که باعث از بین بردن موثر هدف با دقت زیادی می شود . برای انجام ماموریت در برابر هدف های سریعی که در ارتفاع پایین پرواز می کنند قابلیت مانور مورد نیاز برای این کلاس از موشک ها می بایست در رنج بالایی باشد . عموما این نوع موشک ها بطور عمودی پرتاپ و یا از یک ارتفاع بلند برای حداکثر تاثیر تخریب پرتاب می گردند .

جديد ترين عضو گروه پدافندي:

جديدترين عضو گروه موشك هاي پدافندي ايران موشكTor-M ميباشد .ايران در سال 2006 يك محموله 29 تايي از اين موشك را از روسيه تحويل گرفت.

ليستي از موشك هاي پدافند ايراني:

SA-10

SA-5

SA-2 / HQ-2J

SA-6

SA-15

I HAWK

Rapier

● Tigercat

SA-16

SA-7

HQ-7 / FM-80

Stinger

نكته مهم:

ايران در بخش پدافندي دست به توليد موشك هاي صياد1و2 و شهاب ثاقب و S-250 زده است كه مهندسي معكوس شده موشك هاي چيني و روسي هستند.

در بخش موشك هاي شانه پرتاب هم ايران علاوه بر استينگر موشك هاي ميثاق1و2 را توليد ميكند و از موشك هاي دوش پرتاب روسي همانند ايگلا بهره ميبرد.

موشک هوا به زمین یاASM ( Air to Surface Missile )

از این موشک ها معمولا برای حمله به سلاح های تاکتیکی و نابود کردن نیرو های زمینی یا هدف های زمینی نظیر انبار سلاح ها مخازن کشتی ها یا فرودگاه ها استفاده می شود . مشکلات پرتابی این موشک ها شبیه موشک های AAM است و برد آنها نیز از چند کیلومتر تا چند صد کیلو متر متغیر است . در نوع برد کوتاه این موشک ها عموما به دلیل سبکی از نگهدارنده ثابت در آنها استفاده می شود و در نوع برد بلند از نگهدارنده جدا شونده بهره می برند . در مرحله بعد وضعیتهای بدست آمده متعادل می شوند و به تدریج برای رسیدن به سرعت مورد نظر تقویت می گردند . اگر برد قابل توجهی مورد نظر باشد چند مرحله ای کردن موشک سود مند است . در نصب بر روی هواپیما برای تنزل نکردن خصوصیات عملکرد هواپیما های حامل دقت زیادی باید به خرج داد . مانور پذیری موشک های ASM به دلیل سرعت پایین آنها خیلی کمتر از موشک های AAM است و همچنین چون این موشک ها را بر علیه هدف های زمینی به کار می گیرند واضح است که نیازی به قابلیت مانوری کمتری دارند .

ليست موشك هاي هوا به زمين ايراني:

● GBU-67/9A Qadr

● AGM-379/2

● Zoobin

● AGM-65A

● AS-10
● AS-11

● AS-14



موشک زمین به زمین یا SSM ( Surface to Surface Missile )
این موشک ها به دو دلیل در جنگ بکار گرفته می شود :
۱- حمله به هدف هایی که در مسافت های بسیار دوری واقع هستند .
2- استفاده از آن به عنوان یک سلاح تلافی جویانه

از دیگر علت های استفاده از این نوع موشک ها می توان پشتیبانی پیاده نظام در عوض آتش توپخانه را نام برد . این جنگ افزار دارای برد موثری از هزار کیلو متر تا چندین هزار کیلو متر می باشد . معمولا مسیر حرکت این موشک ها بصورت کروز و یا پرتابه ای می باشد . موشک های برد بلند بالستیک معمولا چند مرحله ای هستند زیرا با این روش ابعاد موتور کوچکتر شده و در نتیجه وزن کلی موشک به حداقل می رسد .
این موشک ها چون به صورت عمودی پرتاب می شود کل وزن موشک بر روی لانچر پرتاب قرار می گیرد پس واضح است که هر چه وزن موشک کمتر شود فشار کمتری بر لانچر پرتاب وارد می شود .
قابلیت مانور این نوع موشک ها خیلی کمتر از بقیه است و عمده کنترل در طول فاز صعود مسیر در هنگام وزش باد جانبی انجام می پذیرد . این نوع موشک معمولا مانند یک سلاح توپخانه ای از یک سکوی پرتاب ثابت زمینی شلیک شده و سپس بر روی هدف نشانه می رود و برای این منظور نیاز به درجه بهینه ای از مانور پذیری موشک داریم . در نوع بدون سیستم هدایت این موشک ها پایداری مورد نیاز با استفاده از ملاحظات انحراف مسیر در پرتاب بر موشک اعمال می گردد . نوع بخصوصی از این موشک ها از زیر آب شلیک می شوند .

ايران و موشك هاي زمين به زمين:

ايران عزيزمان دراين قسمت به پيشرفت هاي شگرفي دست يافته است كه باعث حيرت جهانيان گشته است.صنايع موشكي ايران با ساخت موشك بالستيك شهاب 3 كه داراي بردي 2500 كيلومتري است ايران را در زمينه موشكي در جهان مطرح ساخت.ايران در رزمايش پيامبر اعظم موشك بالستيك فجر3 را ازمايش كرد كه از كلاهكي تقسيم شونده بهره ميبرد.اين تكنولوژي در اختيار كشورهاي معدودي است كه دستيابي به اين فناوري توسط متخصصان ايراني باعث بهت و حيرت جهانيان گشت.

منابع غربي از موشك هاي شهاب 4و5و6 با برد 4000 تا 10000 هزار كيلومتر سخن ميگويند كه ايران همواره اين موارد را تكذيب كرده است.در حال حاضر ايران در حال كار بر روي موشك شهاب3 است تا ان را به يك حمل كننده ماهواره تنديل نمايد.

ليستي از موشك هاي زمين به زمين ايراني:

● Arash

● Fajr

● Hadid

Haseb ●

● Nazeat

● Noor

● Oghab

● Shahin

Kosar

Nafez

Ra'ad

Saghegh

● Zelzal1/2/3

Shahab1/2/3


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه

تیزبین در چنگال جنگال تیزبینان!


" خبری تلخ دیگری برای سردمداران آمریکایی و شیرین برای ایرانیان. شاید آمریکایی ها فکرش را هم نمی کردند که در غم سالگرد از دست دادن جانور قندهار، جانور دیگری را از دست بدهند. آمریکایی ها و هم پیمانانشان سالیان درازی است که با شعار مبارزه با تروریست به منطقه خاورمیانه لشکرکشی کرده و با به راه انداختن جنگ علیه کشورهای بی دفاع سعی بر تسلط و پیشبرد اهداف شوم خود دارند و برای حرکت به سمت این اهداف از یک ماشین جنگی بزرگی که از دریا و زمین و هوا گرفته تا فضا بهره می برند. اما تاریخ مصرف این ماشین بزرگ دیگر به سر رسیده است و استفاده بیشتر از آن نتیجه ای ندارد جزء ضرر بیشتر. حقیقت تلخی که هر روز با گذشت زمان برایشان تلخ و تلخ تر می شود و گاهی برای فرار از آن، به کذب بودن حقیقت و تغییر صورت مسئله روی می آورند تا شاید بتوانند ظاهر هیبت پوشالی خود را حفظ نمایند. هیبتی که آنها توانسته اند با ایجاد پایگاه های زمینی و دریایی متعدد در گوشه کنار خاورمیانه و بهره گیری از ادوات و تجهیزات به قولی مدرن که فقط در اختیار خودشان است کسب نمایند. اما مگر این ادوات و تجهیزات نهاجمی یا تدافعی فوق پیشرفته و مدرن نیستند؟ پس چرا چالشهایی را ایجاد می کند که حتی سیاسیون امریکایی در عمق خاک کشورشان لب به سخن می گشایند؟ چالشهایی که از عبور پهپاد شناسایی ابابیل بر فراز ناوهواپیمابر گرفته و در این آخر بر زمین نشاندن پهپاد اسکن ایگل. سوالی که در ادامه سعی بر پاسخ به آن است.

با پیچیده تر شدن اوضاع سیاسی منطقه خاورمیانه در طی سالیان اخیر که ثمره آن جنگهای عراق و افغانستان بود. این میدان های جنگ علاوه بر میدان خون و خون ریزی بی گناهان، میدانی بود برای توسعه و استفاده گسترده از ادوات و تجهیزات مدرن نظامی از جمله پرنده های هدایت پذیر از دور یا اختصارا "پهپاد". اسکن ایگل نیز یکی پرنده هایی بود که در عملیات های نیروهای نظامی آمریکایی در عراق و افغانستان خوش درخشیده است و هزاران ساعت ماموریت پروازی را برای راکبان خود علیه مردمی که تروریست یاد می شوند، پیموده است و به نوعی گاو شیرده آنها تلقی می شود.

اما به نظر می رسد دیگر این پهپاد ها به صاحبان خود وفادار نیستند و اسیر جنگ الکترونیک (جنگال) نیروهای ایرانی می شوند. این تاوانی است که هر از چند گاهی ارتش امریکا به دلیل جاسوسی و ماجراجویی از خاک ایران پرداخت می کند و در هر بار با پاسخ کوبنده نیروهای ایرانی مواجه می شود. پهپادی که به گفته خودشان رادار گریز است و پنهان کار (stealth) و هیچ راداری توانایی کشف آن را ندارد اما چطور کشف می شود؟ یا اصلا برای از دست نرفتن اعتماد به نفسشان بگوییم اتفاقی در رادار های ایران گرفتار شده است. اما برای توجیح هک و نفوذ به سیستم های کنترلی این پهپاد که باز هم به قولی سیستم های ارتباطی نفوذ ناپذیر است چه دارند که بگویند. باز هم از این مورد بگذریم و اتفاقی پنداریم! اما تسلط بر سیستم های کنترلی و اویونیکی این پهپاد موضوعی است قابل تامل که هر اهل فنی را به فکر فرو می برد. این همان اتفاقی بود که برای گل سرسبد پهپادهای جاسوسی آمریکا یا همان RQ-170 که از آخرین تکنولوژی های روز دنیا در کلیه ادوات، تجهیزات و سیستم های خود بهره می برد افتاد. اما این اولین اتفاق نبوده و آخرین همان نخواهد بود، همانطور که در چند روز پیش مجددا شاهد انتشار خبر شکار پهپادی دیگر به نام پهپاد اسکن ایگل بودیم، پهپادی کوچک ولی با ماموریت های بزرگ و همانطور که اشاره شد ساعت های زیادی در آسمان کشورهای همسایه پرواز کرده است و این نشان از قابلیت های منحصر به فرد آن دارد.

اما بهتر است به مشخصات و ویژگی های پهپاد اسکن ایگل که در مراجع اینترنتی وجود دارد بپردازیم.

این پهپاد در ابتدا یک هواپیمای بدون سرنشین کوچک و کم هزینه بود که در سال 2002 توسط شرکت نوپای «insitu» که یکی از شرکت‌های تابعه بوئینگ به منظور نظارت بر مناطق دریایی در هنگام ماهیگیری ساخته شد. البته این شرکت در ابتدا به صورت مستقل فعالیت خود را آغاز نمود. اسکن ایگل نمونه تقویت شده پهپادهای سی اسکن است که از آن برای جمع آوری اطلاعات جوی و جاسوسی علیه شناورهای دریائی و ردیابی ناوهای جنگی استفاده می شود. هم اکنون از پهپادهای اسکن ایگل علاوه بر ارتش آمریکا در نیروهای نظامی کانادا و استرالیا نیز استفاده می شود. در واقع اسکن ایگل نتیجه همکاری استراتژیک شرکت بوئینگ و شرکت اینسیتو است. تکنولوژی به کار رفته در این پهپاد نمایش موفقیت آمیزی از خود داشته است.

نمونه های اولیه پهپاد اسکن ایگل

ارتقای تکنولوژی اسکن ایگل از سوی شرکت بوئینگ آنقدر افزایش یافت که از آن به عنوان یک هواپیمای بدون سرنشین قابل حمل برای نظارت و کنترل مستقل در شرایط جنگی نیز استفاده شد و از ماه اوت ۲۰۰۴ برای جنگ عراق در اختیار ارتش آمریکا قرار گرفت.


 

سرعت حدود 100 کیلومتر بر ساعتی و مداومت پروازی حدود 24 ساعت در ارتفاع 6 هزار متری، این امکان را به پهپاد می دهد تا بتواند با جثه کوچک خود مساقت های نسبتا بلندی را برای انجام ماموریت های خود که اغلب جاسوسی و شناسایی مناطق و مراکز خاص است طی کند و اطلاعات کسب شده را به کاربران خود ارسال کند. این همان ماموریتی است که اغلب پهپادهای بیگانه در آسمان ایران دنبال می کنند. این پهپاد همچنین قابلیت رهگیری ارتباطات را از فاصله 100 کیلومتری دارد.

پهپاد اسکن ایگل حین پرواز بر فراز دریا

مورد دیگری که باعث مقبولیت و استفاده گسترده از این پهپاد در ماموریت های مختلف شده است، نحوه برخاست و فرود منحصر به فرد آن است که این امکان را برای کاربران آن فراهم می آورد تا بدون استفاده از باند در فضای نسبتا کوچکی آن را به پرواز در آورده و همچنین بازیابی نمایند. پهپاد اسکن ایگل برای آغاز پرواز از سامانه پرتابگر پنوماتیکی کاتاپولت (Pneumatic catapult) که نحوه کار آن به طور کلی انتقال نیرو و انجام کار توسط انرژی نهفته در سیالی از نوع گاز است، بهره می برد. این سامانه به دلیل حمل و نقل نسبتا آسان و همچنین نصب بروی انواع شناورها برگ برنده ای برای این پهپاد به شمار می رود.

قابلیت جمع شوندگی پهپاد اسکن ایگل

پهپاد اسکن ایگل و سامانه پرتابگر بروی زمین

پهپاد اسکن ایگل در حال پرتاب از روی عرشه یک ناو

پهپاد اسکن ایگل در حال پرتاب از روی عرشه قایق تندور تفنگداران دریایی

پهپاد تاکتیکی اسکن ایگل برای انجام فاز فرود نیز از روش ابداعی "SkyHook wing tip capture" بهره می برد. در این روش از یک بازوی بلند که یک سیم (یا کش) بطور عمودی از آن آویخته شده است، برای به دام انداخت این پهپاد استفاده می شود. این سیستم در پهپاد هایی که بال با زاویه عقبگرد (sweepback) دارند قابل استفاده است. سیم آویخته شده پس از برخورد با بال پهپاد به قلاب انتهای بال هدایت می شود. این سامانه فرود به وفور در عملیات هایی دریایی پرواز پهپاد اسکن ایگل استفاده می شود. البته یکی از موارد اصلی استفاده از این پهپاد در عملیات های دریایی، بالا بردن توان شناسایی و ردگیری در دریاست چون شناورهای دریایی به دلیل انحنای کره زمین با بهترین رادارهای خود نیز نمی توانند به صورت مستقیم بیش از حدود 30 کیلومتر از سطح دریا را رصد کنند و برای رفع این ضعف از ادوات و تجهیزات دیگری نظیر پهپاد ها استفاده می کنند.

سامانه SkyHook بر روی عرشه ناو

پهپاد اسکن ایگل در حال نزدیک شده به سامانه SkyHook

پهپاد اسکن ایگل هنگام برخورد با سیم سامانه SkyHook

پهپاد اسکن ایگل پس از به دام افتاد در SkyHook

این پهپاد با همه قابلیت های خود در چنگال تورهای راداری و جنگ الکترونیک یگاهان های نیروی دریایی سپاه گرفتار شد رویدادی که فضا را همچون گذشته برای حضور نیروهایی آمریکایی تنگ و تنگ و تنگ تر می کند. پیشرفت شگرف ایران در تمام حوزه های نظامی از جمله آفندی و پدافندی واقعیتی است که آنان باید بپذیرند و دوری از این واقعیت ها برای آنها به نوعی فرار به جلو تلقی خواهد شد. توسعه سیستمهای راداری بومی و جنگ الکترونیک در نیروهای نظامی کشور و ارتقای آنها از همه جهات به دست نیروهای متخصص نظامی و دانشگاهی کشور باعث رصد دقیق و لحظه ای کلیه تحرکات نیروهای نظامی فرامنطقه ای شده است و این متخصصان به این توانمندی رسیده اند که با کشف پهپاد های مزاحم و قطع ارتباط آن با ایستگاه های زمینی و سپس نفوذ به سیستم های پیچیده آن، کنترل آن را به دست گیرند که این دستاوردی بسیار بزرگ، ثمره تلاش های زیادی است که در طی سالیان دراز برا تحقق آن صورت گرفته است.

سیستم تصویر برداری اسکن ایگل

سردار شریف، مسئول روابط عمومی کل سپاه پاسداران درباره اینکه گفته می‌شود که این پهپاد در ماه‌های اخیر شکار شده است نیز تأکید کرد: ما گفته‌ایم که این اتفاق در منطقه خلیج فارس رخ داده است. وی خاطرنشان کرد: به فرمانده آمریکایی توصیه می‌کنم که یکبار دیگر پهپادهایش را به طور دقیق شمارش کند و اگر نیاز باشد اطلاعات جدیدتری از این شکار اعلام خواهیم کرد.

دانلود فیلم توضیحات در مورد پهپاد شکار شده توسط نیروهای سپاه در شبکه العالم در لینک زیر (11MB):

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1391/9/14/244306_763.flv

پهپادهای آمریکایی و حتی اسرائیلی سالیان طویلی است که این اجازه را به خود می دهند که با زیر پا گذاشتن قوانین بین المللی به آسمان کشورهای دیگر نفوذ کنند اما آسمان ایران دیگر امن نیست و حتی اگر هم بتوانند از تور راداری ایران عبور کنند موشکهایی همچون گذشته از جنگنده های ایرانی برای هشدار و یا شاید هم به با هدف نابودی به سویشان روانه خواهد رفت.

در اختیار قرار گرفتن سالم پهپادهای مدرن آمریکا و لو رفتن تکنولوژی های به کار رفته در آن بعد دیگر و اصلی مسئله است که به عنوان مثال بالاترین مقام آمریکا را در سال گذشته به درخواست و خواهش برای پس دادن پهپاد فوق سری RQ-170 واداشت، چون آنها می دانند جمهوری اسلامی ایران یکی از کشورهای پیشرو در عرصه طراحی و توسعه هواپیماهای بدون سرنشین و علم مهندسی معکوس است و مصداق آن ساخت پهپاد شاهد، سایه و ... است که لرزه به تنشان انداخته است.


پهپاد سایه، نمونه مهندسی معکوس شده پهپاد اسکن ایگل که چند سال پیش در اختیار ایران قرار گرفت

حضور در استراتژیک ترین منطقه جهان با ادعاهای واهی تشکیل خاورمیانه و تامین امنیت انرژی جهان جدید دلیلی است بر لشکرکشی آنها در منطقه ما که این امر همراه با صرف هزینه های بسیار سنگین برای تسلط بر کشورهای اطراف از جمله کشور جمهموری اسلامی ایران است. کشوری که با جریان داشتن خون آریایی در رگ های مردمانش، دست هر متجاوزی را قطع خواهد کرد و هزینه های سنگین تری را بر آنها متحمل خواهد کرد. انشاا...



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه
معرفی پهباد های ایرانی :

پهپاد ابابیل :


پهپاد "ابابیل" (=Ababil) ساخت صنایع دفاع جمهوری اسلامی ایران جزو یکی از پهپادهای پیشرفته ی کشور محسوب میشود.

کلمه ی ابابیل از قرآن کریم گرفته شده است و تلمیح به ماجرای حجوم کفار بوسیله ی فیل ها به خانه ی کعبه را دارد که به اذن خداوند پرنده های گروهی ابابیل با پرتاب گل فیل ها را از پای درآوردند.

پهپاد ابابیل با اهداف نظامی و غیر نظامی ازجمله جنگ الکترونیک، فعالیت های جاسوسی، کنترل مرزها، کنترل هوایی مکان ها و ... ساخته شده است.

این هواپیما می تواند تا 8 ساعت پرواز داشته باشد و توانایی حمل تسلیحات را دارد.

ابابیل بر روی سکوی پرتاب (Launcher) نصب می شود.

حداکثر ارتفاع پرواز برای این پهپاد 10000 پا و حداکثر سرعت 160 کیلومتر/ساعت است.

یکی دیگر از فعالیت های مهم ابابیل فعالیت های الکترونیکی است و می تواند در جنگ الکترونیک کارا باشد. بدین دلیل می تواند داده ها را به ایستگاه زمینی خود در مسافت قابل توجهی ارسال کند.

سیستم کنترل آن به احتمال بالا GPS نمی باشد چون سیستم ماهواره ای Global Positional یک سامانه ی معروف ولی بسیار نا امن برای یک پهپاد نظامی است.

این پهپاد یک تجربه ی مهم نظامی هم داشته است و آن هم شناسایی بخش های بسیاری از ناو وینسیل است که بعد از انجام ماموریت خود را در دید راداری ناو قرار داده است که این خبر در سطح جهان مانند یک بمب منفجر شد. ناو وینسیل همان ناوی است که هواپیمای ایرباس ایرانی را بر فراز خلیج فارس مورد اثابت موشک قرار داد و تمام سرنشینان آن را به شهادت رساند.
به احتمال زیاد این پهپاد بر فراز آسمان کشورهای دیگر هم پرواز کرده است.
در کشور ایران معمولا پهپادهایی با خاصیت جاسوسی اهمیت خاصی نزد مردم دارند.
پهپاد ابابیل هم نمونه ی بارزی از این نوع پهپادها می باشد که کاربرد اطلاعاتی دارد.
یکی از اقدامات بارز پهپاد ابابیل، تنش میان خود و یک ناو عظیم الجثه ی آمریکایی بود که بازتاب قابل توجهی در سطح جهان داشت.
به روایتی پهپاد ابابیل به سمت وینسیل پرواز می کند و طی یک عملیات زیبا از برخی نقاط ناو اطلاعات جمع می کند و پس از جمع آوری اطلاعات خود را در معرض دید قدرتمند راداری دشمن می دهد.
این کار پهپاد، همانند انسانی است که از وسایل دشمنش اطلاعات جمع کرده است (بدون خبر دشمن) و پس از انجام کار، خود را به طور ناگهانی جلوی دشمن ظاهر می کند و خشم فرد را در می آورد.

مهاجر 2 :

پرنده بی سرنشین شناسایی و مراقبت هوایی با توانایی ارسال زنده اطلاعات پروازی و تصاویر دریافتی به ایستگاه کنترل زمینی. این هواپیمای بی سرنشین دارای حداکثر سرعت 200 کیلومتر بر ساعت و دارای پایایی 90 دقیقه می باشد. گفته می شود این هواپیما در زمان جنگ طراحی شده بود ولی در آن زمان روی آن دوربین نصب نشده بود. این هواپیما دارای بدنه تمام کمپوزیت ( مواد مرکب) می باشد و سقف پرواز آن 11000 پا بوده و تا مسافت 50 کیلومتری قادر به ارسال تصاویر زنده می باشد.

صاعقه 2 :
هواپیمای بدون سرنشین صاعقه 2 برای افزایش مهارت کارکنان پدافند هوایی بعنوان هدف برای موشکها توپها و پدافنذ زمینی مورد استفاده قرار می گیرد. این هواپیما با حذاکثر سرعت 250 کیلومتر بر ساعت می تواند تا ارتفاع 11000 پا به مدت 90 دقیقه پرواز کند. هواپیمای صاعقه 2 و مهاجر 2 توسط شرکت قدس طراحی و ساخته شده اند.

فراز 2 :


یک هواپیمای بدون سرنشین کوچک ( مینی پهپاد) که توسط دست پرتاپ می شود و می توان آن را در یک کوله پشتی قرار داد. این مینی پهپاد رقیب Pointer آمریکایی می باشد. فراز 2 یک موتور الکتریکی دارد و به آن حداکثر سرعت 90 کیلومتر بر ساعت را میدهد و تا شعاع 10 کیلومتری می تواند تصاویر زنده را به یک کامپیوتر ارسال کند.ارتفاع پرواز آن 3000 متر می باشد. این هواپیما 0.5 ساعت مداومت پروازی دارد.



ساخت پهپاد رادار گریزدرایران
محمدرضانقدی معاون آمادپشتیبانی وتحقیقات ستادکل نیروهای مسلح دریک نشست خبری با اعلام این مطلب گفت:نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران دربخش های هوایی موفق به ساخت پهپاد جت رادار گریز شده که میتواند باسرعت700کیلومتردرساعت حرکت کندوی افزود:سطح مقطع این هواپیمابه صورتی است که نه درراداردیده میشودونه براحتی میتوانند آنراهدف قراردهند

نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه

براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد

تمام چيزهايي كه در مورد آن گفته مي‌شود و حتي اسمي كه براي آن انتخاب شده است، همگي بر پايه حدسيات و مشاهدات غير علمي افراد مختلفي است كه اطلاعات ناقصي از اين پرنده ناشناس يا به قول متجددان X دارند كه به صورت قطعي نمي‌توان اين گفته‌ها را تاييد يا رد كرد.

اما «آئورورا» چيست؟ اولين بار در سال ۱۹۸۶ در لايحه درخواست بودجه وزارت دفاع آمريكا يك درخواست يك خطي ديده مي‌شد كه زير اين برگه نوشته شده بود «آئورورا» و براي آن معادل ۲ /272 ميليارد دلار بودجه درخواست شده بود كه نشان از اهميت و عظمت اين طرح مي‌داد.

بعدها در سال ۱۹۹۴ بن ريچارد يكي از صاحبنظران صنعت هوايي آمريكا اعلام داشت كه اين نام، اسم رمزي بود براي طرحATB.

ATB مخفف Advanced Technology Bomber به معناي بمب افكن با فناوري پيشرفته است كه شركت نورثروپ (Northrop) و به پيشنهاد لاكهيد (Lockheed) در اواخر سال ۱۹۸۱ ميلادي آن را در مناقصه اي در وزارت دفاع آمريكا برنده شدند كه B-2 ملقب به اسپريت به معناي «شبح» نتيجه اين طرح بود. از آن جا كه هنوز همB-2 جانشين خاصي پيدا نكرده است نمي‌توان آئورورا را يك ATB و در نتيجه جانشين B-2دانست.

اما يكي ديگر از احتمالاتي كه توسط متخصصان صنايع هوايي آمريكا در مورد اين پرنده ناشناس مي‌دهند اين است كه اين هواپيما در واقع جايگزيني براي هواپيمايSR-71 باشد و به همين دليل آن راSR-91 هم ناميده‌اند.

از ديگر نام‌هاي مستعاري كه براي اين پرنده ناشناس استفاده شده است مي‌توان بهXR-7 اشاره كرد كه گمان برده مي‌شد فاز دوم طرحي باشد كه فاز يكم آنSR-75 بود.

سنيورسيتيزن نام ديگري است كه «پرنده اكس» را با آن هم مي‌شناسند. سنيور كلمه‌اي است كه در بيشتر هواپيماهاي طبقه بندي شده ارتش آمريكا استفاده شده است. براي نمونه نام طبقه‌بندي شدهU-2 ملقب به( Dragan Lady)اژدها خانوم Senior Book بود و يا نام طبقه‌بندي شده F-117، Seniar Trend بود.

متخصصان بر اين باورند كه آئورورا بعدها به سنيورسيتيزن تغيير نام داد. از آن جا كه «پرنده اكس» را جايگزيني براي SR-71 مي‌دانند و مي‌توان احتمال داد اين نام بهترين گزينه براي پرنده اكس است. چون هر دوي اين نام‌ها يك حركت آرام بدون بالا و پايين را به ذهن متبادر مي‌كنند و جايگزينSR-71 نمي‌تواند حركتي جز اين نوع داشته باشد.

پرنده ناشناس را با نام «پدربزرگ» هم مي‌شناسند كه ريشه اين يكي نامشخص است. اما نامي كه از ديگر نام‌ها متداول‌تر است همان آئورورا است. ولي آئورورا چيست؟ آئورورا در تاريخ اساطيري يونان باستان جايگاه ويژه‌اي دارد. او الهه «سپيده سحري» است كه ستارگان را خلق كرده و آنها را در شب چيد.

نام پرنده اكس هرچه كه باشد، شناخته شده‌ترين طرح طبقه‌بندي شده ارتش آمريكاست. حالا با اين توصيفاتي كه در مورد نام پرنده اكس دانستيد، بد نيست كمي هم از پيشينه مجهول آئورورا بدانيد. همان طور كه در بالا هم گفته شد اولين بار آئورورا در لايحه درخواست بودجه وزارت دفاع آمريكا ديده شد.

رديفي كه آن در آن قرار داشت بعد از طرح‌های SR-71 وU-2 بود. در سال ۱۹۸۶ ميلادي دولت آمريكا بسياري از زمين‌هاي فوق سري اطراف درياچه گروم در صحراي نوادا (Nevada) را با استحكامات غير قابل نفوذ محصور كرد. از آن سال به بعد بسياري از تأسيسات مدرن و غير قابل نفوذ درون اين حصار ساخته شده و هنوز هم اين پايگاه در حال تكميل شدن است.

حتي براي غير قابل نفوذ كردن آن زمين‌هاي اطراف پايگاه هم توسط دولت، مناطق ممنوعه اعلام شده است. اين در حالي است كه دولت آمريكا وجود چنين پايگاهي در صحراي نوادا را به شدت تكذيب مي‌كند.

احتمال داده مي‌شود اين پايگاه به اندازه غير معمول باند پروازي آن (كه نمي‌توان اين گفته را هم تاييد كرد چون حدس زده مي‌شود با توجه به اندازه‌هاي پايگاه باند پروازي آن تقريباً چهار برابر باندهاي پرواز معمول باشد) محلي باشد براي پرواز و فرود آئورورا.

در سال ۱۹۸۸ روزنامه نيويورك تايمز گزارش داد كه نيروي هوايي ارتش ايالات متحده روي يك هواپيماي مقدماتي كه مي‌تواند به سرعت شش ماخ دست يابد كار مي‌كند.در فاصله ژوئن سال ۱۹۹۱ تا ژوئن سال بعد، در كاليفرنياي جنوبي غرش‌هايي شنيده مي‌شد كه مربوط به هيچ هواپيماي شناخته شده‌اي نبود. اين غرش‌ها به قدري بلند بودند كه حتي زلزله نگارهاي مركز ژئوفيزيك آمريكا هم آنها را ثبت كردند.

اين غرش‌ها را حتي از غرش هنگام فرود شاتل‌ها هم وحشتناك‌تر توصيف مي‌كردند. اين غرش‌ها به سمت شمال شرق روي لس‌آنجلس و صحراي(Mojave) امتداد مي‌يافت؛ به مناطقي كه پايگاه هوايي نليس و پايگاه گروم ليك در آنها وجود داشت.

اما يكي از مواردي كه سري بودن و ناشناخته بودن اين پرنده را به شدت تاييد مي‌كند مربوط مي‌شود به فوريه ۱۹۹۲. در اين تاريخ يكي از مسئولان كنترل ترافيك هوايي نيروي هوايي سلطنتي انگلستان(RAF) در اسكاتلند، علامتي راداري را در پايگاه هوايي مك‌ريهانش(Machrihans) مشاهده كرده بود كه در فاصله بسيار كوتاهي به سرعت سه ماخ دست يافته بود و هنگامي كه با پايگاه مذكور تماس گرفته بود و علت اين علامت را پرسيده بود، به وي گفته بودند كه موضوع را فراموش كند.

اينها، تنها مواردي نبودند كه مربوط به پرنده اكس مي‌شدند بلكه دهها مورد ديگر وجود دارد كه در آمريكا و انگلستان گزارش و همگي به گونه‌اي با پرسش بي پاسخي مواجه شده‌اند، پرسشي كه مربوط به پرنده‌اي سريع و غران مي‌شده است. تنها هنگامي مي‌توان به راز اين پرسش پي برد كه نيروي هوايي آمريكا خود پرده از آن بردارد.

براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد



اما تنها چيزي كه به يقين در مورد آئورورا مي‌توان گفت اين است كه آئورورا يك پرنده هايپرسونيك (ابر صوت که سرعتهای بیشتر از 5 ماخ دارند) است. اما اولين هواپيماهاي هايپرسونيك كي ساخته شده است؟

تا سال ۱۹۶۵ ميلادي سريع‌ترين هواپيماها دو هزار مايل بر ساعت سرعت داشتند در صورتي كه در سال ۱۹۴۵ تنها چند هواپيما مي توانستند به سرعت ۵۰۰ مايل بر ساعت دست يابند. پس گام منطقي ديگر، ساختن هواپيماهايي بود كه ديوار صوتي را بشكنند.

با شكسته شدن ديوار صوتي توسط جت‌هاي جنگنده كه توسط شوروي سابق و ايالات متحده آمريكا ساخته مي‌شدند، اولين گام‌ها براي ساختن پرنده‌هاي هايپرسونيك برداشته شد.

لازمه رسيدن به سرعت بسيار بالا داشتن موتور بسيار پيشرفته و مهم‌تر از آن بدنه‌اي است كه طاقت سرعت يك مايل بر ثانيه معادل ۳۶۰۰ مايل بر ساعت يا همان ۴/۵ ماخ داشته باشد. از اين جا مي‌توان به ساختار بسيار پيچيده آئورورا پي برد. از اولين هواپيماهاي هايپرسونيك مي‌توان به X-15 وFDL-15 اشاره كرد كه توسط ناسا و لاكهيد مارتين ساخته شده‌اند.

در مورد آئورورا اطلاعات مختصري هم وجود دارد كه بيشتر بر پايه حدسيات است و از سوي منابع خاصي تاييد نشده‌اند. اما واقعي به نظر مي‌رسند. بيشينه سرعت اين پرنده در حدود پنج تا هشت ماخ گزارش شده است.

طول آن در حدود ۱۱۰ فوت (۵/۳۳ متر) و طول دو سر بال آن كه كاملاً به صورت مثلث است حدود ۶۰ فوت(۲/۱۸ متر) است. اين هواپيما احتمال سقف پروازي در حدود ۱۵۰ هزار فوت (۴/۲۸ مايل) يا بيشتر دارد. در مورد موتور اين هواپيما نمي‌توان به نظر واحدي رسيد.

با توجه به گفته‌هاي شاهدان مختلف در آمريكا و انگليس چندين نوع موتور مختلف مي‌تواند در اين پرنده به كار گرفته شده باشد.

مثلاً بر پايه چيزي كه شاهدان در كاليفرنيا گفته‌اند، مي‌توان احتمال داد كه از يك موتور رم جت سيكلي متان سوز كه تغييرات بسيار زيادي در آن داده شده در آئورورا استفاده شده است. در مورد نيروي پيش رانش اين هواپيما چهار نظريه وجود دارد كه مختصراً آنها را به شما معرفي مي‌كنم.

اولين نظريه PWDE است. اين كلمه مخفف Pulse Detonation Wave Engine است. اين موتور شيوه كار بسيار پيشرفته و پيچيده‌اي دارد. در اين روش هيدروژن و يا متان مايع بر روي بدنه تزريق مي‌شوند و پس از گرم شدن توسط PWDE مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
دومين نظريه Ramjet است.

اين مورد همان موتور رم جت سيكلي متان سوز است كه در بالا گفته شد. رم جت‌ها در حالت عادي مي‌توانند سرعت ۶-۴ ماخ را به دست آورند. اما اين سيستم در آئورورا دچار تغييراتي شده است كه مي‌تواند سرعت ۸-۵ ماخ را به دست آورد.

نظريه سوم سيستم Rulsejet معمولي است. در اين حالت هوا از جلو توسط موتور مكيده شده و پس از فشرده شدن و خروج با فشار از درون موتور باعث پيش رانش هواپيما مي‌شود.

نظريه چهارم هم Turbo Rochetjet است. در اين مورد اطلاعات خاصي در دست نيست و صرفاً يك نظريه است. اما هنوز هم با همه اين توصيفات نمي‌توان گفت كه حتي آئورورا وجود خارجي دارد يا نه، شايد همه آن چيزهايي كه شاهدان در جاهاي مختلف ديده‌اند مربوط به چندين هواپيما مي‌شده است كه هيچ ربطي به هم نداشته باشند و مسئولان نظامي آمريكا با پاسخ ندادن به ابهامات پيش آمده، مي‌خواهند وجهه‌اي اساطيري به طرح‌هاي خود بدهند.

مشاهده موثق آئورورا



گزارشي كه آئورورا را به واقعيت بيشتر نزديك كرد در آگوست ۱۹۸۹ توسط كريس گيبسون كه يك مهندس نفت بود منتشر شد. او در آن زمان روي يك طرح نفتي در درياي شمالي كار مي‌كرد كه ناگهان چند هواپيما را مشاهده كرد كه از روي سر او در فاصله‌اي نه چندان بالا گذشتند.

او كه در تشخيص هواپيماها يك حرفه‌اي به شمار مي‌رود توانست يك تانكر سوختKC-130 و دو F-111 را تشخيص بدهد، اما هواپيماي چهارم را فقط توانست يك مثلث كامل توصيف كند.

او اين مثلث را كمي بزرگ تر از F-111 و داراي زواياي ۷۵ درجه و به رنگ كاملاً سياه توصيف كرد كه هيچ كدام از جزييات آن قابل ديدن نبودند و ظاهراً از تانكر KC-130 سوخت دريافت مي‌كرده است.

كمي بعد يكي از مجلات صنايع هوايي آمريكا گفته‌هاي اشخاصي را چاپ كرده بود كه نيمه شب‌ها صداي بسيار بلند تيك آف هواپيمايي را در پايگاه هوايي ادوارد شنيده بودند.

روزنامه همشهری


نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه

شكست امريكا در صحراي طبس‌

خبرگزاري فارس: چهارم ارديبهشت 1359 نيروهاي امريكايي در عملياتي موسوم به «دلتا» و با هدف آزاد كردن گروگانهاي اين كشور كه در لانه جاسوسي امريكا در تهران تحت مراقبت بودند، در صحراي طبس پياده شدند.

چهارم ارديبهشت 1359 نيروهاي امريكايي در عملياتي موسوم به «دلتا» و با هدف آزاد كردن گروگانهاي اين كشور كه در لانه جاسوسي امريكا در تهران تحت مراقبت بودند، در صحراي طبس پياده شدند.
قرار بود اين نيروها كه در ميان آنان افسران حكومت پهلوي و افراد وابسته به ساواك نيز حضور داشتند، از طبس با چرخبال به سوي تهران حركت كرده و در ورزشگاه امجديه (شهيد شيرودي‌) فرود آيند وسپس با لباس مبدل‌، به سفارت امريكا در تهران حمله كرده و جاسوسان خود را آزاد كنند. طبق اين نقشه‌، آنان پس از پايان فعاليتشان، از همين راه به طبس رفته و از آنجا با هواپيما از ايران خارج مي‌شدند.
نيروهاي امريكايي براي انجام اين عمليات در «فورت برگ‌» امريكا آموزش نظامي ديده و در فرودگاه كاروليناي شمالي انجام آن را تمرين كرده بودند. پيش از شروع عمليات نيز به پايگاه‌هايي در مصر و عمان منتقل شده بودند.
فرودگاه‌هاي نظامي مصر، عمان و عرشه ناو هواپيمابر امريكا دردرياي عمان از مراكز عمده برخاستن هواپيماها و چرخبال‌هاي مهاجم امريكا براي فرود در منطقه طبس بود. ناو هواپيمابر نيميتس‌نيز 4 ماه پيش از اين حمله ـ دي 1358 ـ در چهارچوب نيروهاي موسوم به «واكنش سريع‌» وارد خليج فارس شده بودند. حمله نظامي امريكا به طبس‌، دوهفته پس از آن صورت گرفت كه دولت اين كشور در اقدامي يكجانبه، روابط كشورش را با جمهوري اسلامي ايران قطع كرد.
نيروهاي امريكايي ـ 132 نظامي‌، 8 چرخبال و سه هواپيماي باربري هركولس 130 C-ـ پس از استقرار در طبس و قبل از حركت به تهران دچار حوادث مختلفي شدند و از ادامه مأموريت بازماندند. دستگاه هيدروليك يكي از چرخبال‌ها از كار افتاد، چرخبال ديگر بر اثر طوفان شن و عدم ديد كافي به هنگام جابجايي، با يكي از هواپيماهاي هركولس برخورد كرده و هر دو وسيله نقليه آتش گرفت و در نتيجه آن 8 تن از نظاميان در شعله‌هاي آتش سوختند.
منابع سياسي امريكا مدعي‌اند كه كاخ سفيد براي توقف عمليات‌، از سوي كرملين نيز تحت فشار بوده‌اند‌. ادعايي كه به نظر مي‌رسد با هدف كتمان شكست عمليات مطرح شده است. در تمام مراحل عمليات دلتا تنها 4 نفر در امريكا از انجام آن باخبر بودند: كارتر رئيس جمهور، هارولد براون وزير دفاع، هاميلتون جوردن مشاوركاخ سفيد و برژينسكي مشاور امنيت ملي‌. در ايران نيز عوامل ناشناخته‌اي در جريان اين عمليات بوده و با آن همكاري داشته‌اند.
به هرحال، درپي حادثه صحراي طبس و فرار باقي مانده هواپيماها و چرخبال‌هاي امريكايي به سوي ناو «نيميتس‌» جيمي كارتر رئيس جمهور امريكا شكست اين عمليات مداخله جويانه را اعلام كرد. پس از اين مداخله، كتابهاي بسياري در خارج از كشور انتشار يافت و اهداف پشت پرده امريكا در اين حمله ماجراجويانه و ناموفق وهمچنين ابعاد رسوايي كاخ سفيد را بر ملا ساخت.
علاوه بر اين، گزارشهاي مستند و مصور منابع خبري امريكا به ويژه روزنامه نيويورك تايمز و مجلات تايم و نيوزويك، همچنين مصاحبه هايي كه از قول فرماندهان نظامي امريكا درباره عمليات طبس در اين منابع منعكس شد، ابعاد مداخله جويانه تروريسم دولتي و نگاه متعرضانه كاخ سفيد عليه جمهوري اسلامي ايران را نشان مي‌داد. اين حادثه يكي از بزرگترين رسوايي‌هاي نظامي وسياسي كاخ سفيد در برابرانقلاب اسلامي ايران محسوب مي‌شود.
در پي شكست قطعي عمليات امريكا در طبس و بازگشت باقيمانده هواپيماهاي آن كشور يكي از چرخبال‌ها كه حاوي مداركي در مورد جزئيات عمليات بود، به دستور بني‌صدر بمباران شد. در همين بمباران بود كه محمد منتظر قائم، فرمانده سپاه پاسداران يزد به شهادت رسيد. به هرحال اين اقدام كاخ سفيد كه پس از بلوكه كردن دارائي‌هاي ايران در بانك‌هاي امريكا، تحريم اقتصادي ايران و اعلام قطع رابطه سياسي واشنگتن باجمهوري اسلامي ايران صورت گرفت‌، حلقه ديگري از اقدامات كاخ سفيد عليه جمهوري اسلامي ايران در سالهاي پس از پيروزي انقلاب بود كه به شكست انجاميد.
پس از اين حادثه، جاسوسان امريكايي در چند دسته به نقاط مختلف كشور برده شدند تا دسترسي به آنان ميسر نباشد. جاسوسان امريكايي بيش از 6 ماه پس از عمليات امريكا در طبس در اختيار دانشجويان پيرو خط امام بودند.
..............................................................................................................

منبع:موسسه مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي


نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه
میگ-31 نوع ارتقا یافته و جایگزین میگ-25 میباشد که در زمان خود بی رقیب بود و اکنون جای خود را به پسرش داده است. بی شک میگ-31 پرقدرتمندترین رهگیر روسیه و در کل جهان میباشد که توانایی رهگیری همزمان چندین جنگنده مهاجم را دارا میباشد و نیز اولین جنگنده عملیاتی شوروی با توانایی نگاه به پایین و شلیک به پایین میباشد. این جنگنده از راداری بسیار قوی با نام Zaslon بهره میبرد که به فاکس هوند این امکان را میدهد تا همزمان به 4 (در مدلهای اولیه) هدف حمله کند و نیز دیگر جنگنده های دشمن را تحت کنترل داشته باشد! طبق نظر بعضی کارشناسان این رادار قویترین و بهترین رادار جهان میباشد که حتی میتواند استیلت را هم شناسایی کند! از نظر سیستم رانش نیز میگ-31 از دو موتور توربوجت با پس سوز D-30F6 بهره میبرد که هر کدام تراستی برابر 93KN تولید مینمایند و با آنها فاکس هوند سرعتی برابر با 3 برابر صوت پیدا میکند! طراحی و شکل ظاهری میگ-31 بسیار شبیه به میگ-25 میباشد و دقیقا مانند آن دارای 2 جایگاه تسلیحات در زیر هر بال و یکی در انتهای بال به اضافه 4 جایگاه در زیر بدنه هواپیما میباشد. در دهه 1990 با توجه به قدرتمندتر شدن جنگنده های غربی روسیه فاکس هوند های خود را ارتقا داد که تواناییهای میگ-31 بسیار بهتر و بیشتر از قبل شد که امروزه این مدل با نام MiG-31BM شناخته میشود. MiG-31BM دارای آیونیکی بسیار قویتر از نسلهای قبلی خود میباشد و میتواند به راحتی با اهداف هوایی یا زمینی درگیر شود. و نیز به واسطه رادار پرقدرت خود میتواند همزمان 24 جنگنده دشمن را شناسایی کرده و با 6 تا از آنها درگیر شود! این رادار جدید همچنین میتواند به نحو احسن اهداف زمینی را نیز شناسایی کند. در ادامه با مشخصات MiG-31A آشنا میشوید :

MiG-31A

کشور سازنده : شوروی سابق
هواپیماهای مشابه : MiG-25 , F-14 , F15
تعداد سرنشین : 2 نفر
ماموریت اصلی : رهگیر تمام آب و هوایی + ایجاد امنیت هوایی
طول : 21.5 متر
طول بال : 14 متر
ارتفاع : 6.6 متر
حداکثر سرعت : 3 ماخ
وزن خالی : 22 تن
وزن استاندارد : 37 تن
حداکثر وزن : 47 تن
نوع و قدرت موتور : دو موتور توربوجت با پس سوز D-30F6 هر کدام با تراست 93 کیلو نیوتن
حداکثر تحمل G : در سرعتهای فراصوت +5 جی
حداکثر برد : 3300 کیلومتر
شعاع عملیاتی : 720 کیلومتر
ارتفاع پرواز : 25 کیلومتر
ارتفاع پرواز از سطح دریا : ؟
مدت زمان برای رسیدن به ارتفاع 20 کیلومتری : 8 دقیقه و 54 ثانیه
قابلیت سوختگیری هوایی : ندارد
حسگرها : LD/SD TWS radar, possible IRST, RWR (رادار Zaslon S-800 با برد 200 کیلومتر)
نوع تسلیحات : یک قبضه توپ 23 میلی متری GSh-6-23 + موشکهای هوا به هوای R-33 , R-40 , R-60 , R-73

MiG-31BM

این مدل در بسیاری جهات شبیه مدلهای قبلی است و در اینجا فقط نکات مهم را بیان میکنم.
نوع رادار : Zaslon-M با برد 400 کیلومتر و توانایی شناسایی استیلت ، همزمان 24 هدف را شناسایی و به 6 تا از آنها حمله میکند و بقیه را نیز تحت نظر دارد.
توانایی جنگ الکترونیک : دارای سیستم مدرن ECM و ضد ECM
آیونیک این مدل بسیار پیشرفته تر از مدلهای قبلی است.
نوع تسلیحات :
یک قبضه توپ 23 میلی متری GSh-6-23
موشکهای هوا به هوای R-27 , R-33 , R-37 , R-40 , R-60 , R-73 , R-77
موشکهای هوا به زمین Kh-31P , Kh-58
قیمت میگ-31 بی ام : 40 میلیون دلار

توضیحاتی چند در مورد موشکهای هوا به هوای قابل حمل توسط میگ-31 :
R-27 با برد 70 الی 170 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3600 Km/h
R-33 با برد 160 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3700 Km/h
R-37 با برد 300 ، حداکثر سرعت هدف : ؟
R-40 با برد 50 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : ؟
R-60 با برد 10 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : ؟
R-73 با برد 40 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 2500 Km/h
R-77 با برد 90 الی 160 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3700 Km/h

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه
 
F-18
 
جنگندهء F-18 بر پايهء يكي از جديدترين جنگنده‏هاي ساخت شركت نورثروپ، يعني Cobra YF-17 ساخته شد. در دههء 1970، YF-17 به منظور رقابت با جنگندهء F-16 جهت انتخاب «جنگندهء سبك» براي نيروي هوايي ايالات متحده طراحي و ساخته شد.

ولي در نهايت جنگندهء F-16 توسط نيروي هوايي انتخاب شد. در آن زمان، مقامات ارشد نيروي دريايي، دريافتند كه جنگندهء ساخت نورثروپ، توان بالقوه بسيار بيشتري نسبت به F-16 جهت جايگزيني هواپيماهاي قديمي نيروي دريايي، يعني A-7 Corsair دارد.

نورثروپ و مك دانل‏داگلاس تصميم گرفتند به طور مشترك، جنگندهء F-18 را براي ناوهاي هواپيمابر و جنگندهء A-18 را براي سپاه تفنگداران نيروي دريايي، توليد نمايند. اما اين دو پروژه كمي بعد باهم ادغام شدند و نتيجه جنگندهء چندماموريتهء F/A-18 از آب درآمد.
به منظور حفظ قابليتهاي چندماموريته، در قلب جنگندهء F-18 يك رادار پرقدرت چندحالتهء ساخت هيوز قرار داده شد كه هم در ماموريتهاي هوا به هوا و هم در ماموريتهاي هوا به زمين، موثر و كارا بود.
جنگندهء جديد، مجهز به سيستم‏هاي پيچيدة الكترونيكي، نمايشگرهاي تلويزيوني، موتورهاي قدرتمند، توانايي حمل انواع جنگ‏افزار و قابليت آئروديناميكي خاصي بود كه اجازه مي‏داد جنگنده بتواند با زاويهء حملهء بالاتري پرواز نمايد. در نهايت، جنگندهء F-18، فراتر از آن چيزي شد كه مورد انتظار بود با قابليت مانورپذيري خوب و توانايي بسيار موثر در انجام عملياتهاي متفاوت.
بدين ترتيب، جنگندهء F-18 با موفقيت وارد خدمت در ناوهاي نيروي دريايي و نيروي هوايي تفنگداران دريايي ايالات متحده شد و جايگزين جنگنده‏هاي A-7 و F-4 فانتوم گرديد.

F/A-18 موسوم به Hornet – به معني زنبور سرخ – جنگنده‏اي است دو نفره، دو موتور، چندمنظوره (جنگندهء تهاجمي) كه مي‏تواند هم از روي ناوهاي هواپيمابر عمل نمايد و هم از پايگاههاي زميني.
براي F/A-18 انبوهي از ماموريتهاي گوناگون تعريف شده است: ايجاد برتري هوايي، اسكورت جنگنده‏ها، خنثاسازي دفاع هوايي دشمن، عمليات جاسوسي و اكتشافي، هدايت عمليات هوايي، پشتيباني دور و نزديك هوايي و قابليت عمليات در شب.
F/A-18 جايگزين جنگنده‏هاي F-4B ،A-7 Corsair در دههء 1970 و جنگندهء A-6 Intruder در اواخر دههء 1990 شد.
F/A-18 به وسيلة سيستم ديجيتالي پرواز با سيم (Fly Bye Wire or FBW) كنترل مي‏شود كه اين امر كيفيت بسيار خوبي را در هدايت هواپيما سبب مي‎‏شود و موجب مي‏شود خلبان با سهولت بيشتري به هدايت جنگنده بپردازد. اين سيستم به هنگام مانورهاي سنگين، به خلبان اجازه مي‏دهد تا تمركز خود را بر روي عمليات و استفاده از تسليحات از دست ندهد.
نسبت كشش به وزن اين هواپيما در حالت خشك (بدون پس‏سوز) نيز فوق‏العاده است و اين جنگنده در هنگام برخورد با دشمن، از توانايي خوبي در استفاده از قدرت بالاي موتور در حالت بدون پس‏‎سوز پيدا مي‏كند.

قدرت بالاي اين جنگنده كه توان خوبي در خارج شدن از مهلكه را مي‏دهد مورد تاييد اغلب خلبانان هورنت است. علاوه بر اين، F/A-18 اولين جنگندهء نيروي دريايي است كه سيستم‏هاي ديجيتالي را يكپارچه كرده است؛ (MUX) مدار انتقال اطلاعاتي است كه تعدادي ورودي را به تعداد كمتري خروجي تركيب مي‏كند. حسن اين نوع طراحي اين است كه زمينهء ارتقاء مداوم را به شكل آسان‏تري فراهم مي‏سازد.
در طي 15 سال عمليات و تجربه، F/A-18 ثابت كرده است كه بهترين جنگندهء تاكتيكي براي ناوهاي هواپيمابر است. F/A-18 داراي شاخصه‏هاي نظامي مورد علاقهء فرماندهان نيروي دريايي ايالات متحده است. F/A-18 اغلب ماموريتهاي خود را در يوگوسلاوي و عراق با موفقيت به انجام رسانده است و تنها نقصان اين جنگنده، كمبود سوخت جهت مداومت پروازي بيشتر است.

گونه‏هاي مختلف F-18

F/A-18A/B Hornet
در اين مدل‏، عمده مشخصات و ريزه‏كاري‏هاي جنگندهء YF-17 حفظ شده است، با اين حال از دل اين هواپيما‏، جنگندهء جديد F-18 سربرآورده است؛ جنگنده‏اي يك نفره، با قابليت تهاجمي كه انبوهي از تكنولوژي‏هاي جديد و سيستم‏‎هاي ديجيتالي كامپيوتري در آن به كار رفته است. در كابين اين جنگنده، از يك جفت سيستم لولهء‌ اشعهء كاتد به عنوان نمايشگر اطلاعات استفاده شده است و سيستم كنترل بر اساس ارزيابي دستورات خلبان, كنترل پرواز را شبيه‏سازي مي‏كند. سيستم‏هاي تعبيه شده در اين جنگنده براي دو ماموريت در نظر گرفته شده‏اند. (احتمالن منظور ايجاد برتري هوايي و عمليات زميني - ضد كشتي مي‏باشد)
در حين طراحي، نوع آموزشي (دو سرنشينه) نيز به تعداد اندك و به نام TF/A-18 ساخته شد. اين نوع نيز بر اساس مدل F/A ساخته شد و تنها شامل اندك تغييراتي شد، ضمن اينكه نوع دو سرنشينه نيز با حفظ قابليت انجام عمليات نظامي ساخته شد.
اولين پرواز F/A-18 به تاريخ نوامبر 1978 انجام شد. F/A-18 و نوع دو سرنشينه نيز كه بعدها به نام F/A-18B ناميده شد، مورد آزمونهاي گوناگون پروازي در مركز آزمون نيروي دريايي (Naval Air Test Center) قرار گرفت.
در حين اين آزمونها، بر روي نقاط ضعف و مشكلات جنگنده (به خصوص قطعات جديد) تمركز زيادي انجام گرفت و اين ارزيابي، باعث شد قطعاتي كه به نوعي مشكلاتي در طراحي داشتند، با طراحي مجدد، مشكلشان حل شود. اغلب قطعاتي كه مورد تغيير قرار گرفتند، قطعات ساخت‏افزاري و مكانيكي هواپيما بودند و سيستم‏هاي ديجيتالي، دستخوش تغيير نگشتند.
نوع اصلي جنگندهء F/A-18A (يك نفره) و نوع F/A-18B (دو نفره) به سال 1983 جايگزين جنگنده‏هاي F-4B و A-7 در ناوهاي هواپيمابر و سپاه تفنگداران نيروي دريايي (Marine Corps) شدند.
اين جنگنده‏ها به دليل قابليتهايشان (قابليت انجام ماموريتهاي متنوع و ميزان آمادگي بالا)، به سرعت نقش اصلي را در ماموريتهاي نظامي برعهده گرفتند.

قابليت اطمينان و سهولت تعمير و نگهداري، از مواردي بودند كه به هنگام طراحي اين جنگنده، مورد توجه قرار گرفتند. براي مثال F/A-18 ها، براي آزمايش از اطمينان سيستم‏ها، سه بار و هر بار ساعتها پرواز كردند در حالي كه نيمي از زمان مورد نياز براي تعمير اساسي‏شان گذشته بود. هورنت، بارها در ميدان نبرد واقعي مورد آزمايش قرار گرفت و هر بار، نقاط مثبت ادعا شده توسط طراحانش را مورد اثبات قرار داد: جنگنده‏اي بسيار قابل اعتماد، تهاجمي و همه كاره.

F/A-18 ها نقش مهمي را در جريان حمله به ليبي در سال 1986 ايفا كردند. آنها از روي عرشهء ناو هواپيمابر يواس‏اس كورال‏سي (USS CORAL SEA) به پرواز درآمدند و پدافند هوايي ليبي را با پرتاب موشكهاي سرعت بالاي هارم (HARM) نابود ساختند به طوري كه هنگام بمباران بن‏غازي، پدافند هوايي ليبي، كاملن خاموش شده و از كار افتاده بود.

F/A-18C/D Hornet
به دنبال موفقيت در استفاده از 400 فروند مدل A و B، نيروي دريايي ايالات متحده، به تاريخ سپتامبر 1987، نوع پيشرفته‏تر هورنت را به نام F/A-18C (يك نفره) و F/A-18D (دو نفره) مورد آزمايش قرار داد.
اين هورنت‏ها مي‏توانستند موشكهاي ميان‏برد هوا به هواي جديد آمرام (AMRAAM) و موشكهاي هوا به زمين حرارت‏ياب هدايت تلويزيوني ماوريك (Maverick) را حمل و پرتاب كنند.
دو سال بعد, مدلهاي C و D به قابليت عمليات در شب مجهز شدند. ضمنن اجزاء جديدي نيز اضافه شدند: غلاف ناوبر حرارت‏ياب ([url=http://www.thales-optronics.com/dos/products/air/details/navflir.shtml]NAVFLIR[/url])، تعبيهء جايگاهي براي نمايشگر سربالا (HUD)، عينك ويژهء ديد در شب (NVG)، چراغ‏هاي مخصوص درون آلات دقيق جهت عدم تداخل با عينك ديد در شب، يك نقشهء ديجيتالي از منطقهء نبرد به همراه نمايشگر رنگي مخصوص آن.
NAVFLIR مخفف navigation forward looking infrared
HUD مخفف head-up display
NVG مخفف night vision goggles

رادار F/A-18C مجهز به سنسوري جهت شبيه‏سازي زمين است كه اين امر توسط امواج رادار دقيق و قدرتمند داپلر از سطح زمين انجام مي‏شود. اين نقشهء تهيه شده، به خلبان اين امكان را مي‏دهد تا به اهداف زميني در شرائط نامساعد جوي يا در حالتي كه ديد ضعيفي وجود دارد، حمله كند. ضمن اينكه با توجه به نقشه و اهداف مشخص شناسايي شده روي آن، موقعيت دقيق هواپيما در آسمان مشخص مي‎شود، همچنين اين نقشه، قابليت بمباران دقيق و موثر را بيشتر مي‏كند.
انواع جديدتر ساخته شدهء F/A-18C از سال 1994 به بعد، به رادار ارتقاء يافتهء [url=https://wrc.navair-rdte.navy.mil/warfighter_enc/weapons/SensElec/RADAR/anapg73.htm]APG-73[/url] مجهز شدند كه اين رادار دقت بيشتري داشت و تصاوير بسيار تميزتري در صفحهء اسكن خود به نمايش مي‏گذاشت.

غلافهاي جستجوگر هورنت
در مدل F/A-18C كه مجهز به تجهيزات عمليات در شب شده است، يك غلاف مخصوص نصب مي‏شود. اين غلاف، ساخت كمپاني هيوز است و با كد AN/AAR-50 شناخته مي‏‎شود. اين غلاف شناسايي، اهداف زميني را از روي حرارت‏شان (نظير شليك گلوله يا گرم بودن موتور ادوات زميني) تشخيص مي‏دهد.
غلاف هدف‏ياب ديگر، با كد Loral AN/AAS-38 شناخته مي‏شود. اين غلاف با نام Night Hawk FLIR نيز شناخته مي‎شود و عملكردش نيز بر اساس حرارت‏يابي از اهداف زميني است.
وسيلهء ديگر، دوربيني قوي جهت ديد و شناسايي اهداف زميني در شب است. اين وسيله به نام GEC Cat's Eyes شناخته مي‏شود. تعداد 48 فروند جنگندهء F/A-18D (نوع دو نفره) به مدل RC (شناسايي – تجسسي) تغيير يافته‏اند. به همين منظور، به جاي مسلسل استاندارد اف18 كه M61 A1 نام دارد، يك جايگاه شناسايي از نوع الكترواپتيكالي نصب مي‎‏شود. اين جايگاه ويژه، داراي يك برجستگي است كه در واقع يك دوربين بسيار قوي چشمي با دو غلطك متحرك (جهت حركت دادن لنز به اطراف) مي‎‏باشد. ضمنن تمام مشاهدات، بر روي يك نوار ويدئو ضبط مي‏شوند.
RC مخفف reconnaissance

هورنت و عمليات طوفان صحرا
در اولين روز عمليات طوفان صحرا، دو جنگندهء F/A-18 در حالي كه عازم عمليات بمباران بوده و روي هركدام 4 بمب 2000 پاوندي بارگذاري شده بود، موفق شدند دو ميگ عراقي را سرنگون كنند، سپس بمبهاي خود را بر روي اهداف تعيين شده، رها ساختند.
در مدت زمان جنگ خليج فارس، اسكادرانهاي نيروي دريايي ايالات متحده، سپاه تفنگداران و F/A-18 هاي كانادايي، هر ساعت عمليات رزمي داشتند و ركوردي را در زمينهء قابليت اطمينان در طول نبرد با حمل و فروانداختن دهها تن بمب بر روي عراق، برجاي گذاشتند.
(لازم به ذكر است كه يك فروند F/A-18C نيروي دريايي ايالات متحده در روز 17 ژانويه 1991 در يك نبرد هوايي با يك فروند MiG-25PD عراقي، سرنگون گشت)

نيروي دريايي ايالات متحده به تاريخ 18 مي 1998 اعلام كرد كه اسكادرانهاي F/A-18 خود را از ساحل شرقي به پايگاه نيروي دريايي در ساحل ويرجينيا (Oceana) و پايگاه سپاه تفنگداران در Beaufort (شهري در ساحل كاروليناي جنوبي) منتقل مي‏كند. به همين دليل 9 اسكادران عملياتي، شامل 156 فروند هواپيما به Oceana انتقال يافتند و 2 اسكادران ديگر شامل 24 فروند هواپيما نيز به Beaufort منتقل شدند. اولين اسكادران در پائيز 1998 منتقل شد و در كل انتقال 11 اسكادران عملياتي تا پايان اكتبر 1999 تكميل گشت.

در تمام طول مدت خدمت اين جنگنده‏ها، هرساله سيستم‏هاي تسليحاتي، سنسورهاي مربوطه و غيره ارتقاء مي‏يابند. آخرين سري از جنگنده‏هاي F/A-18C/D كه ارتقاء يافتند به سيستم‏هاي چون عمليات در شب، سيستم افزايش دقت در هدف‏گيري، تكنولوژي كاهش ديده شدن توسط رادار دشمن و غيره مجهز شدند. اي در حالي است كه هيچكدام از اين سيستم‏ها تا سال 1991 بر روي مدلهاي A و B وجود نداشتند و سطح سيستم‏هاي آويونيك، الكتريك و مقدورات پروازي براي ارتقاء محدوديت داشتند.
علاوه بر اينها، نقص ديگري نيز در طراحي اين جنگنده وجود داشت و آن اين بود که هنگامي که در مدلهاي ‍C و D ، جنگندهء خالي با مهمات و سوخت کامل بارگذاري مي شد، به هنگام انجام ماموريت‏ايش، دچار کمبود سوخت شده و نمي‏توانست به همهء اهداف تعيين شده‏اش حمله کند و از اين رو گاهن با مهمات مصرف نشده و حداقل سوخت به ناو هواپيمابر باز مي‏گشت. در واقع برد پروازي کافي براي ماموريتهاي تعيين شده‏اش نداشت.

کاربران
F/A-18 در مدلهاي A، B، C و D سالها براي نيروي دريايي ايالات متحده و هشت کشور خارجي خدمت کرد. اين کشورها عبارتند از: استراليا، کانادا، فنلاند، کويت، مالزي، اسپانيا، سوئيس و تايلند.
اگرچه چشم اندازي براي توليد آتي مدلهاي C و D ديده نمي‏شود، ولي اين جنگنده‏ها سالها به منظور پرکردن خلاء جنگنده‏هاي ناونشين در نيروي دريايي ايالات متحده تا ورود به خدمت جنگنده‎هاي بزرگتر، دورپروازتر و باقابليت‏تر مدلهاي E و F در خدمت باقي خواهند ماند.

آشنايي با سوپر هورنت: F/A-18E/F Super Hornet

تفاوت سوپرهورنت با مدل معمولي

جنگندهء چندماموريتهء F/A-18E/F موسوم به «سوپرهورنت» در واقع مدلي ارتقاء يافته از جنگنده‏هاي مدل C و D مي باشد که پيشتر قابليت عمليات در شب به آنها افزوده شده بود. سوپرهورنت فرماندهي گروه عمليات رزمي هواپيماهاي ناونشين را فراهم خواهد آورد زيرا داراي برد پروازي بيشتر و قابليت حمل مهماتي است که توسط جنگنده هاي بازنشستهء A-6 حمل مي‏شود.
مدلهاي E و F (نسبت به مدلهاي قبلي) داراي 4.2 فوت درازاي بيشتر، 25% مساحت بال بيشتر و قابليت حمل 33% بيشتر سوخت در مخازن داخلي هستند که اين سوخت اضافه تا 41% برد عملياتي و تا 50% استقامت پروازي آنها را افزايش مي‏دهد.

کابين بسيار پيشرفتهء سوپرهورنت

در سوپرهورنت همچنين دو جايگاه حمل مهمات باهم ادغام شده‎اند. اين به معني افزايش ميزان بارگذاري مهمات به دليل مخلوط کردن محل بارگذاري انواع جنگ افزارهاي هوا به هوا يا هوا به زمين مي‎باشد.
سوپرهورنت همچنين مي‎تواند انواع مختلفي از تسليحات به اصطلاح هوشمند را حمل کند. از جملهء اين مهمات مي‏توان به جديدترين بمبهاي هدايت شونده به وسيلهء ماهواره نظير JDAM و JSOW اشاره کرد.

سوپر هورنت مي تواند 17.750 پاوند (8032 کيلوگرم) مهمات را در 11 مقر خارجي حمل تسليحات بارگذاري نمايد. اين جنگنده داراي راداري مخصوص کار در همه نوع شرائط آب و هوايي است که داراي توانايي رهگيري اهداف هوايي و سيستمي جهت افزايش دقت در پرتاب بمبهاي عادي يا هدايت شونده است.
دو محل بارگذاري در نوک بالها، چهار مقر در زير بالها براي حمل سوخت يا مهمات هوا به زمين و دو مقر در زير بدنه و نزديک دماغهء هواپيما جهت نصب موشکهاي هوا به هواي اسپارو يا غلافهاي شناسايي و يک محل در مرکز بدنه براي حمل مخازن سوخت يا تسليحات هوا به زمين است. ضمن اينکه يک مسلسل 20 ميلي متري از نوع M61 A1 Vulcan در نوک هواپيما تعبيه شده است.
ميزان حمل بارگذاري در سوپرهورنت به ميزان 9000 پاوند افزايش يافته است و قدرت موتور آن نيز از كشش 36000 پاوند به 44000 پاوند افزايش يافته است. در اين جنگنده از دو موتور پرقدرت توربوفن ساخت جنرال الكتريك به نام F414 استفاده شده است.
اگرچه در مدلهاي جديدتر ساخته شدهء C و D به ميزان كمي از تكنولوژي مدرن استفاده شده است، ولي در مدلهاي E و F از ابتدا و به طور گسترده از تكنولوژي‏هاي نوين استفاده شده و توان دفاعي آن نيز افزايش قابل توجهي يافته است.
سيستم پيشرفتهء جستجوگر مادون قرمز ساخت هيوز (ATFLIR)، سيستم اصلي هدفيابي جنگنده‏هاي E و F به شمار مي‏رود. اين سيستم همچنين قرار است در مدلهاي قبلي F/A-18 نيز نصب شود. غلاف ساخت هيوز، داراي جهت‏ياب و هدف‏ياب مادون قرمز بسيار دقيق اهداف مي‏باشد و از تكنولوژي نسل سوم اين نوع غلافها در آن استفاده شده است (MWIR) كه در ميان هواپيماهاي موجود، تكنولوژي بسيار برجسته‏اي به شمار مي‏رود.
ATFLIR مخفف The Hughes Advanced Targeting Forward-Looking Infra-Red
MWIR مخفف mid-wave infrared

اكنون پروژهء ارتقاء مدلهاي يك نفرهء C و دو نفرهء D آغاز شده است. اگرچه تا حد زيادي ظاهر مدلهاي C و D به هم شبيه است، ولي خروجي طرح ارتقاء، شامل دو گونهء مختلف از F-18 خواهد بود كه عمدهء تمركز برنامهء ارتقاء، بر روي قابليت عمليات در شب خواهد بود.
زماني، F-18B تنها جنگنده‏اي آموزشي بود ولي در جنگندهء F-18D، كابين عقب، مملو از نمايشگرهاي رنگي چندمنظوره و كليدهاي رهاسازي سلاح و كنترل آنها مي‏باشد كه اين امر به F-18، قابليت فرماندهي، پيشتازي عمليات و هدايت ساير جنگنده‏ها را جهت هدف‏يابي و نابودسازي اهداف، مي‏دهد.

توليد مدلهاي C و D در اواخر دههء 1990 پايان يافت و به جاي آنها F/A-18E و F/A-18F (سوپرهورنت) در خط توليد قرار گرفته است. مدلهاي كنوني A و B قرار است تا پايان سال 2015 و مدلهاي C و D تا پايان سال 2020 در خدمت باقي خواهند ماند. F-18 امروزه، انبوهي از مشتريان خارجي را براي خريد در پيش رو مي‏بيند.

تاريخچه اولين پرواز
F-18A به تاريخ 18 نوامبر 1978
F-18C به تاريخ 3 سپتامبر 1986
F-18D به تاريخ 6 مي 1988

ورود به خدمت
F-18A به تاريخ 7 ژانويه 1983
F-18D به تاريخ نوامبر 1989

خدمه
F/A-18 A/C = يك نفر
F-18D = دو نفر، يك خلبان و يك افسر تسليحات

قيمت
35 ميليون دلار (سال 2003) براي مدل F/A-18E

ابعاد
طول: 56 فوت = 17.07 متر
فاصلهء دو سر بالها: 37.50 فوت = 11.43 متر
ارتفاع: 15.25 فوت = 4.66 متر
سطح بالها: 400 فوت مربع = 37.16 متر مربع

اوزان
وزن خالي: 23.050 پاوند = 10.455 كيلوگرم
وزن عادي براي برخاستن:
36.710 پاوند = 16.650 كيلوگرم (جهت ماموريت نبرد هوايي)
49.225 پاوند = 22.330 كيلوگرم (جهت عمليات تهاجمي زميني)

حداكثر وزن قابل برخاستن: 56000 پاوند = 25.400 كيلوگرم

حجم مخازن سوخت
مخزن داخلي: 10.860 پاوند = 4.925 كيلوگرم
مخزن خارجي: 6.730 پاوند = 3.055 كيلوگرم
حداكثر وزن قابل بارگذاري: 15.500 پاوند = 7030 كيلوگرم

پيشرانه
دو موتور توربوفن ساخت جنرال الكتريك از نوع F404-400 با قابليت پس‏سوز
كشش هر موتور: 32000 پاوند = 142.400 نيوتن با استفاده از پس‏سوز

عملكرد
حداكثر سرعت: 1190 مايل بر ساعت = 1915 كيلومتر بر ساعت در ارتفاع 40000 فوتي (12190 متري) = 1.8 ماخ
نرخ اوج‏گيري: 45000 فوت در دقيقه = 13715 متر بر دقيقه
سقف پرواز خدمتي: 50000 فوت = 15240 متر

برد پروازي
در حالت شكاري (fighter mission) = 800 ناتيكال مايل = 1480 كيلومتر (رفت و برگشت)
در حالت تهاجمي (attack mission) = 1150 ناتيكال مايل = 2130 كيلومتر (رفت و برگشت)
برد عبوري: 1800 ناتيكال مايل = 3335 كيلومتر (با سه مخزن سوخت خارجي)

حد تحمل شتاب ثقل: نامعلوم (بنا بر گزارشي حدود 7.5 برابر g)

تسليحات
مسلسل 20 ميلي متري M61A1 Vulcan با 570 تير فشنگ
7 جايگاه حمل بار در زير بدنه و بالها و دو جايگاه در نوك بالها

تسليحات هوا به هوا
موشك ميان برد AIM-7 (اسپارو)
موشك كوتاه برد حرارت ياب AIM-9 (سايدوايندر)
موشك ميان برد AIM-120 (آمرام)
موشك كوتاه برد AIM-132 (آسرام)

تسليحات هوا به سطح
AGM-45 Shrike (شرايك)
AGM-62 Walleye (وال‏‎آي)
AGM-65 Maverick (ماوريك)
AGM-84 Harpoon (ضدكشتي)
AGM-84 SLAM
AGM-84 SLAM-ER
AGM-88 HARM (ضد رادار)
AGM-123 Skipper
AGM-154 JSOW

بمب
GBU-10/12/24 Paveway (هدايت ليزري)
GBU-15 EO-guided (هدايت الكترواپتيكالي)
GBU-29/30/31/32/35 JDAM (هدايت شونده توسط ماهواره)
بمبهاي هسته‎‏اي B-57 و B-61 (استحكام‏شكن)
Mk 82/83/84 GP
Mk 20 Rockeye
BLU-107 Durandal
CBU-59 (بمب خوشه‏اي)

ساير موارد
غلافهاي اغتشاش‏گر الكترونيكي (ECM pod)
غلافهاي راكت انداز

انواع توليد شده
YF-17 Cobra
جنگندهء توليد شده در طرح مناقصهء ساخت «جنگندهء سبك» براي نيروي هوايي ايالات متحده؛ اگرچه هيچگاه انتخاب نشد ولي نيروي دريايي از طرح آن براي توليد F/A-18 Hornet استفاده كرد.

F/A-18A
اولين مدل توليد شده به تعداد 371 فروند.

AF-18A
نوع يك نفره‏اي كه توسط نيروي هوايي كانادا خريداري شد. اين مدل بر اساس F-18A ساخته شد ولي اكنون همگي به سطح مدل F-18C ارتقاء يافته‏اند و قرار است تا سال 2011 در خدمت باقي بمانند. تعداد توليد شده: 57 فروند

ATF-18A
نوع دو نفرهء آموزشي جهت نيروي هوايي استراليا كه بسيار شبيه به مدل F-18B مي‏باشد. تعداد توليد شده: 18 فروند

CF-18A / CF-188A
نوع يك نفره‏اي كه توسط نيروي هوايي كانادا خريداري شد و بر اساس F-18A ساخته شده است با اين تفاوت كه داراي سيستم شناسايي اهداف در شب مي‏باشد كه در مدل A وجود ندارد. همچنين داراي سيستم ILS (سيستم فرود ايمن) و توانايي حمل غلافهاي راكت‏انداز LAU-5003 مي‏باشد. كانادا قصد دارد اين جنگنده‏ها را تا سال 2017 عملياتي نگه دارد. تعداد توليد شده: 98 فروند

EF-18A / C-15
نوع يك نفره‏اي كه توسط نيروي هوايي اسپانيا خريداري شد و بر اساس F-18A ساخته شده است، اما همگي تا سطح استاندارد نزديك به مدل F-18C ارتقاء يافته‏اند. تعداد توليد شده: 60 فروند

RF-18A
نوع شناسايي كه به تعداد بسيار اندك ساخته شده است و براي امور تحقيقاتي در اختيار نيروي دريايي و سازمان ناسا قرار دارد.

F/A-18B / TF/A-18A
نوع دو سرنشينهء آموزشي، توليد شده به تعداد 40 فروند

CF-18B / CF-188B
نوع دو سرنشينهء آموزشي براي كانادا، توليد شده به تعداد 40 فروند

EF-18B / CE-15
نوع دو سرنشينهء آموزشي براي اسپانيا، توليد شده به تعداد 12 فروند

F/A-18C
نوع ارتقاء يافتهء مدل تك سرنشينه كه قابليت پرتاب موشك هوا به هواي AIM-120 (آمرام) و موشك هوا به زمين AGM-65 (ماوريك) به آن افزوده شده است. همچنين سيستم‏هاي الكترونيك آن ارتقاء يافته، نوع جديدي از صندلي پرتاب شونده بر رويش نصب شده و باريكه‏هاي كوچكي به لبه‎هاي حملهء بالها جهت كاهش اثرات نوسانات پروازي و افزايش ميزان زاويهء حمله، بدان افزوده شده است. تعداد توليد شده: 355 فروند

KF-18C
نوع تك سرنشينه‏اي كه به كويت فروخته شده و براساس F-18C ساخته شده است. تعداد توليد شده: 32 فروند

KAF-18D
نوع دوسرنشينهء آموزشي مخصوص كويت. توليد شده به تعداد 8 فروند

F/A-18D
نوع دو سرنشينه مخصوص عمليات در شب، جهت سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده، شامل سيستم‏هاي الكترونيكي ارتقاء يافتهء مشابه مدل C.

F/A-18E/F
مهمترين مدل ارتقاء يافته از جنگندهء F-18 موسوم به «[b]سوپر هورنت[/b]» با بدنه‏اي كشيده‏تر و بالهاي بزرگتر.

Hornet 2000
مدل جديدي كه توسط شركت مك‏دانل‏داگلاس پيشنهاد داده شده است با بال و دم بزرگتر، بدنهء كشيده‏تر، موتورهاي جديدتر، كابين ديجيتالي بسيار پيشرفته‏تر، كه احتمالن جايگزين مدلهاي E و F خواهد شد.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سابقهء عملياتهاي انجام شده
* ليبي – عمليات ال دورادو كانيون – اجرا شده توسط نيروي دريايي ايالات متحده – به سال 1986 (Operation El Dorado Canyon)
* عراق – عمليات طوفان صحرا – اجرا شده توسط كانادا، نيروي دريايي و سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده به سال 1991 (Operation Desert Storm)
* عراق – سلسله عمليات مراقبت هوايي در منطقهء‌ جنوبي پرواز ممنوع بين سالهاي 1991 تا 2003 – اجرا شده توسط نيروي دريايي و سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده (Operation Southern Watch)

* بوسني و هرزگوين – اجرا شده توسط اسپانيا، كانادا، نيروي دريايي و سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده به سال 1995 (Operation Deliberate Force)

* عراق – عمليات روباه صحرا – اجرا شده توسط نيروي دريايي ايالات متحده به سال 1998 (Operation Desert Fox)

* كوزوو – عمليات نيروهاي متفقين – اجرا شده توسط اسپانيا، كانادا و نيروي دريايي ايالات متحده به سال 1999 (Operation Allied Force)

* افغانستان – عمليات آزادسازي افغانستان - اجرا شده توسط نيروي دريايي و سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده به سال 2001 تاكنون (Operation Enduring Freedom)

* عراق – عمليات آزادسازي عراق - اجرا شده توسط استراليا، نيروي دريايي و سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده به سال 2003 تاكنون (Operation Iraqi Freedom)

كاربران هورنت
استراليا، كانادا، فنلاند، كويت، مالزي، اسپانيا، سوئيس، سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده (US Marine Corps)، نيروي دريايي ايالات متحده (US Navy) و سازمان ناسا.

پايان كار گربهء افسانه‏اي گرومن:
جايگزيني سوپرهورنت به جاي بهترين رهگير جهان
با تفاصيلي كه در مورد قابليتهاي عالي F/A-18E/F گفته شد، اين جنگنده ثابت كرده است كه مي‏تواند به طور گسترده در نيروي دريايي ايالات متحده به خدمت گرفته شود. از اين رو قرار است با ورود به خدمت 548 فروند سوپرهورنت، جنگنده‏هاي F/A-18A و F-14D حداكثر تا پايان سال 2010 همگي از ردهء خدمت خارج مي‎شوند. قرار است در هر ناو هواپيمابر، 12 فروند F/A-18E و 14 فروند F/A-18F به كار گرفته شوند. چهار يا پنج فروند از اين جنگنده‏ها، به عنوان سوخت‏رسان عمل خواهند كرد.
علاوه بر اينها، مدل دوسرنشينهء EA-18G Growler (گراولر) به عنوان هواپيماي جنگ الكترونيك، جايگزين هواپيماهاي قديمي EA-6B Prowler خواهند شد. در هر ناو هواپيمابر يك دستهء 6 فروندي از EA-18 ها به خدمت گرفته خواهند شد.

هرچند نيروي دريايي تمايل دارد دسته‏اي 1000 فروندي از سوپرهورنت‏ها را تا سال 2030 به خدمت گيرد، ولي برنامه‏‎هاي جديدي چون جنگندهء F-35 نيز در حال اجرا هستند و ممكن است زودتر از اين زمان، عمر سوپرهورنت‏ها تمام شود.
امروزه مشتريان بسياري براي جنگنده‏هاي F/A-18E/F پيدا شده‏اند، از جمله سنگاپور و مالزي كه تمايل زيادي براي به خدمت‏گيري نوع صادراتي سوپرهورنت اعلام كرده‏اند.
سوپرهورنت اگرچه جنگنده‏اي فوق‏العاده بر عليه اهداف زميني و دريايي است ولي نسبت به F-14D توانايي بسيار اندكي در رهگيري دوربرد هواپيماها و موشكهاي كروز دشمن دارد و اين بزرگترين نقطهء ضعفي است كه با از رده خارج كردن تامكتها، ناوهاي هواپيمابر را مورد تهديد موشكهاي كروز و دوربرد بمب‏افكن‏هاي دورپرواز دشمن نظير Tu-95 و Tu-160 قرار خواهد داد.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه
وقتی برادران رایت در روز 17 دسامبر 1903 در کیتی هاوک واقع در کارولینای شمالی آمریکا، نخستین پرواز با هواپیمای موتور دار را انجام دادند، هیچکس تصور آنرا نمی کرد که این وسیله نوظهور و تا حدی ظریف و شکننده تبدیل به ابزاری مهلک و یکی از سلاح های مهم در ارتش های جهان گردد.
8 سال پس از پرواز برادران رایت، ایتالیایی ها اولین کشوری بودند که از هواپیما برای مقاصد جنگی سود بردند. 23 اکتبر 1911 یک خلیان ایتالیایی به نام کاپیتان پیزا در جریان جنگ ایتالیا و عثمانی، حین یک پرواز برفراز مواضع نیروهای عثمانی واقع در طرابلس لیبی، چند بمب دستی کوچک پرتاب کرد. عثمانی ها ادعا کردند این بمب به یک بیمارستان اصابت کرده و ایتالیایی ها را متهم به جنایت کردند اما این موضوعی نبود که توجه سران و فرماندهان نظامی کشورهای اروپایی را جلب کند. آنها به موضوعی مهم تر پی بردند و آن امکان استفاده از هواپیما در ارتش و بهره برداری از آن بعنوان یک وسیله اکتشافی بود.

با این اوصاف صنعت هواپیمایی صنعتی جوان بود، هواپیما ها به صورتی ابتدایی ساخته می شدند اسکلت بدنه و بالها از چوب بود که روکشی پارچه ای بر آن کشیده می شد. بعضی از مدلهای دو نفره حداکثر توانایی حمل یک دوربین عکاسی را داشتند و هیچ محلی برای حمل اسلحه پیش بینی نشده بود. در رده های بالای فرماندهی ارتش های اروپا نیز بر سر نوع و چگونگی استفاده از هواپیما برای مقاصد نظامی اختلاف نظر بود.
دلیل عمده مخالفان وجود اسب در یگان های سواره نظام بود که سروصدای موتور هواپیما باعث ترسیدن و رمیدن اسب ها می گردد. و موافقان آن معتقد بودند که هواپیما برخلاف بالن های شناسایی، توانایی تحت پوشش قرار دادن مناطق بیشتری از جبهه های نبرد احتمالی را دارا خواهد بود. فراموش نکنیم که آن زمان اروپا جوی ملتهب داشت و هر آینه احتمال وقوع جنگ می رفت. سرانجام کفه ترازو به نفع موافقان هواپیما سنگینی کرد و در ارتش های اروپایی یگان جدیدی برای تجهیز شدن به هواپیما تشکیل شد. هر چند که یگانی مستقل نبود و به عنوان زیر مجموعه نیروی زمینی و نیروی دریایی هر ارتش به شمار می رفت؛ انگلیسی ها آنرا سپاه سلطنتی پرواز، فرانسوی ها سپاه هوایی و آلمان ها به آن هواپیمایی ارتش نام نهادند.
روزهای آغازین
وقتی در روز 28 ژوییه 1914 با اعلان جنگ امپراتوری اتریش – مجارستان به صربستان، جنگ جهانی اول آغاز شد (که در فرصتی دیگر به دلایل شروع آن خواهیم پرداخت)، آلمان با دارا بودن 280 فروند هواپیما قدرت اول اروپا به شمار می رفت، پس از آن فرانسه و انگلیس قرار داشتند. در ماه های اول جنگ سه وظیفه برای هواپیما تعریف شده بود :

1. شناسایی و دیده بانی نقل و انتقالات نیروهای دشمن
2. شناسایی نقاط حساس و مهم مواضع دشمن
3. تنظیم و تصحیح آتش توپخانه خودی

هواپیماهای شناسایی یا اکتشافی معمولا دو نفره بودند که خلبان وظیفه هدایت هواپیما و دیده بان وظیفه شناسایی را بر عهده داشتند. در هواپیماهای اکتشافی وجود دوربین عکاسی ضرورت داشت اما وجود اسلحه چندان ضروری به نظر نمی رسید، چون یگان های پیاده نظام وظیفه جنگیدن را بر عهده داشتند و در سنگرها مشغول نبرد بودند.
تا مدتها خلبان ها بر اساس یک همیت حرفه ای سعی داشتند از صدمه زدن به همکاران خلبان خود پرهیز کنند. حتی اگر این همکار، خلبانی هواپیمای دشمن را بر عهده داشته باشد. اما سرانجام یک خلبان به این رسم حرفه ای پشت پا زد و با تپانچه ای که همراه داشت به سمت هواپیمای دشمن شلیک کرد ...
از آن پس بود که دیده بان ها به تپانچه و تفنگ مسلح شدند اما با وجود این امکان هدف گیری دقیق و رساندن آسیب جدی به هواپیمای دشمن مقدور نبود. در مرحله بعد مسلسل های جدیدی که برای حمل توسط هواپیما ساخته شده بود وارد کارزار شدند اما هواپیما ها آنقدر قدرتمند و محکم نبودند که بتوانند این بار اضافی را حمل کنند. پس در مرحله بعد موتور و بدنه هواپیما ها نیز قوی تر و محکم تر ساخته شدند. حال مشکل بعدی محل نصب و چگونگی نشانه روی آن توسط خلبان یا دیده بان بود.

ابتدا پایه مسلسل را روی بال هواپیما نصب کردند که توسط خلبان شلیک می شد. اما خلبان تسلط کافی بر آن نداشت و هدفگیری با آن مشکل بود. سازندگان هواپیما در آن زمان معتقد بودند که خلبان باید بتواند به راحتی بر سلاح هواپیمای خود تسلط داشته باشد و مستقیما شلیک کند. به عبارت دیگر خلبان باید بتواند هواپیمای خود را در مسیر هواپیمای دشمن قرار داده و شلیک کند. اما با ملخ موتور هواپیما چه باید کرد؟
یک خلبان فرانسوی به نام رولان گارو دست به ابتکار جالبی زد. او به این نتیجه رسیده بود که اگر بخواهد مسلسل هواپیمایش را در جلوی هواپیما و پشت ملخ موتور نصب کند حدود 7 درصد از گلوله هایی که شلیک می کند به ملخ هواپیما برخورد خواهند کرد. او برای اجتناب از برخورد گلوله با ملخ، ملخ موتور هواپیمایش را مجهز به سپرهای فلزی سه گوشی کرد که گلوله پس از برخورد به سپرها از مسیر منحرف شده و کمانه کنند. به این ترتیب به خود ملخ آسیبی نمی رسید.
او با این وسیله ابداعی که بر روی هواپیمای یک باله موران سولینه خود نصب کرده بود در اوایل آوریل 1915 وارد عرصه کارزار شد و در مدت اندکی موفق شد 5 هواپیمای آلمانی را سرنگون کند.

رولان گارو اولین تکخال تاریخ هوانوردی بود.

در آن ایام تکخال به کسی اتلاق می شد که کاری خارق العاده انجام دهد. نظیر پیروزی در مسابقات دوچرخه سواری تور دو فرانس . اما از جنگ جهانی اول به بعد کلمه تکخال مفهومی تازه پیدا کرد و تکخال پرنده به کسی گفته می شد که 5 هواپیمای دشمن را سرنگون کرده باشد.

انتقام فوکرها
رولان گارو و هواپیمایش سردرگمی و دلسردی عجیبی میان خلبانان و دیده بانهای آلمانی پدید آورد. آنها شاهد پیروزیهای او بودند و می گفتند گویی از لابلای ملخهای هواپیمایش شلیک می کند. اما مگر چنین چیزی ممکن است؟
ممکن یا غیر ممکن گلوله های مسلسل گارو هدف خود را از لابلای ملخها پیدا می کردند و خلبان های آلمانی مراقب بودند که به منطقه پروازی گارو وارد نشوند. هفته ها گارو یکه تاز آسمانهای جبهه های نبرد در فرانسه بود. تا اینکه روز نوزدهم آوریل 1915 بخاطر نقص فنی، رولان گارو مجبور به فرود اضطراری در پشت خطوط آلمانها شد.
خلبانهای طرفین درگیر نبرد دستور داشتند تا به محض فرود در خاک دشمن، هواپیمای خود را آتش بزنند تا به دست دشمن نیافتد. آتش زدن هواپیمای گارو نیز اهمیت ویژه ای داشت. چون در صورت سالم ماندن هواپیما، آلمانها به اسرار سپر پشت ملخ پی می بردند و آنها نیز از این ابتکار سود می بردند... اما گویی مقدر نبود که هواپیما آتش بگیرد، بدنه پارچه ای هواپیما بخاطر باران خیس بود و آتش گرفتنش غیر ممکن. رولان گارو و هواپیمایش سالم به دست آلمانها افتادند. و هواپیمای موران سولنیه او تحت مراقبت شدید به برلین فرستاده شد تا مورد بررسی قرار گیرد.
فرماندهان عالی ارتش آلمان از آنتونی فوکر(1939-1890) طراح هلندی هواپیما که در خدمت ارتش امپراتوری آلمان بود، خواستند تا هواپیمای گارو و سیستم سپر پشت ملخ را مورد مطالعه قرار دهد. آنها از فوکر خواستند تا اگر امکان دارد مکانیزمی مشابه هواپیمای گارو برای هواپیمایی ارتش آلمان بسازد. اما فوکر که ذهنی خلاق و مبتکر داشت معتقد بود که در سیستم گارو، دیر یا زود بر اثر ضربات گلوله های مسلسل، ملخ هواپیما خواهد شکست. پس باید راه حل دیگری پیدا کرد. او طی محاسباتش به این نتیجه رسید که دو پره ملخ هواپیما در مدت یک دقیقه 2400 بار از مقابل لوله مسلسل عبور می کنند. پس اگر به طریقی بتوان مسلسل را تنها موقعی به کار انداخت که ملخ هواپیما در سر راه آن واقع نشده باشد به نتیجه مطلوب خواهد رسید.
آنتونی فوکر و همکارش هاینریش لوبه روی مکانیزمی کار می کردند که بر اساس آن بتوان مسلسل را به هنگامی که ملخ هواپیما روبروی آن قرار گرفته است، از شلیک باز داشت. فقط کافی بود زمانهایی که پره های ملخ از مقابل لوله مسلسل عبور می کند، ماشه مسلسل چکانده نشود. بنابر این در تمام مدتی که مسلسل شلیک می کند ملخ در سر راه آن قرار نمی گیرد. دستگاه قطع کننده شلیک مسلسل ظرف 48 ساعت ساخته و آماده کار شد.
سپس فوکر آنرا با موفقیت روی یکی از هواپیماهای یک باله ای که طراحی و ساخته بود آزمایش کرد. هواپیماهای یک نفره، یک باله فوکر در مدتی کمتر از یک ماه به این مکانیزم مجهز شدند و در آسمان به شکار هواپیماهای انگلیسی و فرانسوی پرداختند.

اولین پیروزی تایید شده با این سیستم نوظهور متعلق به ماکس ایملمن (1916-1890)، خلبان آلمانی بود که در تاریخ اول آگوست 1915 هنگامی که با یک فروند هواپیمای فوکر یک باله پرواز می کرد موفق شد یک هواپیمای انگلیسی از نوع B.E.2c دو نفره را سرنگون کند.
مطبوعات انگلیسی این دوره یعنی شروع یکه تازی فوکرهای آلمانی در تابستان 1915 را "انتقام فوکر" نامیدند که این واژه در تاریخ نگاری جنگ جهانی اول به عنوان یک لغت کلیدی شناخته شده است. دورانی که خلبانهای دو طرف با مشاهده یکدیگر برای هم دست تکان می دادند تمام شد. اکنون نبرد سختی میان نیروهای هوایی دو طرف در جریان بود و تعداد هواپیماهای شناسایی و بمب افکن، روزبه روز بیشتر می گشت.
هواپیماهای یک نفره مسلح به مسلسل که هواپیمای پیشاهنگ (جنگده های امروزی) نامیده می شدند، برای محافظت از هواپیماهای شناسایی و بمب افکن خودی و سرنگون کردن هواپیماهای شناسایی و یا بمب افکن دشمن به پرواز درمی آمدند. پرواز با این نوع هواپیماها به مهارت و شهامت زیادی احتیاج داشت و بهترین خلبانانی که با این نوع پرواز می کردند به عنوان تکخالهای پرنده جنگ جهانی اول شناخته شده و به شهرت رسیدند.

قبل از اینکه به ماجراهای نبردهای هوایی و تکخال های هوایی در جنگ جهانی اول بپردازیم، ذکر این نکته لازم است که چگونه تشخیص هواپیماهای خودی از هواپیمای دشمن میسر گشت؟
در ابتدا تقریبا همه هواپیماها شبیه یکدیگر بودند و هیچ علامتی هم برای مشخص شدن ملیت هواپیما بر روی آنها موجود نبود. به همین خاطر اغلب هواپیما ها هدف توپخانه و مسلسل های ضد هوایی خودی قرار می گرفتند بخصوص که نیروهای زمینی عادت کرده بودند برای جلوگیری از خطرات احتمالی بمحض مشاهده هواپیما (چه خودی و چه دشمن) بدون آنکه وقت خود را صرف شناسایی آن کنند، آنرا هدف قرار دهند. همچنین بارها اتفاق افتاد که خلبانان خودی با یکدیگر درگیر می شدند.
برای همین، فرانسوی ها در ابتدا به فکر حل این مشکل افتادند. پس از بررسی راه حل را رسم سه دایره تو در تو به رنگهای پرچم فرانسه (سرخ، سفید، آبی) روی قسمت رویی و زیری بالهای هواپیما دانستند بطوریکه دایره بیرونی سرخ، دایره وسطی سفید و دایره بیرونی آبی رنگ بود. به این ترتیب نیروهای زمینی فرانسوی قادر به شناسایی هواپیماهای خودی شده و از تیراندازی به سوی آنها خودداری می کردند. همچنین خلبانان فرانسوی نیز از درگیری با یکدیگر اجتناب می ورزیدند.
چون از این کار نتیجه خوبی گرفته شد، آلمانها نیز یک صلیب سیاه رنگ روی بدنه، سکان عمودی و زیر و روی بالهای هواپیماهای خود رسم کردند. واحد های هوایی اتریش- مجارستان نیز از همان صلیب آلمانها استفاده کردند.
انگلیسیها نیز تصمیم به این کار گرفتند و پرچم انگلیس را روی بدنه هواپیما کشیده و دو دایره تو در تو به رنگ سرخ و سفید روی بالها رسم کردند. ولی پس از مدت کوتاهی این علامت ها را عوض کرده و مانند فرانسوی ها سه دایره تو در تو با همان رنگ های سرخ و سفید و آبی را روی بدنه و بالهای هواپیماهای خود نصب کردند با این تفاوت که دایره بیرونی به رنگ آبی و دایره درونی به رنگ سرخ بود.
دیگر کشورهای درگیر جنگ نیز با استفاده از رنگهای پرچم خود علامت هایی شبیه به علامت های بالا به وجود آورده و روی بدنه و بالهای هواپیماهای خود نصب نمودند.

در حال حاضر برخی کشورها هنوز هم ازهمان علامتهای دوران جنگ جهانی اول استفاده می کنند مانند فرانسه و بلژیک اما علایم نیروی هوایی بسیاری از کشورها نظیر آمریکا و انگلیس طی سالها دستخوش تغییرات گشت و علایم نیروی هوایی برخی دیگر از کشورها مانند آلمان و ایتالیا در سالهای بعد از جنگ جهانی اول پس از تغییراتی، مجددا به همان صورت اولیه مورد استفاده قرار گرفته است.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه

تامكت هنوز در خدمت ايران


F-14A موسوم به تامكت، تنها به يك مشتري خارجي فروخته شد و آن هم نيروي هوايي شاهنشاهي ايران بود كه با نام اختصاري IIAF شناخته مي‏شد.
IIAF مخفف Imperial Iranian Air Force

دولت شاهنشاهي ايران، كمكهاي نظامي فراواني را از ايالات متحده دريافت مي‏كرد. آن زمان قرار بود ايران به عنوان سد محكمي در برابر گسترش اتحاد شوروي به سمت جنوب و خليج‏فارس، عمل نمايد، ضمن اينکه به تدريج مقدمات عضويت در ناتو نيز براي ايران فراهم شود و بسياري از کارخانجات هواپيماسازي غرب به ايران انتقال يابند. همچنين درآمدهاي نفتي، اين امكان را به وجود آورده بود كه ايران، انبوهي از ادوات نظامي ساخت غرب را خريداري نمايد. اين ادوات شامل اقلام پيشرفته‏اي (نسبت به زمان خود) نظير هواپيماهاي F-5 در مدلهاي A و E ساخت نورثروپ، F-4 در مدلهاي D و E ساخت مك دانل‏داگلاس و P3-F اوريون (هواپيماي ضدكشتي و ضدزيردريايي)، به علاوه تعداد انبوهي از تانكهاي چيفتن و شيرايران (نوع بسيار پيشرفته‏اي از تانك چيفتن به سفارش ايران) بود كه از انگلستان خريداري شده بودند.
به تاريخ مي 1972، پرزيدنت ريچارد نيكسون (رئيس جمهور وقت ايالات متحده) ديداري از ايران به عمل آوردند. شاه در اين سفر، به نيكسون تذكر داد كه هواپيماهاي MiG-25 شوروي، به طور مرتب، حريم هوايي ايران را نقض مي‏كنند. شاه از نيكسون تقاضا كرد وسيله‏اي مناسب در اختيار ايران قرار دهد تا مانع پرواز اين هواپيماهاي متجاوز پرسرعت شوند.

نيكسون به شاه پيشنهاد كرد كه تنها دو انتخاب وجود دارد: جنگدهء F-14A Tomcat و F-15A Eagle.
به تاريخ آگوست 1973، شاه پس از پرواز با هردو جنگنده، هواپيماي F-14 را برگزيد و فروش اين هواپيماها، به تاريخ نوامبر 1973 توسط دولت ايالات متحده به ايران، مورد تاييد قرار گرفت. سفارش اوليهء براي 30 فروند تامكت، به تاريخ ژانويهء 1974 به امضاء رسيد، اما به دليل كيفيت بسيار خوب اين هواپيماها، در ماه ژوئن، تعداد 50 فروند ديگر نيز به سفارش اوليه اضافه شد. در همان زمان، بانك ملي ايران – كه يك بانك دولتي بود – 75 ميليون دلار به كارخانهء هواپيماسازي گرومن، وام داد تا اين كارخانه بتواند اندكي از وام 200 ميليون دلاري لغو شدهء گرومن را كه قرار بود از دولت ايالات متحده دريافت نمايد، جبران نمايد. اين وام، پشتوانهء خوبي براي كارخانهء گرومن بود تا بتواند 125 ميليون دلار باقيمانده را از بانكهاي آمريكايي، وام بگيرد، همچنين حداقل فرصتي بود تا برنامهء توليد F-14 ادامه پيدا كند.

تامكتهاي ايران، دقيقن همانند مدلهاي فروخته شده به نيروي دريايي ايالات متحده بودند و تنها تعداد اندكي از سيستم‏هاي آويونيك آنها، حذف شده بود. پايگاه اصلي تامكتهاي ايران، در اصفهان واقع شده بود. اولين خلبانان نيروي هوايي ايران، به تاريخ مي 1974 به آمريكا اعزام شدند و اندك زماني بعد، اولين خلبانان گرومن، به ايران رسيدند.
تامکتهاي ايران، جزو آخرين مدل توليداتي بودند که در خط توليد گرومن قرار گرفته بودند و بنابراين با موتور TF30-P414 به ايران تحويل داده شدند که بسيار ايمن تر از موتور P-412 اي بودند که مستعد خفگي در قسمت کمپرسور خود مي بودند.
اولين سري از تامکتها به تاريخ ژانويه 1976 وارد ايران شدند. تا تاريخ مي 1977 يعني زماني که جشنهاي باشکوه پنجاهمين سالگرد شاهنشاهي در ايران برگزار مي شد، تعداد 12 فروند تحويل شده بودند. در آن زمان، فاکس بت هاي شوروي، هنوز مشغول ايجاد مزاحمت به صورت پرواز بر فراز ايران بودند. بنابراين به دستور شاه، قرار شد جهت اخطار، آزمونهاي پرتاب موشک فونيکس انجام شود.

به تاريخ آگوست 1977، IIAF يک فروند هواپيماي جاسوسي بي خلبان اتحاد شوروي از نوع BQM-34E را در ارتفاع بيش از 50000 فوتي با شليک موشک فونيکس منهدم نمود و با اين اخطار جدي، شوروي به تجاوز هواپيماهاي فاکس بت خود بر فراز آسمان ايران، پايان داد.

تامکتهاي IIAF در نيروي دريايي ايالات متحده با شماره سريالهايي از 160299 تا 160378 شماره گذاري شده بودند و در IIAF نيز شماره هاي 863 – 3 تا 892 – 3 و 6001 – 3 تا 6050 – 3 براي آنها تعيين شد.
آخرين و 79 امين تامکتي که به ايران تحويل شد به سال 1978 (1356) به ايران تحويل داده شد. 80 امين تامکت به شماره سريال 170378 به واسطهء وقوع انقلاب در ايالات متحده باقي ماند و از آن هواپيما اکنون جهت آزمونهاي پروازي استفاده مي شود.
ايران همچنين تعداد 714 فروند موشک فونيکس را سفارش داده بود، اما تا زمان وقوع انقلاب، تنها 284 فروند از آنها تحويل شدند. اين موشکها نسبت به انواعي که در اختيار نيروي دريايي ايالات متحده قرار داد شده بودند اندکي از برد عملياتي شان کاسته شده بود.
به دنبال نارآرامي هاي اواخر دههء 1970، شاه ايران به تاريخ 16 ژانويهء 1979 از ايران خارج شد و بعد از آن به تاريخ 1 آوريل 1979، نيروهاي جديد، جمهوري اسلامي را بنا نهادند. نيروي هوايي ايران نيز به IRIAF تغيير نام داد.
IRIAF مخفف Islamic Republic of Iran Air Force

دولت جديد به سرعت مواضع ضدغربي به خود گرفت و ايالات متحده را شيطان بزرگ ناميد. به دنبال وقوع انقلاب اسلامي، همهء قراردادهاي پيشين نظامي با غرب، ملغا شدند که از آن جمله مي توان تعداد 400 فروند موشک AIM-54A Phoenix را نام برد.
روابط با ايالات متحده به سرعت رو به تيرگي رفت، مخصوصن با اشغال سفارت آمريکا در تهران به وسيلهء دانشجويان ستيزه جو و دستگيري 52 کارمند و ديپلمات آمريکايي به عنوان گروگان. ايالات متحده نيز به وسيلهء قطع هرگونه روابط سياسي و نظامي با ايران واکنش نشان داد و فروش تسليحات نظامي به ايران را ممنوع اعلام کرد.
ممنوعيت فروش تسليحات و اقلام نظامي به ايران باعث مشکلات فراواني در تعمير و نگهداري ادوات نظامي ساخت غرب شد. حتا ادواتي که از نظر قطعات نيز مجهز بودند، اغلب بدون دستورالعمل هاي پشتيباني کنندهء اين ادوات، قابل استفاده نبودند.
تغيير اساسي در سياست و پاکسازي ارتش (ايران) از نيروهاي بسيار کارآزموده، موقعيت ايران را در بدترين وضعيت ممکن قرار داد. بسياري از خلبانان طراز اول و پرسنل تعمير و نگهداري، به دنبال خروج شاه، محل کار خود را ترک کردند يا اعدام شدند. بدين ترتيب در آغاز سال 1980، متاسفانه IRIAF تنها سايه اي بسيار ضعيفي از نيروي بسيار قدرتمند پيشين خود بود.
تحريم ها، اثرات ويژه اي بر پرواز و به خدمت ماندن تامکتها گذاشتند. تحريم ها مانع از فروش هرگونه قطعات مي شدند. همچنين حدس زده مي شود که پرسنل وفادار به شاه، طوري باعث خرابکاري در تامکتهاي شده بودند که اين هواپيماها قادر به شليک موشکهاي فونيکس نباشند.
جنگ ايران و عراق در 22 سپتامبر 1980 با حملهء هواپيماهاي عراق به شش پايگاه هوايي و چهار پادگان نيروي زميني آغاز شد. همچنين در زمين نيز حمله اي به عرض 700 کيلومتر از چهار نقطه توسط 12 لشگر مجهز نيروي زميني عراق آغاز شد. جنگي که 1 ميليون کشته و 2 ميليون زخمي از دو طرف برجاي گذاشت و باعث آواره شدن 3 ميليون نفر از مردم مناطق مرزي ايران شد. اگرچه اين جنگ توسط رسانه هاي غربي بسيار کم جلوه داده شد ولي جنگ در ابعاد انساني، يک تراژدي بزرگ به شمار مي رفت.
در اين جنگ، نيروهاي هوايي نقش عمده اي ايفا نکردند زيرا هر دو طرف توانايي فني جهت استفادهء ‌موثر از نيروهايي هوايي شان را نداشتند. نبردهاي هوايي نيز در طول جنگ به ندرت رخ دادند.
در دورهء اول جنگ، نيروي هوايي ايران با اندوختهء برجاي مانده از دوران شاه، در اغلب نبردها پيروز بود و بيشتر هواپيماهاي عراقي را به راحتي با موشکهاي AIM-9 (سايدوايندر) سرنگون مي ساختند يا اينکه جنگنده هاي عراقي را وادار به فرار مي کردند. اما موشکهاي کوتاه برد حرارت ياب، در نبردهاي ارتفاع متوسط و بالا ناموفق بودند.
در ابتداي جنگ، خلبانان ايراني به دليل تمارين و تجارب بالايي که در دوران شاه کسب کرده بودند، کاملن بر نيروي هوايي عراق برتر بودند، اما اين برتري به تدريج با ادامه يافتن جنگ از دست رفت زيرا بسياري از خلبانان و افسران باتجربه اي را که گمان مي رفت نسبت به ادامهء جنگ يا انقلاب بي اعتقاد شده اند يا از کراوات استفاده مي کنند از ارتش اخراج شده! و يا اعدام شدند.
با کاهش توان نظامي ايران، توان نظامي عراق به تدريج افزايش يافت. پس از سال 1982، عراق تمرينات بهتري را براي خلبانانش ترتيب داد و توانست جنگنده هاي بهتر و پيشرفته تري را از فرانسه بدست آورد که مي توان به جنگندهء بسيار پيشرفتهء سوپراتاندارد (ساخت داسو برگه) و ميراژ اف1 اشاره کرد.

ميراژ اف1 مي توانست موشکهاي هوا به هواي ماترا R-550 ماجيک را شليک کند (Matra R-550 Magic) که اين موشکها مي توانستند تا 140 درجه به سمت هدف منحرف شوند، هدفياب سرخود داشتند، شتاب ثقل زيادي را مي توانستند تحمل کنند و قابليت مانور بسيار بالاي داشتند و داراي بردي بين 230 متر تا 10 کيلومتر بودند. فرانسوي ها با انجام تغييراتي، کاري کرده بودند که ميگهاي21 عراق نيز بتوانند موشکهاي ماجيک را شليک کنند و اين موشکها، توانايي بسيار بيشتري نسبت به موشکهاي حرارت ياب روسي داشتند.
در نبردهاي دريايي نيز گزارش شد که ميراژهاي اف1 عراقي در ارتفاع بسيار پائين نزديک سطح دريا، توانسته بودند تعدادي از هواپيماهاي ايراني را توسط موشکهاي ماجيک سرنگون کنند.

ورق بر مي گردد
پس از سال 1982، عراقي ها در اغلب نبردهاي هوايي پيش بودند و ايران، اندک نبردهاي هوايي اتفاق افتاده پس از سال 1983 را از دست داده بود، مگر در حالاتي که هواپيماهاي ايراني با هوشياري در محل معمول پروازي جنگنده هاي عراقي کمين قرار داده باشند.
نيروي هوايي بسيار قدرتمند ايران که در قبل از وقوع انقلاب مي توانست به راحتي 600 سورتي پرواز در روز انجام دهد، اکنون تنها مي توانست روزانه به سختي بين 30 تا 60 سورتي پرواز را سازمان دهي کند، تعداد سورتي پروازهاي هواپيماهاي عراقي سال به سال افزايش مي يافت، اين تعداد در نهايت به عدد 500 سورتي پرواز در بين سالهاي 1986 تا 1988 افزايش يافت.
به طور معمول، منابع نظامي غرب ادعا کرده اند که تامکتهاي ايران، نقش چندان موثري در سالهاي پس از 1982 ايفا ننموده اند، مخصوصن آنکه غفط تعداد انگشت شماري از آنان به دليل نبود قطعات يدکي، در سرويس باقي مانده بودند.
در اين زمانها، تامکتها عمدتن در نقش يک پيش اخطار هوايي کوچک (ميني آواکس) عمل کرده اند و به هيچ وجه سعي نمي کردند در نبردهاي مستقيم هوايي وارد شوند.
گزارش شده است که تعداد از تامکتهاي ايران در جنگ از بين رفته اند که اغلب اين تعداد توسط منابع خبري عراقي گزارش شده است. سرنگوني اولين جنگندهء F-14A ايراني رسمن به تاريخ 21 نوامبر 1982 اعلام شد که توسط موشک سوپر ماتراي جنگندهء ميراژ اف1 عراقي انجام پذيرفت.
يک خلبان اف14 اسير شدهء ايراني از اينکه هواپيماي بسيار پيشرفته اش توسط جنگندهء ابتدايي ميگ21 MF مورد هدف قرار گرفته بود، بسيار تعجب کرده بود.
به تاريخ 11 سپتامبر 1983، دو تامکت ايراني که سعي کردند مانع نفوذ بمب افکن هاي عراقي به سمت مواضع زميني ايراني ها شوند، گزارش شد که سرنگون شدند.
مورد ديگر در يک نبرد هوايي نزديک (Dogfight) با يک جنگندهء ميراژ اف1 (مجهز به موشک سوپرماترا) به تاريخ 4 اکتبر 1983 به وقوع پيوست و باعث سرنگوني تامکت به دليل خفگي کمپرسور در حين انجام مانور سنگين شد. تامکت ديگر نيز در نبرد هوايي بر فراز منطقه بهرگان به تاريخ 21 نوامبر 1983 و تامکتهاي بعدي نيز به تاريخ 24 فوريه و يکم جولاي 1984 سرنگون شدند.
عراقي ها همچنين ادعا کردند که در يک روز – يعني 11 آگوست 1984 - 3 فروند F-14A ايران را سرنگون کرده اند. هرچند که تاييد اين ادعا غير ممکن است. (زيرا ايران هيچگاه سه فروند اف14 را يکجا مورد پرواز قرار نمي دادد، آن هم در يک نقطهء خاص) هرچند که احتمال دارد ادعايي واقعي باشد.
F-14A هاي ايران در طول جنگ، حداقل سه نوع هواپيماي عراقي را ساقط کرده اند: ميراژ اف1، ميگ21 و سوپراتاندارد.
همچنين يک تامکت ايراني – که حدس زده مي شود تنها اف14 عملياتي در واپسين روزهاي جنگ با عراق بوده است- يک ميراژ اف1 عراقي را هدف قرار داده است.
بر طبق منابع ارائه شده از طرف ايران، حدود 35 تا 40 جنگندهء عراقي در طول جنگ با عراق مستقيمن توسط تامکتها در نبردهاي هوا به هواي نزديک، سرنگون شده اند.
اينها دلائلي کافي هست که نشان مي دهند چند فروند تامکت يا حتي يکي، باعث فرار جنگنده هاي عراقي مي شوند.

کتابي در مورد نقش تامکتهاي ايران در جنگ با عراق
بر طبق کتاب منتشره توسط تام کوپر و فرزاد بیشاب (در مورد نقش تامکتهاي ايران در جنگ) اينطور به نظر مي رسد که نقش تامکتهاي ايراني، موثرتر از آني بوده است که گزارش شده است. در اين کتاب (که توصيه مي کنم حتمن تهيه بفرمائيد) از خدمهء تامکتهاي ايراني گزارش نقل شده است که در طول جنگ ايران و عراق، تعداد بيشماري از اهداف پرنده با موشکهاي AIM-54A هدف قرار گرفته است، که برخي از خلبانان شجاع اين تامکتها با بيش از 8 پيروزي در زمرهء تکخالها (Ace) به شمار مي آيند و در کل براي تامکتها بيش از 100 پيروزي هوايي ثبت شده است. هرچند که متاسفانه بسيار از آنان به دليل دگرانديشي سياسي اعدام شده يا از نيروي هوايي اخراج شدند.
تخمين اينکه در طول جنگ، چه تعداد از F-14A هاي ايران، عملياتي باقي مانده بودند بسيار مشکل است. جاسوسان غربي تخمين مي زنند که تعمير و نگهداري تامکتهاي قابل عمليات در IRIAF در سطح بسيار پائيني انجام مي شود و با توجه به مانورهاي سه فروندي اف14 هاي ايران در مراسمات رسمي، تعداد عملياتي تامکتهاي ايران را کمتر از 10 فروند پيش بيني مي کنند که اين تعداد نيز با استفاده از قطعات تامکتهاي زمين گير ديگر و آن هم فقط جهت رژه براي عموم مردم آماده شده اند و تنها قادرند پرواز بسيار کوتاهي انجام دهند و آويونيک آنها به هيچ وجه قابل استفاده نمي باشد.
به تاريخ تابستان 1984، پنتاگون (وزارت دفاع آمريکا) تنها 15 تا 20 فروند تامکت داراي قابليتي مي دانست که بتواند آنهار را در عمليات شرکت دهد که اين تعداد هم به وسيلهء قطعه برداري از ساير تامکتهاي آمادهء سرويس شده بودند. اما منابع ايراني، تعداد تخمين هاي غرب در مورد تعداد تامکتهاي عملياتي را نادرست مي دانستند و تعداد عملياتي آنها را بيش از اين اعلام مي کردند.
مهمترين دليلي که صحت اطلاعات غرب را در مورد تامکتها به ترديد انداخت، قابليت پرواز دادن هواپيماها به تاريخ 11 فوريه 1985 و به تعداد 25 فروند تامکت بود که طي مراسمي در ارتفاع پائين در تهران به پرواز درآمدند.
به دليل مبارزه با تحريم تسليحاتي غرب، به نظر مي رسيد ايرانيان موفق به تعمير و نگهداري کم و بيش قطعات ناياب هواپيماهاي تامکت، F-4D/E و F-5E خود و آماده کردن آنها جهت پرواز شده بودند.
بسياري از قطعات ناياب اين هواپيماها از طرق اسرائيل به ايران تحويل داده شده بودند و برخي نيز به دليل کمک ايران به مبادلهء گروگانهاي آمريکايي دربند در لبنان، به ايران تحويل شده بودند.
موشکهاي فونيکس و همچنين قطعات الکترونيکي هدايتگر آنها، بر طبق گزارشاتي در کوران حوادث انقلاب مورد خراب کاري قرار گرفته بودند تا قابل استفاده نباشند و تا زمان شروع حملهء عراق و آغاز جنگ، عملياتي نبودند.
هيچگونه گزارشي مبني بر شليک موشکهاي فونيکس در جريان جنگ ايران و عراق وجود نداشت در حالي که رادار AN/AWG-9 (رادار اصلي اف14) همچنان عملياتي بود و تامکتهاي ايراني مي توانستند موشکهاي ميان برد AIM-7 (اسپارو) و AIM-9 (سايدوايندر) را شليک کنند. اغلب تامکتهاي IRIAF به صورت 4 موشک اسپارو و 2 موشک سايدوايندر بارگذاري مي شدند.
همچنين در آن زمان شايع شده بود که F-14A هاي ايران، قادر به شليک موشکهاي ضدکشتي شده اند و اين باعث يکي از دلائل (احمقانه اي) شد که ناو Vincennes لکهء 10 برابر بزرگتر هواپيماي ايرباس ايران (بر روي رادار را) با با هواپيماي بسيار کوچکتر اف14 اشتباه گرفته و 290 نفر مسافر بي گناه را به کام مرگ بکشاند.
با وجود اينکه رهبران ايران همواره مواضع ضدکمونيستي اعلام کرده اند و فعاليت احزاب چپ گرا در ايران ممنوع است اما شايعاتي وجود دارد مبني بر اينکه يک يا چند فروند F-14A به اتحاد شوروي در عوض کمکهاي نظامي تحويل داده شده است.
حداقل يک خلبان F-14A ايران گزارش داده است (که با هواپيمايش) به سوي اتحاد شوروي حرکت کرده است.
دلائل بسياري وجود دارد که نشان مي دهد تکنولوژي هواپيماي F-14A، سيستم رادار کنترل آتش AWG-9 و موشکهاي فونيکس به طور کامل آشکار شده است.
تجزيه و تحليل موشک فونيکس توسط اتحاد شوروي حدس زده مي شود که به ساخت و تکميل موشک Vympel R-33 کمک بسياري نموده است. موشک R-33 (که در غرب به نام AA-9 Amos شناخته مي شود) موشک هوا به هواي بسيار دوربردي است که سلاح اصلي جنگندهء MiG-31 موسوم به Foxhound به شمار مي رود. هرچند سرطراح ارشد دفتر ويمپل – گنادي سوکولوسکي – هرگونه الگو برداري بر اساس AIM-54A را تکذيب کرده است و ادعا کرده است که هيچ گاه يک موشک فونيکس عملياتي در اختيار نداشته است.
امروز IRIAF تعدادي حدود 50 تا 55 فروند F-14A در اختيار دارد، اما در حال حاضر، تنها 30 فروند از آنها عملياتي هستند. البته بعيد به نظر مي رسد رادار تامکتهاي ايران با نبود قطعات و تحريم، هنوز فعال باشند.

+ نوشته شده توسط رضا در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385 و ساعت | GetBC(10); آرشیو نظرات

نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه
موشك هاي بالستيك                                                          

هنگامي كه ايالات متحده آمريكا و اتحاد جماهير شوروي پيمان منع گسترش موشك هاي بالستيك را امضا كردند فقط ۹ كشور موشك بالستيك داشتند در صورتي كه امروز بيش از ۳۰ كشور موشك بالستيك دارند و ۱۴ كشور در توليد يا صادرات موشك بالستيك و تكنولوژي مربوط به آن دست دارند.
يكي از بازوان پر قدرت و تواناي هر كشوري يا بهتر است بگوييم پر قدرت ترين بازوي تواناي هر كشور نيروي نظامي آن است. نيروهاي نظامي به چندين بخش زميني، هوايي و دريايي تقسيم مي شوند كه در تمام آنها هدف اصلي يكي است ولي شيوه كارها با يكديگر تفاوت دارد. در تمامي بخش ها وجود چندين هزار خدمه لازم است تا نقشه ها به صورت صحيح و كامل اجرا شود.
وجود خدمه زياد در يك يگان نظامي هنگام جنگ باعث تلفات جاني زيادي خواهد شد همان طور كه مي توان در جنگ جهاني اول و دوم اين فاجعه را به وضوح ديد. به همين خاطر چندين دهه است كه كشورها به دنبال ساخت تجهيزاتي هستند كه بدون استفاده از انسان و تنها با يك نظارت الكتريكي به مناطق مختلف كشورها حمله برد تا ديگر از تلفات جاني خبري نباشد. هواپيماهاي بدون سرنشين (UAV) از اين قبيل هستند ولي از مهم ترين مقوله اين امر مي توان موشك ها را نام برد.
رعب انگيزترين و مخوف ترين وسيله نظامي است به گونه اي كه اگر كشوري قدرت موشكي بالايي داشته باشد مي تواند با آسايش و آرامش امنيت خود را حفظ كند.
در دنياي امروز به رغم امضاي پيمان نامه هاي متعدد كشورها و قراردادهاي بين المللي كه براي كنترل تكنولوژي موشكي در سازمان ملل به امضا مي رسد، در نهايت كشوري حرف اول را مي زند كه به لحاظ موشكي مجهزتر باشد. تا قبل از جنگ جهاني دوم بنا به مقتضيات جنگ فقط چندين كشور در حال جنگ بودند كه ابرقدرت موشكي محسوب مي شدند مانند روسيه و آلمان. در واقع جنگ براي اينها مانند كاتاليزوري در عرصه پيشرفت در صنايع موشكي بود.
پس از فروكش كردن التهابات جنگ جهاني دوم، بسياري از كشورها دست به كار شدند و شروع به ساخت و يا حداقل خريد موشك كردند زيرا مي دانستند اگر سيستم موشكي قوي داشته باشند پشتوانه خوبي براي حفظ امنيت دارند. هر روزه انواع موشك ساخته و آزمايش مي شد كه در اين ميان يك تكنولوژي توجه همگان را به خود جلب كرد و آن موشك هاي بالستيك بود.
يك موشك بالستيك يك ماشين تحويل موشك ـ مولد، شامل سيستم رهيابي و محفظه حمل مهمات است كه اساساً عليه اهداف زميني و سطحي مورد استفاده قرار مي گيرد. انواع گوناگون موشك هاي بالستيك برحسب برد طبقه بندي شده اند.


۱

ـ موشك بالستيك جنگي كوتاه برد (BSRBM) با برد ۱۵۰ كيلومتر
۲ـ موشك بالستيك كوتاه برد (SRBM) با برد ۷۹۹ـ۱۵۰ كيلومتر
۳ـ موشك بالستيك ميان برد (MRBM) با برد ۲۳۹۹ـ۸۰۰ كيلومتر
۴ـ موشك بالستيك دوربرد (IRBM) با برد ۵۴۹۹ـ۲۴۰۰ كيلومتر
۵ـ موشك بالستيك قاره پيما (ICBM) با برد ۵۵۰۰ كيلومتر به بالا


نوع خاص ديگري از موشك بالستيك هم وجود دارد كه از زيردريايي شليك مي شود و با نام اختصاري SLBM شناخته مي شود. در ساخت موشك هاي بالستيك مبحث پيشرانش كه مشخص كننده برد موشك است مهم ترين مسئله است كه اين ميزان برد، معيار سنجش قدرت تخريبي موشك است. موشك هاي بالستيك براي شناسايي دقيق هدف يك محفظه هدايت براي حمل دقيق كلاهك به هدف مورد نظر را دارا هستند و فرق ميان اين محفظه هدايت كنترل موشك و دقت آنها را متفاوت مي كند.


شليك يك موشك بالستيك در چندين مرحله انجام مي شود. پس از اين كه موشك به فضاي بالاي جو رفت و در اصل فاز شليك را به پايان رساند قسمتي از آن جدا شده و ديگر تبديل به يك RV «دستگاه ورود مجدد» مي شود كه خود را در فضا رها مي كند و شامل كلاهك و قسمت هاي رهيابي است. پس از جداشدن RV ديگر وظيفه اش را به تنهايي انجام مي دهد تا خود را به هدف موردنظرش برساند. «ماشين هاي ورود مجدد چندمنظوره MIRV كه توسط موشك هاي بزرگتر حمل مي شوند نيز مي توانند به طور مستقل به سوي هدف سير كنند.»


برد بسيار بالا و توانايي حمل مقدار زياد مهمات و حمل كلاهك هاي هسته اي موشك هاي بالستيك را از ديگر موشك ها جدا مي كند. با وجود اين كه موشك هاي بالستيك جزو سلاح هاي كشتارجمعي (WMD) محسوب نمي شود ولي مي تواند مقدار زيادي از انواع سلاح هاي كشتارجمعي را حمل كند و به عنوان يك منبع نگراني براي كشورها به حساب آيد. فناوري موشك هاي بالستيك هم بعد از جنگ جهاني دوم رشد و نمو پيدا كرد و از دهه ۱۹۵۰ ابرقدرت هاي موشكي به وجود آمدند كه تهديدي براي كشورهاي ديگر محسوب مي شدند.
در اين زمينه اتحاديه جماهير شوروي يك سر و گردن از رقباي خود بالاتر بود. با گذشت زمان پر قدرت تر شد و همواره حرف اول را مي زد؛ اين امر كشورهاي ديگر مخصوصاً رقيب سرسختش يعني ايالات متحده آمريكا را آزار مي داد. روسيه در عين حال با توجه به مصالح اقتصادي ـ سياسي كشورش گوشه اي از اين قدرت را با برخي از كشورها، خصوصاً چندين كشور آسيايي تقسيم كرد. اين قضيه آمريكا را به تاملي سخت در عرصه نظامي كشاند زيرا به جز قدرتمندشدن كشورها اين نگراني وجود دارد كه كشورهاي تحت سلطه، خود به تنهايي به گسترش تكنولوژي موشك بالستيك دست يافته و به ساخت موشك بپردازند.


تقريباً تمامي كشورهاي آسيايي خريدارهاي بسيار خوبي براي روسيه هستند و در فهرست موشك هاي اين كشورها حداقل نام يك يا دوتا از موشك هاي روسي ديده مي شود و حتي به غير از كشورهاي آسيايي، اروپايي ها نيز به همين گونه اند. به غير از روسيه و چين در آسيا، ايران و كره شمالي نيز در زمينه موشكي قوي هستند. كره شمالي با داشتن موشك هاي بالستيك از قبيل تائپودونگ ۱و۲ (Taepodong1,2) و يا نودونگ ۱ و ۲ (Nodong1,2) به گستره اي به شعاع ۴۰۰۰ تا ۶۰۰۰ كيلومتري اطراف كشورش مسلط است و ايران نيز با داشتن موشك هاي زلزال و شهاب سه (شهاب چهار در حال آزمايش است) قدرت بزرگي در منطقه محسوب مي شود. نگراني هاي آمريكا از گسترش و فروش موشك هاي بالستيك دولت رونالد ريگان را متاثر كرد. به نحوي كه تمركز نيروي نظامي آمريكا را به اين موضوع برانگيخت و زماني شوروي نخستين موشك بالستيك قاره پيماي (ICBM) خود را پرتاب كرد كه توانايي حمل سلاح هاي هسته اي و غيرهسته اي در حجم بالا را داشت. نيروي نظامي آمريكا موفق به طرح سيستم دفاع موشك هاي بالستيك (Defensive Ballestic Missile) شد ريگان طراحان و مهندسان هوافضاي خود را بر سيستم ابتكاري دفاع راهبردي ـ فضايي متمركز كرد كه اين تمركز موجب ارتقاي چشمگير سطح تكنولوژي دفاع موشكي بالستيك (BMD) آمريكا شد. گونه هاي جديد اين سيستم را در دوران رياست جمهوري جورج بوش هم به گونه اي تكميل يافته تر مي بينيم.
بسياري از متخصصان آمريكايي متذكر شدند كه سيستم دفاع موشكي بالستيك بسيار پرهزينه تر از سيستم حمله موشكي است و بايد بيشتر به حمله موشكي متكي بود. موشك هاي بالستيك در جنگ ها خسارات زيادي به كشورها وارد كرده اند. به عنوان مثال در جنگ جهاني دوم آلمان چيزي بيش از سه هزار موشك بالستيك به نام V-2 «ملقب به اسلحه انتقام» به انگلستان و آنتروپ طي سال هاي ۴۵ـ۱۹۴۴ شليك كرد. در جنگ ايران و عراق بارها از موشك هاي اسكاد روسي استفاده شد در جنگ خليج فارس عراق از موشك هاي بالستيك استفاده كرد و بسياري از نقاط عربستان سعودي را در سال ۱۹۹۱ نشانه گرفت كه يك موشك به يك پايگاه نظامي آمريكايي اصابت كرد و ۲۸ سرباز آمريكايي در آن مردند.


موشك هاي بالستيك همواره باعث ايجاد تنش بين كشورها بود. براي نمونه بحران موشك هاي بالستيك كوبا در سال ۱۹۶۲ كه با تحويل موشك هاي دوربرد اتحاديه جماهير شوروي به كوبا انجام شد جنگ سرد را گرم تر كرد يا بحران تايوان در سال ۱۹۹۶ پس از انتخابات دموكراتيك چين چندين موشك بالستيك به خطوط كشتيراني نزديك تايوان شليك كرد و در اواخر دوران تائپودونگ در سال ۱۹۹۸ كه كره شمالي يك موشك بالستيك را به طور غيرمنتظره روي محدوده هوايي ژاپن آزمايش كرد باعث اعتراض كشورهاي غربي شد.
هنگامي كه ايالات متحده آمريكا و اتحاد جماهير شوروي پيمان منع گسترش موشك هاي بالستيك را امضا كردند فقط ۹ كشور موشك بالستيك داشتند در صورتي كه امروز بيش از ۳۰ كشور موشك بالستيك دارند و ۱۴ كشور در توليد يا صادرات موشك بالستيك و تكنولوژي مربوط به آن دست دارند. پس همواره تهديد شليك يك موشك بالستيك از طرف اين كشورها وجود دارد و مهم تر از آن فروش يك موشك به يك گروه تروريستي !
براي جلوگيري از اين امر موافقتنامه بين المللي كنترل تكنولوژي موشكي (MICR) كه موافقتنامه اي داوطلبانه است در سال ۱۹۸۷ بين ملل و دول مختلف براي كنترل جابه جايي موشك ها و تكنولوژي هاي مربوطه كه قابليت حمل سلاح هاي كشتارجمعي (WMD) را ايجاد مي كند بسته شده است ولي آيا مي توان مطمئن بود كه تمامي كشورها به همه توافقنامه هايي كه امضا كرده اند، پايبند بمانند. همانند آمريكا كه يك شبه بدون گرفتن هيچ اجازه و مدركي و با زير پا گذاشتن تمامي موافقتنامه ها و تعهدنامه هاي بين المللي به عراق حمله كرد و هيچ كدام از آنها را در نظر نگرفت؟


عکسی از شلیک موشک اتمی 3 مگاتنی LGM-118 ملقب به موشک حافظ صلح!


نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه

هزینه مدرن سازی و تقویت نیروی هوایی ایران چقدر است؟

براي اينكه هزينه تقويت و مدرن سازي نيروي هوایی ايران را تخمين زده و محاسبه كنيم ابتدا بايد به توان هوایی ديگر كشورها توجه كرد. كشورهاي ديگر از نظر توان تهدید کردن ایران به دو دسته بايد تقسيم شوند و عبارتند از ( البته کشورهای بحرین و ارمنستان و افغانستان و عراق در محاسبات زیر در نظر گرفته نشده اند) :
1) كشورهاي منطقه ای : اسرائیل و تركيه و عربستان و پاكستان و امارات و کویت و ترکمنستان و قطر و عمان و آذربایجان
2) كشورهاي فرا منطقه ای آمریکا و انگلیس ( در این مقاله برسی نخواهد شد) :

حال با توجه به ليست فوق ما بايد به يك حد نصاب دست يابيم كه هم با اقتصاد و تكنولوژي ايران سازگار باشد و هم اينكه از پس تهديدات برآيد. بنابراين براي دست يابي به اين حد نصاب به بررسي توان هوایی کشورهای فوق پرداخته ( و در ادامه توان هوایی کنونی ایران و نیز توان لازم برای مقابله با تهدیدات ذکر خواهد شد) :

1- تركيه : ارتش تركيه تقريبا مدرن ميباشد و از نظر كمي بزرگترين ارتش اروپايي محسوب مي شود. استعداد انساني اين ارتش 4 برابر انگليس بوده و ميتواند براي ايران تهديدي تقريبا خطرناك باشد. ايران از نظر تكنولوژي نظامي آشكارا بر تركيه برتري دارد و از بعد اقتصاد هم ايران برتر است و مهمتر اينكه ما نفت داريم. ارتش تركيه بعد از فروپاشي شوروي مورد بي مهري غرب قرار گرفت ولي در عوض روابط خود را با اسراييل بسيار گسترش داد.
هم اكنون نيروهاي اسراييل از خاك تركيه به منظور جاسوسي عليه ايران استفاده مي كنند. و كشورهاي آمريكا و انگليس در خاک ترکیه داراي پايگاهاي بزرگ هوايي با 180 هواپيما و 6 هزار سرباز هستند كه در جنگ احتمالي ايران و آمريكا بسيار كاربرد خواهد داشت.
نيروي هوايي ترکیه شامل 60 هزار سرباز و حدودا 600 جنگنده كه عبارتند از 240 فروند F-16C/D و 175 فروند F-4E و 44 فروند RF-4E و حدود 140 فروند F-5A/B كه همگي مدرنيزه شده و در شرايط كاملا عملياتي قرار دارند. از بعد هوایی ما عقبتر از تركيه هستيم و در صورت بروز جنگ اف-16 و فانتومهای تركيه براي ايران ميتوانند خطرناك باشند.
باید توجه زیادی بر روی ترکیه کرد زیرا این کشور علاوه بر نیروی هوایی قدرتمند خود میزبان صدهها جنگنده خارجی و نیز 90 بمب هسته ای 250 کیلوتنی هست! برای مقابله با این کشور میتواند از انواع MiG-29 و Su-30 و Su-24 به تعدا انبوه خریداری و استفاده کرد.

2- عربستان : این کشور با بودجه نظامی چند برابر ایران و نیز خریدهای تسلیحاتی بزرگ از غرب و به ویژه آمریکا هم اکنون تهدید خطرناکی برای ایران محسوب میشود. سعودیها قصد دارند با صرف دهها میلیارد دلار تا سال 2020 نیروی هوایی خود را به اولین نیروی منطقه تبدیل کنند و این زنگ خطری برای نیروی هوایی نه چندان قدرتمند ایران هست.
نیروی هوایی عربستان دارای 18 هزار پرسنل و حدود 400 فروند هواپیمای جنگی میباشد و زیر نظر آمریکاییها بنیانگذاری شده و اداره میشود. این نیرو مجهز به جنگنده های مدرن و قدرتمند میباشد ولی از یک چیز کاملا بی بهره است و آن چیزی نیست بجز شرف نظامی و وطن پرستی و شجاعت! آری تقریبا تمام اعراب این خصایص را دارا میباشند! بگذریم!
نیروی هوایی عربستان متشکل از 109 فروند F-15C/D و 72 فروند F-15S میباشد که نوع صادراتی F-15E به عربستان میباشد و نیز 120 فروند تورنادو از انواع ADV و IDS به اضافه حدودا 100 فروند F-5B/E/F و RF-5E میباشد. این نیرو همچنین دارای 5 فروند آواکس E-3A میباشد. با توجه به نیروی هوایی عربستان در میابیم که جنگنده های اف-15 و تورنادو این کشور میتوانند برای ایران خطرناک ظاهر شوند و باید توجه خاصی به خرید جنگنده های برتری هوایی علیه عربستان گردد که بهترین گزینه میتواند Su-27 و Su-30 وMiG-31 باشند.

3- پاکستان : استعداد انسانی نیروی هوایی این کشور با توجه توان هوایی آن یعنی 360 فروند جنگنده خیلی زیاد و بالغ بر 45 هزار نفر هست! جنگنده های پاکستان عمدتا قدیمی و با کارایی پایین هستند ولی نباید از این نیرو غافل شد. زیرا تمرکز هوایی ایران در قسمت جنوب شرقی بسیار کم و در برابر پاکستان نیروی دفاعی موثری نمیتواند باشد! جنگنده های این کشور شامل 50 فروند Q-5 و 40 فروند J-6 و 80 فروند J-7 و 37 فروند F-16A/B و 150 فروند از انواع Mirage-3/5 میباشد.
در ضمن پاکستان قصد دارد تا 5 سال آینده 80 فروند F-16 و 50 الی 100 فروند FC-1 خریداری نماید که توان این نیرو را تقریبا دو برابر خواهد کرد. به هر حال نباید در مورد پاکستان اتمی کوتاهی کرد و حتما باید چند اسکادران جنگنده بمب افکن ضربتی خریداری و در شرق کشور مستقر کرد. برای این منظور جنگنده های Su-24 و Su-30 میتواند مناسب باشد.

4- امارات : این کشوری که روزگاری نه چندان دور خود جزو امپراطوری ایران بود اکنون چشم طمع به خاک کشورمان دارد! یکی از تهدیدهای کوچک ولی جدی علیه ایران همین کشور امارات هست. شاید این کشور هرگز به تنهایی با ایران وارد مبارزه نشود ولی در صورت بروز درگیری با عربستان احتمالا این کشور نیز با همراهی کویت و قطر وارد جنگ با ایران شده و جاه طلبی های خیالی صدام را تکرار کنند!
امارات کشوری است که سرانه نظامی آن به نسبت وسعت و اقتصاد و جمعیتش خیلی زیاد هست و اینها تنها یک دلیل دارد و آن ترس از ایران هست! ایرانی که تاکنون به هیچ کشوری تجاوز نکرده است و در جنوب کشور تنها چند اسکادران جنگنده دارد! امارات با دارا بودن حدود 200 فروند جنگنده و نیز تلاش برای افزایش توان نظامی یکی از تهدیدهای کوچک منطقه ای برای ایران میباشد که باید به آن نیز توجه شود.
جنگنده های امارات شامل 80 فروند F-16E/F که مدرنترین و گرانترین اف-16های صادراتی جهان بوده به اضافه 50 فروند از انواع مختلف Mirage-5 و نیز تقریبا 65 فروند Mirage-2000 هستند.
برای مقابله با این خطر کوچک ایران میتواند از جنگنده های Mig-29 و Su-30 استفاده نماید.

5- کویت : این کشور نیز بعد از انقلاب برای کشورمان مشکلات زیادی ایجاد کرده است و اکنون نیز درصدد دزدیدن نفت و گاز ایران هست! کشوری که آن هم جزوی از خاک امپراطوری ایران میباشد. هزینه های نظامی کویت همانند امارات به نسبت اقتصاد و جمعیت و وسعت خیلی زیاد هست و این نیز دو دلیل دارد اول ایران و دوم ترس از تکرار حادثه 1990 که منجر به اشغال شدن این کشور به مدت 5 ماه شد. هر چند در آن زمان نیز کویت با دارا بودن تسلیحات مدرن ظرف 48 ساعت اشغال شد و تمام سران ترسوی آن به خارج فرار کردند! نیروی هوایی کویت از 40 فروند F/A-18C/D به اضافه حدود 30 فروند Mirage F-1 و نیز تقریبا 30 فروند A-4 غیر عملیاتی برخوردار هست.
ایران برای مقابله با کویت میتواند از جنگنده های MiG-29 یا Su-30 استفاده نماید.


6- ترکمنستان : این کشور در زمان حال نمیتواند تهدیدی جدی برای ایران باشد ولی نباید از توان هوایی آن صرف نظر کرد. نیروی هوایی ترکمنستان دارای حدود 220 فروند جنگنده بجای مانده از اتحاد شوروی است که اکثرا مدرن نمیباشد و توان شرکت در جنگهای قرن 21 را ندارند. به هر حال این نیرو شامل 10 فروند MiG-21 و 60 فروند MiG-23 و 24 فروند MiG-25 و 24 فروند MiG-29 و 65 فروند Su-17 و 45 فروند Su-25 و 3 فروند Su-7 و 8 فروند Yak-28 میباشد.
ایران برای مقابله با ترکمنستان میتواند از جنگنده های MiG-29 و Su-24 استفاده نماید.

7- قطر : این کشور نیز سیاستی مشابه دیگر برادران عربی خود دارد و نیازی نیست به دشمنی های آن نیز اشاره شود. نیروی هوایی این کشور حرفی برای گفتن ندارد و تنها دارای 12 فروند Mirage-2000 و 15 فروند Mirage F-1 میباشد. ولی هزینه های نظامی این کشور هم زیاد بوده و احتمالا در آینده این نیرو به چند برابر افزایش خواهد یافت! ایران هم میتواند علیه قطر از جنگنده MiG-29 استفاده نماید.

8- عمان : این هم مانند قطر ضعیف بوده و نیروی هوایی این کشور تنها دارای 26 فروند جنگنده Jaquar میباشد. ایران برای مقابله با عمان میتواند از جنگنده MiG-29 استفاده نماید.

9- آذربایجان : این کشور سیاست دوگانه دارد و از طرفی با ایران دست دوستی داده و از طرفی با آمریکا! به هر حال خود آذربایجان نمیتواند برای ایران خطرناک باشد نیروهای خارجی مستقر در آن باید به عنوان یک تهدید تلقی شوند. آمار دقیقی از تعداد جنگنده های عملیاتی این کشور در دسترس بنده نبوده ولی تقریبا 50 فروند جنگنده شامل 5 فروند MiG-21 و 28 فروند MiG-25 و 4 فروند Su-17 و 5 فروند Su-24 و 2 فروند Su-25 توان هوایی این کشور را تشکیل میدهند.
ایران نیز برای مقابله با این کشور میتواند از جنگنده MiG-29 استفاده نماید.

10- اسرائیل : جدی ترین تهدید علیه کشور عزیزمان نه تنها از سوی همسایگان بلکه 1100 کیلومتر دورتر از مرزهای ما قرار دارد و تنها خطری هست که همیشه باید آنرا جدی گرفت(البته در حالتی که سیاست ایران و اسرائیل تغییر نیابد). این کشور بیشترین سرانه نظامی در منطقه و شاید هم جهان را دارد و سالانه بیش از 2 میلیارد دلار کمک مستقیم بلاعوض از آمریکا برای مقاصد نظامی دریافت میکند! این کشور با وجود وسعت و جمعیت کم در 5 جنگی که با اعراب داشته است در همه پیروز بوده و ارتش آن کارنامه بسیار موفقی دارد. برای مقابله با این کشور نمیتوان تنها با خریدهای تسلیحاتی امنیت خود را تضمین کرد بلکه باید با یک حرکت رو به پیشرفت صنعت و اقتصاد داخل را آنچنان تقویت کرد که بتوان از هر لحاظ با این دشمن جدید به مقابله پرداخت.
نیروی هوایی اسرائیل 35 هزار پرسنل دارد به اضافه 677 فروند جنگنده که 450 فروند آنها در شرایط کامل عملیاتی قرار دارند. نیروی هوایی اسرائیل همچنین قرار است تا سال 2010 به 102 فروند F-16I مجهز شود که مخصوصا برای مقابله با ایران ساخته شده اند. نیروی هوایی اسرائیل در سال 2005 متشکل از 105 فروند F-4 و 265 فروند F-16 از انواع مختلف و 110 فروند A-4 و 110 فروند Kfir و 87 فروند F-15 از انواع مختلف میباشد. مشاهده میشود که اسرائیل دارای بهترین و قویترین نیروی هوایی منطقه هست و ایران در برابر چنین حریف خطرناکی راه سختی پیش رو دارد!
مشکل اصلی زمانی درک میشود که اگر بدانیم جنگنده های اسرائیل براحتی میتوانند از آسمان عراق و اردن و ترکیه برای رسیدن به ایران استفاده کنند ولی ایران اجازه استفاده از آسمان این کشورها را ندارد!
در مقابل اسرائیل ایران باید همزمان دو کار را انجام دهد اول تقویت نیروی هوایی و دوم تقویت سایتهای راداری و پدافندی بویژه با موشکهای مدرنی مانند S-300PMU2 یا سایر سلاحها. برای اینکه جنگنده های ایران به خاک اسرائیل برسند کار مشکل اینجاست که ابتدا باید با جنگنده های آمریکایی و انگلیسی موجود در عراق و ترکیه درگیر شده و در همان حال به سوی اسرائیل نیز حرکت کنند!
میبینیم که هرگونه پاسخ هوایی ایران به اسرائیل میتواند منجر به درگیری با آمریکا و انگلیس نیز بشود!
به هر حال ایران برای رسیدن به خاک اسرائیل میتواند از جنگنده های Su-24 و 30Su- استفاده نماید.


توان هوایی ایران در سال 2005 :

نیروی هوایی ایران توانسته است بعد از جنگ وحشتناک 8 ساله و نیز تحریمهای آمریکا تاکنون سرپا بایستد و هرچند توان سال 1979 را ندارد ولی با توجه به شرایط جهانی و رفتار خصمانه آمریکا همین هم غنیمت است.
پرسنل نیروی هوایی در سال 2005 برابر 52 هزار نفر بوده و از این نظر این نیرو یک نیروی قدرتمند و استخواندار محسوب میشود.
توان دقیق عملیاتی ایران معلوم نیست ولی بنده در این مقاله دو دسته آمار را ارائه خواهم داد که اولی گزارش سالانه ارتش اسرائیل و دومی آمار تایید شده توسط اکثر سازمانهای اطلاعاتی جهان هست.

آمار اول :
تعداد هواپیماهای عملیاتی جنگی : حدودا 480 فروند
6 H-6D
4 Tu-22M
30 F-7M
24 Mirage F-1EQ
30 F-14A
70 F-4D/E
24 MiG-23BN
24 MiG-27
48 MiG-29A/UB
26 Su-27
60 F-5E/F
16 F-6
30 Su-22
30 Su-24MK
30 Su-25
4 Azarakhsh
24 MiG-31
7 RF-4E

آمار دوم :
تعداد هواپیماهای جنگی عملیاتی : حدودا 350 فروند
70 F-4D/E
70 F-5E/F
40 MiG-29A/UB
30 F-14A
30 F-7M
35 Su-24MK
10 Su-25K
44 Su-20/-22
5 RF-4E

اینجانب بیشتر به آمار دوم اعتماد دارم تا آمار اول و به همین جهت در این مقاله توان ایران در سال 2005 را 350 فروند جنگنده در نظر میگیریم.


ایران به چه تعداد هواپیمای جنگی برای مقابله با هر یک از تهدیدات فوق نیازمند هست؟

در زیر تعداد جنگنده های مورد نیاز ایران برای مقابله با هر یک از تهدیدات فوق ذکر میگردد ( البته به دو صورت که (الف) برای ایجاد توان پدافندی موثر و (ب) ایجاد توان آفندی مناسب برای ایجاد برتری هوایی) :

1- ترکیه :
الف) ایران با حفظ توان کنونی به 200 فروند جنگنده مدرن نیاز دارد تا بتواند یک پدافند عامل مناسب در برابر ترکیه ایجاد نماید. این 200 فروند میتواند به ترتیب شامل 110 فروند میگ-29 و 15 فروند سوخو-24 و 15 فروند سوخو-25 و 60 فروند سوخو-30 نیازمند هست.
ب) برای ایجاد برتری هوایی نیز ایران به 350 فروند جنگنده مدرن شامل 200 فروند میگ-29 و 100 فروند سوخو-30 و 25 فروند سوخو-24 و 25 فروند سوخو-25 نیازمند هست.

2- عربستان :
الف) خرید 150 فروند جنگنده مدرن شامل 100 فروند میگ-29 و 50 فروند سوخو-30
ب) خرید 300 فروند جنگنده شامل 60 سوخو-27 و 180 فروند سوخو-30 و 60 فروند میگ-31

3- پاکستان :
الف) خرید 50 فروند جنگنده میگ-29
ب) خرید 200 فروند جنگنده جدید شامل 150 میگ-29 و 50 فروند سوخو-24

4- امارات :
الف) خرید 50 فروند میگ-29
ب) خرید 150 فروند جنگنده شامل 100 فروند میگ-29 و 50 فروند سوخو-30

5- کویت :
الف) توان کنونی کافی است.
ب) خرید 50 فروند میگ-29

6- ترکمنستان :
الف) خرید 50 فروند سوخو-30
ب) خرید 100 فروند میگ-29 و 50 فروند سوخو-24

7- قطر :
الف) توان کنونی کافی است.
ب) خرید 50 فروند میگ-29

8- عمان :
الف) توان کنونی کافی است.
ب) خرید 50 فروند میگ-29

9- آذربایجان :
الف) توان کنونی کافی است.
ب) خرید 50 فروند میگ-29

10- اسرائیل :
الف) خرید 250 فروند جنگنده جدید شامل 150 فروند سوخو-30 و 100 فروند سوخو-24
ب) خرید 400 فروند جنگنده جدید شامل 250 فروند سوخو-30 و 150 فروند سوخو-24


خوب تا این لحظه توان لازم برای مقابله با هر یک تهدیدات فوق الذکر تعیین شد ولی نکته مهم این است که باید به یک جمع بندی برسیم و یک نیروی هوایی داشته باشیم تا بتواند همزمان با چند تا از تهدیدهای فوق درگیر شده و پیروز از میدان بیرون آید. برای این منظور باید حداقل 830 فروند هواپیمای جنگی عملیاتی بصورت زیر داشت و بقیه هواپیماهای کنونی را به عنوان رزرو به انبارهای نیروی هوایی فرستاد.
همچنین بایستی پایگاههای تاکتیکال کنونی نیروی هوایی بهسازی شده و 6 پایگاه تاکتیکال جدید بصورت زیر ساخته شود.

(پایگاههای کنونی با رنگ قرمز و مورد نیاز جدید با رنگ آبی)



Fighter / Interceptor
60 MiG-31BM
60 F-14A Upgraded
200 MiG-29SMT

Fighter / Bomber
80 F-4E Upgraded
80 F-5E Upgraded
100 Su-24MK
40 Su-25T
160 Su-30MKK3

Bomber
30 Tu-22M3

AEW
5 A-50
10 Iran-140


پایگاه 1 : یک اسکادران F-14 و دو اسکادران Su-24 و یک اسکادران MiG-29 و یک فروند A-50
پایگاه 2 : دو اسکادران Mig-29 و دو اسکادران F-5 و یک فروند Iran-140
پایگاه 3 : یک اسکادران F-14 و یک اسکادران Su-25
پایگاه 4 : یک اسکادران F-4 و یک اسکادران F-5
پایگاه 5 : یک اسکادران MiG-29 و یک اسکادران F-5
پایگاه 6 : یک اسکادران Su-30
پایگاه 7 : یک اسکادران MiG-31 و یک اسکادران Su-30 و یک اسکادران MiG-29 و یک فروند A-50 و یک فروند Iran-140
پایگاه 8 : یک اسکادران F-14 و یک اسکادران Su-24 و یک اسکادران Tu-22M و یک فروند A-50 و یک فروند Iran-140
پایگاه 9 : یک اسکادران Su-30 و یک فروند Iran-140
پایگاه 10 : یک اسکادران Su-30
پایگاه 11 : یک اسکادران Su-30
پایگاه 12 : یک اسکادران MiG-29 و یک اسکادران Su-25
پایگاه 13 : یک اسکادران Mig-29
پایگاه 14 : یک اسکادران MiG-29 و یک اسکادران F-4 و یک فروند Iran-140
پایگاه 15 : یک اسکادران MiG-29
پایگاه 16 : یک اسکادران MiG-31 و یک اسکادران Su-30 و یک فروند A-50
پایگاه 17 : یک اسکادران Tu-22M و یک اسکادران MiG-31 و یک اسکادران MiG-29 و دو فروند Iran-140
پایگاه 18 : یک اسکادران F-4
پایگاه 19 : یک اسکادران Su-24 و یک اسکادران Tu-22M و دو فروند Iran-140
پایگاه 20 : یک اسکادران Su-30
پایگاه 21 : یک اسکادران Su-24 و یک اسکادران F-4 و یک فروند A-50
پایگاه 22 : یک اسکادران Su-30 و یک فروند Iran-140


هزینه طرح پیشنهادی فوق چقدر هست؟

ارزش کل طرح فوق بالغ بر 15 میلیارد دلار میباشد که با توجه به اقصاد و درآمدهای نفتی و گازی ایران و نیز این نکته که میتوان حدود یک سوم آنرا نقدا و بقیه را بصورت اقساط پرداخت خواهد شد چنین کاری و خرید جنگنده های مدرن برای نجات نیروی هوایی و تامین امنیت هوایی کشور کاملا ضروری است.

زمان لازم برای اجرای طرح فوق چقدر هست؟

با توجه به میزان بودجه زمان طرح فوق بین 3 تا 10 سال متغیر هست. ولی با یک بودجه نظامی سالانه 10 میلیارد دلار میتوان طرح فوق را در عرض 5 سال کاملا اجرا کرد.

آیا این طرح میتواند موجب انتقال فناوری به ایران شود؟

بلی. اگر ایران بتواند با طرف فروش توافق کند که تعدادی از جنگنده های مورد نیاز در داخل کشور مونتاژ شوند فرصتی برا ی متخصصان داخلی فراهم میاید تا ایران هم صاحب تکنولوژی هوافضایی شود.

و هزاران ناگفته دیگر که از طاقت این مقال خارج هست.
یا حق


نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه

تفاوت موتورهای موشک با جنگنده چیست؟

روند عملکرد موتور موشک‌ها دقیقا مطابق عملکرد موتورهای هواپیما است و در واقع تفاوت میان موتور موشک و هواپیما تنها در هوازی و غیرهوازی بودن این دو موتور است.


از بخش‌های مهم موشک‌ها موتور است که وظیفه حرکت و پیشرانش موشک را برعهده دارد همچنین نیروی پیشران به نیروی تولیدی به وسیله موتورموشک می‌گویندکه برای موشک‌ها برحسب پوند یا کیلوگرم محاسبه می‌شود.

اما بازده یا کارایی عمومی موتورهای موشکی با ضربه ویژه سنجیده می‌شود که این میزان از تقسیم نیروی پیشران بر جرم سوخت مصرفی در هر ثانیه بدست می‌آید.

درواقع ضربه ویژه نشان می‌دهد که موتور به ازای یک واحد از دبی پیشران (سوخت و اکسیدکننده) در موتورهای سوخت مایع و سوخت جامد چه مقدار نیروی پیشرانی تولید می‌کند.البته باید توجه داشت که ضربه ویژه علاوه بر نوع پیشرانه به ساختار موتور و بهینه بودن آن بستگی دارد.

اغلب موشک‌های بردبلند امروزی چند مرحله ای هستند و هر مرحله از موشک به یک موتور و اجزای مربوط به آن گفته می‌شود که به صورت پشت سرهم به یکدیگر متصل هستند.

به عنوان مثال موشک اسکاد یک موشک تک مرحله‌ای است که ترتیب مراحل از پایین به بالاست و به پایین‌ترین مرحله موشک مرحله اول و به بالاترین مرحله مرحله n ام موشک گفته می‌شود که البته هر مرحله بعد از فرایند احتراق کامل سوخت و اتمام آن از موشک جدا می‌شود تا از وزن و ناپایداری سامانه بکاهد.

در اینجا به بخش تحلیل فیزیکی فعالیت‌های موتور موشک می‌پردازیم:
مبنای کار موشک قانون سوم نیوتن است و در واقع جریان گاز داغ با حرکت در جهتی خاص منجر به راندن موشک در جهت عکس می‌شود. روند عملکرد موتور موشک‌ها دقیقا مطابق عملکرد موتورهای هواپیما است و در واقع تفاوت میان موتور موشک و هواپیما تنها در هوازی بودن و هوازی نبودن این دو موتور است.

معنی هوازی بودن و غیرهوازی بودن یعنی اینکه موتور هواپیما چون تمام مسیر را در محیط جو طی می‌کند احتیاجی به حمل مخزن مستقل هوا ندارد اما یک موتور سوخت مایع موشک برای ادامه مسیر در محیط جوی رقیق یا در محیط فضا نیاز به حمل مخازن سنگین هوای فشرده دارد. یک موتور هوازی مثل هواپیما هوای مورد نیاز احتراق را از محیط جو به وسیله کمپرسورهای فشارقوی و ضعیف تامین می‌کند.

در واقع هوایی که در موتور موشک نقش اکسیداسیون کننده را دارد از دو راه تامین می‌شود:

1- در موتورهای سوخت مایع به وسیله مخازن اکسید کننده.

2-در موتورهای سوخت جامد تنها یک مخزن یکپارچه وجود دارد که هم نقش سوخت و هم نقش اکسیدکننده را دارد.

به دلیل دارابودن منابع مستقل سوخت و اکسید کننده موتور موشک بخوبی می‌تواند در محیط بدون جو کار کند و پیشران مورد نیاز را تامین کند.

به موشک‌ها هنگامی که برای پرتاب محموله به مدار زمین مورد استفاده قرار می‌گیرند ماهواره‌بر و هنگامی‌که محموله آن کلاهک جنگی باشد موشک نظامی می‌گویند.

در موشک‌های برد کوتاه مفاهیم راکت و موشک جنبه‌های دیگری هم دارند و درواقع به موشک‌هایی که پس از پرتاب غیرقابل هدایت باشند راکت و به آنهایی که پس از پرتاب قابلیت هدایت دارند موشک می‌گویند.

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه

نقشه اين طرح جنگي تمام كارشناسان جهان را متعجب ساخت.

صدام و فرماندهان ارشد نظامی کشور عراق ، با خيالي آسوده اكثر هواپيما هاي جنگنده و مدرن خود را به همراه تجهيزات جنگي اش ، به دور دست ترين نقطه غربي عراق منتقل كردند  . و به خاطر دوري راه و نرسيدن سوخت جت هاي جنگنده ايراني ، هرگز فكر نمي كردند روزي مهلك ترين ضربه را از اين نقطه بخورند !

**************

در روزگاري كه آتش جنگ بين ايران و عراق شعله مي كشيد ، و هر يك از طرفين مخاصمه سعي داشتند با ارائه طرحي جديد  ، طرف مقابل را فلج نمايند ، نيروي هوائي ايران با ارائه متهورانه ترين نقشه نبرد هوائي ، كه اكثر كارشناسان خودي ، ريسك پذيري آن را بسيار بالا مي دانستند ، اقذام به حمله اي نمود كه نه تنها صدام ، بلكه هيچ يك از كارشناسان جهان هرگز انجام اين ضربه مهلك را پيش بيني نمي كردند . صدام  همراه با فرماندهان و مشاوران ارشد خود در عراق ، با خيالي آسوده اكثر هواپيما هاي جنگده و تجهيزات فوق مدرن نظامي خود را به دور ترين نقطه در غرب عراق منتقل كردند. جايي كه به خاطر عدم كفاف سوخت جنگنده هاي ايراني برای حمله به این منطقه  ، يكي از امن ترين مناطق محسوب مي شد . و هرگزتصور نمي كرند روزي از همين نقطه ، مهلك ترين ضربه را بخورند .

طرح افتخار آمیز بدین صورت بود :

یک فروند هواپیمای تانکر جامبو جت نیروی هوائی ، از تهران به مقصد سوريه اجازه پرواز مي گيرد . در درخواستي كه مي گيرند اصلآ قيد نمي شود كه هواپيماي مذكور سوخت رسان است . بلكه آن را هواپيماي مسافر بري قلمداد مي كنند . در نتيجه تمام دستگاه هاي كنترل كننده ي اين مسير ، نمي توانند تشخيص دهند كه حامل مسافر نيست .

با اين ترفند ابتدايي ، هواپيماي جامبو جت سوخت رسان ، با پر نمودن مخازن سوخت راهي سوريه مي گردد . از طرفي تعدادي هواپيماي جنگنده شكاري ، با تجهيزات كامل شامل موشك و..... به فاصله خيلي نزديك در زير جامبو جت پهن پيكر ، قرار مي گيرند و به سوي عراق روانه مي شوند . در نزديكي هاي مرز ايران و عراق ،  تمام اين هواپيما ها كه سوختشان تقليل يافته بود ، از جامبو جت فوق كامل سوخت دريافت مي كنند. . توجه داشته باشيد كه رادار هاي دشمن در مانيتور خود ، تنها يك هواپيماي غير مسلح مسافربري را مي بينند !  و جنگنده شكاري هاي ما با خيالي آسوده و دور از چشم دشمن با امنيت كامل تا نزديكي هاي مرز به پيش مي روند . البته با باك هاي مملو از بنزين !

جامبو جت راهش را كج مي كند و با خاموش كردن سيستم هاي ارتباطي ( جهت عدم پاسخگويي به مراكز كنترل بين المللي ) ، راهي مقصد خود سوريه مي گردد . و در آن جا منتظر بازگشت افتخار آميز پرنده هاي جنگي مي شود .

از طرفي جنگنده بمب افكن ما ، با رسيدن به لب مرز  سرعت خود را افزايش مي دهند و از بالاي خاك عراق به سمت پايگاهي مهم در غرب كشور دشمن پيش مي روند . از سويي نيرو هاي پدافندي عراق با توجه به اين كه رادار هيچ جسم پرنده اي را غير از هواپيماي مسافر بري نشان نمي داد ، در يك لحظه غافلگير مي شوند . زماني متوجه جنگنده هاي ما مي گردند  كه آن ها مايل ها دور شده بودند .

در اين زمان پايگاه مهم و استراتژيك عراق آسوده از هر حمله اي ( همان طور كه اشاره كردم ، به خاطر دوري مسير و عدم  سوخت كافي جنگنده ها ) در خواب خر گوشي به سر مي بردند . { مثل اين مي ماند كه هواپيما هاي عراق بخواهند از روي خاك ايران عبور كرده و پايگاهي را در مشهد بزنند .! كه تقريبآ غير ممكن است .}......... در لحظه اي جهنم واقعي به پا شد ..... جنگنده بمب افكن هاي ما بدون دغدغه تمام هواپيما هاي مدرن دشمن را با همه تجهيزاتي كه داشتند منهدم كردند . همچنين با انداختن چند بمب ناقابل بر روي انبار مهمات ، تمام موشك ها ، فشنگ هاي جنگي و غيره را با اقتدار از بين بردند . و چون در همان ابتداي ورود ، تنها سنگر پدافند مستقر در پايگاه را منهدم كرده بودند ، بدون واهمه راهي كشور گرديدند . از آن طرف هم مجددآ جامبوي مادر به مقصد تهران به پرواز در آمده ، و پس از رسيدن به مرز هاي تركيه، عراق و ايران ، با اعلام شرايط اظطراري { براي اغفال نمودن مراكز كنترل و مراقبت هاي پرواز } و با خاموش كردن سيستم مخابراتي ، راه خود را كج كرده به سوي وعده گاه  راهي مي شود . و با پناه دادن به شكاري هاي فاتح ما  در زير بدنه خود ، همگي به سلامت به ايران بر مي گردند . و برگي ديگر بر صفحات افتخار آميز خود مي افزايند .

البته لازم به ذكر است ، ماجرا را من به طور خلاصه شرح دادم . در حالي كه اين طرح مشكلات و پيچيدگي هاي خودش را داشت . و از نظر اصول هوا نوردي تقريبآ غير ممكن بود . براي مثال جريان هوا در پشت هواپيما هاي جامبو ، خيلي كم است . و هيچ هواپيمائي نمي تواند در پشت آن قرار گيرد چون بخاطر نبودن هوا ، سقوط مي كنند . به همين دليل است در تمام فرودگاه هاي دنيا بعد از نشستن هر هواپيماي جامبو جت ، تا ۳ دقيقه باند فرودگاه تعطيل مي گردد و به هيچ  هواپيمائي اجازه فرود داده نمي شود . يكي ديگر از شاهكار هاي اين گروه ، خراب شدن يكي از جنگنده ها در مسير رفت بود . كه چيزي به لو رفتن نقشه نمانده بود . اما با شجاعت و ابتكار خلبانان هواپيما ها ، جملگي طوري ارتفاع را كم مي كنند تا هواپماي خراب قادر به نشستن شود .....

اين عمليات تحسين تمام كارشناسان مسائل جنگي را بر انگيخت .  و آن ها را به تعجب وا داشت .

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه

موشک هوابه‌هوا

 
    

هواپیمای اف-۱۴ تامکت متعلق به ناو آمریکایی وی اف-۱۰۳ جالی راجر در حال شلیک موشک فونیکس دور برد ایم-۵۴
موشک ایم-۹ سایدوایندر ال بر روی بال هواپیمای اف-۱۶

موشک هوابه‌هوا یا ای‌ای‌ام (AAM: Air to Air Missile) موشک هدایت‌شونده‌ای است که یک هواپیما برای نابود کردن هواپیمای دیگر از آن استفاده می‌کند.

 

پیشینه

استفاده از انواع راکت در زمان جنگ جهانی دوم بصورت همه‌گیر درآمد. به تدریج راکتها در هواپیماها هم استفاده شدند. اما از آنجا که این راکتها امکان تغییر مسیر پس از شلیک را نداشتند، فقط جهت انهدام اهداف زمینی از آنها استفاده می‌شد. اما به دلیل گستردگی زیاد نبردهای هوایی در جنگ جهانی دوم، کلیه ارتشهای درگیر به اهمیت استفاده از نوعی سلاح پیشرفته‌تر با قابلیت رهگیری اهداف هوایی پی‌بردند. پس از پایان جنگ بزرگ ایالات متحده در زمینه ساخت موشکهای هوا به هوا سرمایه‌گذاری زیادی کرد و اولین نسل این موشکها را تولید نمود. امروزه نیز به دلیل تولید گسترده این نوع موشک توسط ایالات متحده، موشکهای ساخت این کشور به عنوان استاندارد جهت کشورهای عضو ناتو و ارتشهای اروپایی و البته بسیاری دیگر از ارتشهای دنیا پذیرفته شده‌است.

تقسیم‌بندی کلی

این موشکها براساس نوع سامانه هدایت به دو گروه عمده راداری و حرارت‌یاب تقسیم‌بندی می‌شوند. در نوع راداری از امواج رادار و انعکاس از سمت هواپیمای هدف جهت ردیابی و تعقیب هدف استفاده می‌شود. اما در نوع حرارتی، گرمای گازهای خروجی از موتور هواپیمای هدف توسط یک حسگر فروسرخ رهگیری و موشک را تا برخورد به هدف هدایت می‌کند.

در راستای انواع سازوکارهای هدایتی (راداری یا حرارتی) موشکهای متفاوتی در دنیا تولید شده‌است. اما معروفترین آنها که توسط ایالات متحده بطور گسترده تولید و مورد استفاده قرار گرفته‌است به شرح زیر می‌باشد:

موشک ایم۷ اسپارو

ایم ۷ اسپارو (AIM7 Sparrow) اولین موشک هوا به هوای راداری ساخت ایالات متحده‌است که در جنگ ویتنام بطور گسترده توسط نیروی هوایی آمریکا و بر روی هواپیمای اف-۴ فانتوم ۲استفاده شد. این موشک نقش بسزایی در برتری هوایی ایالات متحده در این جنگ داشت. برد عملیاتی این موشک تا ۴۰ مایل می‌باشد. اما نسل‌های اولیه آن مانند ایم۷بی (AIM7B) تنها از فاصله ۱۵ تا ۲۰ مایلی از دقت قابل قبولی برخوردار بودند. مشکل اساسی این نوع موشک نداشتن سامانه رادار مختص خود موشک می‌باشد. از این رو موشک جهت رهگیری و تعقیب هدف از رادار هواپیمای شلیک کننده استفاده می‌کند. به این ترتیب که ابتدا خلبان توسط رادار خود هدف را شناسایی و رادار هواپیما را به اصطلاح روی هدف قفل می‌کند. چنانچه تمام شرایط شلیک فراهم باشد، خلبان موشک را رها می‌کند. از این پس حسگر موجود در سر موشک امواج رادار منعکس شده هواپیمای مادر از سمت هدف را تعقیب می‌کند. به همین دلیل خلبان ناگزیر است تا زمان برخورد موشک به هدف، هواپیمای هدف را تعقیب نموده و رادار خود را نیز بر روی آن قفل نگه دارد.

از آنجا که رادار به منزله چشم خلبان در آسمان می‌باشد، خلبان در مدت حرکت موشک تا برخورد تقریبا کور بوده و حتی نمی‌تواند از مانورهای فرار استفاده کند. از این رو این موشک‌ها در عین دقت و کاربرد بسیار، تا حدودی خطرناک نیز هستند. با این وجود این موشک‌ها همچنان توسط ایالات متحده تولید و استفاده می‌شود. آخرین نسل این موشک ایم۷-اف (AIM7-F) می‌باشد که در جنگ‌های اخیر آمریکا در عراق و افغانستان بطور گسترده استفاده شد.

موشک ایم۹ سایدوایندر

ایم۹ سایدوایندر (AIM9 Sidewinder) در واقع اولین نوع موشک هوا به هوای ساخته شده توسط ایالات متحده‌است. از آنجا که استفاده از رادار درون هواپیما هنوز اجرایی نشده بود، راهکاری که جهت رهگیری و تعقیب اهداف هوایی در این موشک استفاده شد؛ اختلاف دمای بسیار زیاد گازهای خروجی از موتور هواپیما و محیط اطراف بود.

به این ترتیب که یک حسگر حرارتی که در واقع یک دوربین فروسرخ می‌باشد در سر موشک نصب شده که دایما در حال تصویربرداری می‌باشد. به دلیل اختلاف دمای زیاد گازهای خروجی از موتور هواپیماها و محیط اطراف، موقعیت هواپیما بصورت یک توده بسیار روشن در تصاویر این حسگر مشخص است که همین توده روشن به عنوان هدف مورد تعقیب موشک قرار می‌گیرد. از آنجا که این موشک هیچ نوع وابستگی به رادار ندارد، پس از شلیک کاملا مستقل عمل نموده و به اصطلاح شلیک و بعد هیچ می‌باشد. به این ترتیب خلبان پس از شلیک صحیح موشک می‌تواند تغییر مسیر داده و حتی منطقه را ترک کند. نسل‌های اولیه این موشک برد عملیاتی حدود ۳ مایل (در بهترین شرایط ۵ مایل) داشتند. اما مدلهای بهینه‌سازی شده مانند ایم۹-ایکس (AIM9-X) که در جنگنده پیشرفته اف-۲۲ راپتور هم استفاده می‌شود تا ۱۵ مایل برد عملیاتی دارند.

موشک ایم۱۲۰ آمرام

موشک ایم۱۲۰ آمرام (AIM۱۲۰ Amraam) مدل پیشرفته‌تر موشک ایم۷ می‌باشد. با پیشرفت تکنولوژی، امکان نصب یک سامانه رادار کامل در یک موشک هوا به هوا ایجاد شد. به این ترتیب این نسل از موشکها دارای یک سامانه راداری کامل و مستقل است. این سامانه پیش از شلیک موشک اطلاعات مربوط به هدف را از رادار هواپیما دریافت می‌کند و هدف را مشخص می‌نماید. بلافاصله پس از شلیک رادار داخلی موشک فعال شده و هدف مشخص شده را بصورت مستقل رهگیری و تعقیب می‌نماید. به این ترتیب مزیت اصلی این موشک قابلیت شلیک کن و فراموش کن بودن آن است. برد عملیاتی این موشک نیز مانند نسل قبلی خود ۴۰ مایل است. اما در مسافتهای بیش از ۲۷ مایل از دقت کافی برخوردار نیست.

موشک ایم-۵۴ فونیکس

شاید بتوان ایم-۵۴ فونیکس (AIM۵۴ Phoenix) را به عنوان بهترین موشک هوا به هوای ساخته شده در دنیا معرفی کرد که با نصب بر روی جنگنده اف-۱۴؛ این هواپیما را به یکی از اسطوره‌‎های نبرد هوایی مبدل کرده‌است. این موشک از نظر ساز و کار تفاوتی با موشک AIM۱۲۰ ندارد. اما رادار بسیار قویتر با برد ۱۲۰ مایل و قابلیت هدفگیری و شلیک از فاصله ۶۰ مایلی و البته با دقت برخورد به هدف باورنکردنی ۹۸ درصد، این موشک را به کابوسی برای هواپیماهای در حال جنگ با نیروی دریایی آمریکا و یا ایران بدل کرده‌است. علاوه بر مشخصات باورنکردنی موشک فونیکس، قابلیت منحصر به فرد هواپیمای اف-۱۴ در هدفگیری و شلیک ۶ موشک همزمان به ۶ هدف هوایی متفاوت که در هیچ جنگنده دیگری وجو ندارد نیز باعث شده تا این هواپیما به همراه موشک فونیکس به عنوان سلاح برتر هوایی و یا Top Gun شناخته شود.

البته ایالات متحده از سال ۲۰۰۷ هواپیماهای اف-۱۴ خود را از رده خارج ساخته و هم اکنون تنها کشور دارنده این هواپیما در دنیا ایران است. از طرفی تولید موشک فونیکس نیز متوقف گردیده اماایران تنها تولید کنندهٔ این موشک هوابه هوا در جهان است

موشک سجیل

در سال ۱۳۶۴ شمسی و در بحران جنگ ایران و عراق، کشور ایران به دلیل کمبود موشک‌های فونیکس قادر به مقابله با هواپیماهای عراقی نبود و از هواپیماهای اف ۱۴ تنها به عنوان رادار پرنده استفاده می‌شد، جهت برطرف شدن این نقص پروژه‌ای در معاونت جهاد خوکفایی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران تحت عنوان پروژه سجیل تعریف شد که منظور از این پروژه تبدیل موشک زمین به هوای هاوک به موشک هوا به هوا و سازگار نمودن آن با رادار هواپیمای اف ۱۴ بود که این پروژه در آبان ماه ۱۳۶۵ به نتیجه رسید و تست پرواز آزمایشی موشک سجیل اولین بار توسط سرهنگ خلبان فریدون -علی مازندرانی و سرهنگ محمد عقبایی کابین عقب ایشان انجام شده‌است. ضمنا برای اولین بار در منطقه هوایی بوشهر شلیک موشک سجیل توسط سرهنگ خلبان فریدون علی مازندرانی و کابین عقبی سرهنگ ابراهیم انصارین با موفقیت به سمت هواپیمای عراقی صورت پذیرفت. شلیک بعدی موشک سجیل در عملیات جنگی توسط سرهنگ خلبان اسدا... عادلی در منطقه کرمانشاه صورت پذیرفت


نوشته شده در تاريخ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه

موشک هوابه‌زمین                                                             

 

خلبان هواپیمای آ-۱۰ ثاندربولت در حال چک کردن موشک ای جی ام-۶۵ ماوریک

موشک کروز آلمانی Taurus KEPD ۳۵۰

موشک هوابه‌سطح یا موشک هوابه‌زمین (AGM: Air to Ground Missile or AGM or ASM or ATGM)، موشکی است که برای شلیک از روی هواگردها (بمب‌افکنها، هواگردهای آفندی، جنگنده‌ها و…) در حمله به اهداف سطح (چه روی زمین و چه روی دریا و یا هردو) و سلاح‌های تاکتیکی و نابود کردن نیروها هدف‌های زمینی مانند انبار اسلحه و مخازن کشتی‌ها و فرودگاهها بکار می‌رود. مشکلات پرتابی این موشک‌ها مانند موشک هوابه‌هوا است و برد آنان از چند تا چند صد کیلومتر متفاوت است. در گونه برد کوتاه این موشک‌ها بسبب سبکی، نگهدارنده ثابت و در گونه برد بلند، نگهدارنده جداشونده در آنان بکار می‌رود.

در مرحله بعد وضعیت‌های بدست آمده متعادل می‌شوند و کم‌کم برای رسیدن به سرعت مورد نظر تقویت می‌گردند. اگر برد قابل توجهی مورد نظر باشد، چند مرحله‌ای کردن موشک سودمند است (مانند کاری که در قدر ۱۱۰ انجام شد). در نصب بر روی هواپیما برای تنزل‌نکردن ویژگی‌های عملکرد هواپیماهای حامل، دقت زیادی می‌خواهد. مانورپذیری موشک‌های هوابه‌سطح بسبب سرعت پایین آنان خیلی کمتر از موشک‌های هوابه‌هوا است و نیز چون این موشک‌ها را علیه هدف‌های زمینی بکار می‌گیرند، به توانایی مانوری کمتری نیاز دارند.

این موشک‌ها مانند بمب‌های هدایت‌شونده و بدون موتور هستند؛ اما بسبب داشتن سامانه نیروی محرکه در آنان، موشک نام دارند. موتور راکت و موتور جت، دو سامانهٔ نیروی محرکه‌اند که بیشتر در موشک‌های هوابه‌سطح بکار می‌روند. همچنین برخی از موشک‌های ساخت شوروی سابق از موتور رام جت را بکار می‌گیرند که به آنان سرعت و برد بالایی می‌دهد.

معمولا هدایت موشک هوابه‌سطح با هدایت لیزری، هدایت مادون قرمز، هدایت نوری، هدایت راداری و علامت‌های جی‌پی‌اس انجام می‌گیرد که بستگی به نوع هدفشان دارد؛ برای نمونه کشتی‌ها را با رادار تشخیص می‌دهند.

موشک هوابه‌سطح و موشک سطح‌به‌سطح تفاوت‌های کوچکی دارند. برای نمونه گونه هواپرتاب موشک تاماهاوک وجود داشت گرچه هم‌اکنون موشک AGM-۸۶ جایگزین آن شده‌است. موشک‌های دیگر در نقش موشک ضد کشتی پنگوئن و موشک ضد کشتی AGM-۸۴ Harpoon استفاده می‌گردند. بیشتر موشک‌های هوابه‌سطح هم توانایی حمله به کشتی‌ها و هم توانایی حمله به اهداف زمینی را دارند گرچه برخی موشک‌ها بروزرسانی شده و می‌توانند هر دوی آنان را بصورت عالی اجرا کنند؛ برای نمونه موشک Standoff نسخهٔ آفند زمینی موشک AGM-۸۴ Harpoon است.

موشک بریتانیایی ضد تانک بریمستون با ویژگی شلیک و بعد هیچ.

مهمترین مزیت این موشک نسبت به انواع دیگر، دردسترس بودن آن برای بکارگیری در هواگردها و برای حمله به اهداف زمینی از مسافتی که آن‌ها فراهم نمایند، است. این ویژگی به هواگردها آنان اجازه می‌دهد که بتوانند در اوضاع سخت پدافندی از فاصله دور موشک خود را به سمت هدف پرتاب کنند. بیشتر موشک‌های هوابه‌سطح با ویژگی شلیک و بعد هیچ هستند و از رده پرمزیت‌ترین موشک‌های موازنه مسافت هستند و این به سکوی پرتاب موشک اجازه می‌دهد که هدفش را پس از شلیک موشک عوض کند. برخی از این موشک‌ها به اندازه‌ای بلند برد هستند که می‌توان آنان را از روی سطح افقی پرتاب نمود. این موشک‌ها (که یا موشک کروز هستند و یا موشک ضد کشتی) باید توانایی پیدا کردن هدف را بصورت مستقل داشته‌باشند. زیرمجموعه‌های موشک‌های هوابه‌سطح بصورت زیر تعریف شده‌است:

  • موشک هواپرتاب ضد تانک هدایت شونده (که بیشتر توسط بالگردها بکار می‌رود)
  • موشک هواپرتاب کروز
  • موشک هواپرتاب ضد کشتی
  • موشکهای ضد تشعشع

قاعدتا، هواگردی که بتواند ارتفاع بالایی بگیرد و با سرعت پرواز کند افزون بر آسیب به هدف، از موشک‌های پدافندی دشمن هم در امان است. برای موشک‌های دوربرد نوع هواگرد چندان تاثیری ندارد؛ زیرا آنان می‌توانند از فاصله دور هدف را مورد اصابت قرار دهند؛ اما در موشک‌های کوتاه‌برد هواگرد مجبور است از فاصله کم و ارتفاع زیاد موشک خود را پرتاب کند


نوشته شده در تاريخ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه

موشک زمین‌به‌هوا

    

موشک زمین‌به‌هوا یا موشک سام موشکی است که از زمین برای نابود کردن هواپیما شلیک می‌شود و جزئی از سامانه ضد هواپیمای جنگی است.

موشک‌های سام مستقر در زمین می‌توانند از پرتابگرهای ثابت یا متحرک که چرخ‌دار هستند یا روی وسیله نقلیه قرار می‌گیرند شلیک شوند. سام‌های بزرگتر باید روی پرتابگرهای ثابت قرار گیرند اما می‌توانند به دلخواه روی پرتابگرهای متحرک نیز قرار گیرند یا یدک‌کشی شوند. کوچک‌ترین موشک‌های سام می‌توانند توسط یک نفر حمل و شلیک شوند. اینگونه سام‌ها سامانه‌های ضد هوایی دستی (MANPADS) نام دارند.

سام (SAM) سرواژه‌ای انگلیسی و مخفف عبارت Surface to Air Missile است که به صورت SA نیز نوشته می‌شود.


نوشته شده در تاريخ شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392 توسط صاعقه
 

www.smartbrief.com

سایت AIA معرفی کننده یک سرویس خبری درباره علوم هوافضا می باشد که از طریق پست الکترونیکی برای افرادی که در این سایت ثبت نام می کنند اخبار و تازه های این علم را ارسال می کند . افراد علاقمند به دریافت این اطلاعات باید اطلاعات شخصی و E-mAil خود را در سایت وارد کنند تا خبرهای روزمره به پست الکترونیکی آنها فرستاده شود .

www.airspacemag.com/

در این سایت به معرفی مجله AIR&SPACE پرداخته می شود . این مجله به عنوان یک مجله آموزشی در زمینه هوافضا شناخته می شود . امکان عضویت در این سایت فراهم آمده است . همچنین می توان در صورت عضویت در سایت مجله مورد نظر را دریافت کرده و از آرشیو انتشارات برای دریافت شماره های قبلی مجله نیز استفاده نمود . امکان استفاده از خدماتی چون کتابخانه دیجیتالی ، راهنمای سایت ، اطلاعات فنی و ارسال E-mAil به سایت در این سایت فراهم آمده است .

www.onera.fr/english.html

سایت ONERA متعلق به انجمن هوافضای اتحادیه اروپا می باشد . در سایت می توان به اخبار و رویداهای مهم در زمینه هوافضا دسترسی داشت . همچنین می توان اطلاعاتی درباره کنفرانس ها و همایش های برپا شده در زمینه علوم مورد بحث را در این سایت مورد مطالعه قرار داد . کاربردهای علومی نظیر مهندسی سیالات و انرژی ، مواد و سازه ها ، فیزیک و کامپیوتر در علوم هوافضا را در سایت می توان مشاهده نمود . برنامه ها و پروژه های در حال انجام یا در دست بررسی هوافضای اروپا را نیز می توان در این سایت مورد مشاهده قرار داد .

www.flightgear.org/

سایت FLIGHTGEAR به معرفی یک نرم افزار شبیه سازی پرواز می پردازد . این نرم افزار با ساختاری شبیه به SIMULATION های نظامی ، توانائی راهنمائی و آموزش نیروهایی را که احتیاج به آموزش دارند را دارد و می توان به وسیله آن پرواز یک هواپیما را شبیه سازی کرد .

www.aviationnow.com/avnow/

این سایت به نام AVIATION یا هوانوردی به اطلاع رسانی درباره صنعت هوانوردی می پردازد . تازه های این صنعت را می توان در سایت مشاهده نمود . همچنین امکانSEARCH در سایت فراهم آمده است تا مراجعه کنندگان به سایت بتوانند اطلاعات مورد نظرشان را از سایت استخراج کنند . اخبار روزانه ، تکنولوژی های هوائی ، تعمیرات هواپیماها ، پرنده های نظامی و اطلاعات فرودگاه های بین المللی را نیز می توان در این سایت مشاهده کرد .

http://naca.larc.nasa.gov/

سایت NACA یکی از زیر مجموعه های NASA می باشد که به ارائه خدمات مشورتی به مراجعه کنندگان به این سایت در زمینه هوانوردی می پردازد . در سایت می توان به اخبار هوانوردی روز دسترسی پیدا کرد ، همچنین می توان از ابزار جستجوی سایت بهره برد و اطلاعات مورد نظر را در این سایت جستجو کرد . موتور جستجوی سایت به دو صورت ساده و پیشرفته موجود است و امکان جستجوی بهتری را فراهم می کند .

www.aero.org/publications/crosslink/

این سایت مربوط به شرک اطلاع رسانی CROSSLINK می باشد . در سایت به اطلاعاتی درباره خود موسسه ، اخبار و اطلاعات صنعت هوانوردی ، امکان استفاده از آرشیو اطلاعات هوانوردی ، برنامه های موسسه ، اطلاعاتی درباره سیستم های مختلف وسایل پرنده ، آموزش در انستیتوی هوافضا ، انتشارات اعم از مجله و کتب منتشر شده در این موسسه ، اخبار مربوط به کنفرانس ها و امکان جستجو در مطالب مطبوعات منتشر شده در سایت می توان برخورد نمود .

www.aerospaceweb.org/

سایت AEROSPACEWEB ارائه کننده اطلاعات و مطالب آموزشی وسیعی در زمینه علوم هوافضا می باشد . در سایت می توان به مواردی از قبیل موتور جستجوی مطالب ، موزه هواپیما ، طراحی و اصول آن در صنعت هوافضا ، پرسش و پاسخ از یک متخصص راکت و ماشین حساب تخصصی محاسبه گر مسائل آیرودینامیک برخورد کرد که هر کدام ارائه کننده خدمات گسترده ای می باشند .

www.asc.nasa.gov/

سایت AS به معرفی پروژه ها و برنامه های ناوبری هوائی می پردازد . روش های ناوبری هواپیماها در فرودگاه ها و همچنین در فضای آزاد نیاز به برنامه ریزی و دقت بسیار بالائی دارد . این سایت که یکی از زیر مجموعه های تحقیقاتیNASA می باشد درباره ناوبری و سیتم های متداول و سیستم های جدید به ارائه اطلاعات می پردازد . پروژه ها ، آموزش و خبرنامه ها موسسه و تحقیقات به عمل آمده را می توان در سایت مشاهده کرد . همچنین می توان مطالبی درباره شبیه سازی پرواز ، سیستم های برج مراقبت ، هواپیماهای فوق سبک و ناوبری آنها ، سیستم های مخابراتی ، سیستم خلبان اتوماتیک و رادارها در این سایت مشاهده کرد .

www.pubs.asce.org/journals/as.html

این سایت ژورنالی به نام ASCE را درباره مهندسی هوافضا ارائه می کند . این مجله که توسط دانشگاه جنوب کالیفرنیا اداره می شود به مطالب گسترده ای درباره هوافضا می پردازد . همچنین در سایت می توان به جستجوی مطالب درون مجله پرداخت و از آن بهره برد .


.: Weblog Themes By Pichak :.


فونت زيبا ساز
دیروز امروز فردا تقویم رومیزی
حرکت متن دربالای صفحه صاعقه  ابزارهای زیبا سازی برای سا

<script type= فونت زيبا ساز
زمین

كد ماوس

گالری

برای نمایش تصاویر گالری صاعقه كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

چرخش متن

جاوا اسكریپت

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
  • قالب بلاگ اسکای
  • تینا تولز